و نم ( عرسا «فاضاز
۰ ی ِ" ی 9و ال / سر 3 تس ۳
7 را یرو ) داي
(مجموع اسناد و روابط خارجی /۲)
اسنادی از
روابط ایران و انگلیس در عهد محمد شاه فاحار
۰ دق
به کوشش: مینا ظهیرنژاد ارشادی
مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی تهران-۱۳۸۱
نهرستنویسی پیش از نشار
ایران. وزارت امور خارجه. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی
اسنادی از روابط ایران و انگلیس در عهد محمدشاه قاجار (۱۲۵۰ تا ۱۲۶۴ «.ق) | به کرشش مینا ظهیرنژاد ارشادی؛ [یرای] مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی [وزارت مور خارجه]. -تهران: وزارت امور خارجه, مرکز چاپ و انتشارات» ۱۳۸۱.
۳ ص.: (مجموعه اسناد و روابط خارجی؛ ۲)
بها: ۱۲۰۰۰ ریال. : - 128 -361 -964 15131
فهرستنویسی بر اساس اطلاعات فیپا.
۱ ابران - روابط خارجی انگلستان اسناد و مدارک. ۲. انگلستان -روابط خارجی -ایران . اسناد و مدارک. ۳. ایران تاریخ - قاجاربان ۱۳۴۴-۱۱۹۳ ق. - اسناد و مدارک. ۴ محمد قاجار: شاه ایران» ۱۲۶۴-۱۲۲۲ ق. اسناد و مدارک, الف. ایران. وزارت اسور خارجه. مرکز چاپ و انتشارات. ب. ظهیرنژاد ارشادی, میناه ۱۳۳۰ - .ج. عنوان. ۵الف ٩ اف / ۱۳۶۶ +۲5 ۷۷ ۹۵۵۱ کتابخانه ملی ایران ۶۸۱-۲
استادی از روابط ایران و انگلیس در عهد محمدشاه قاجار (۱۲۵۰ تا ۱۲۶۴ «.) به کوشش: مینا ظهیرنژاد ارشادی
چاپ اوّل: ۱۳۸۱
شمارگان: ۱۰۰۰ جلد
طرح روی جلد: شهرزاد تهرانی
طراحی» لیتوگرافی؛ چاپ و صحافی:
دفتر مرکزی: مینی سیتی میدان شهید محلاتی؛ خیابان نخل, خیابان وزارت امور خارجه تلفن: ۲۴۵۸۶۰۱۲-۷ دورنگار: ۲۴۵۸۶۰۳
فروشگاه شماره ۲: تهران خیابان شهید باهنر, خیابان شهبد آفایی
صندوق پستی ۰۱۹۳۹۵/۴۷۴۶ تلفن: ۲۸۰۲۶۵۸-۵۹
فروشگاه شماره ۳: تهران,انتهای خیابان شهید باهش میدان شهید باهنره تلفن: ۲۲۹۲۲۷۰-۷۱
پیشگفتار هد او 5 و وه اکن ارم یراع یرای هوق مقدمه مرو مه خی بای 6 و سر اه وک ماه سا م اطع رن دراه هم و اه ور و فصل اول: اسناد روابط سیاسی ایران و انگلیس واه ماو وروی رهم موی و ۲۷۶۵ ۱. مراسله لرد پالمرستون وزیر دول خارجه انگلیس به محمدشاه قاجار در باب جلوس مشارالیه بر تخت سلطنت و روابط دو کشور ايران و انگلیس ی ۲۹
۲. مراسله سرهتری الیس وزیرمختار انگلیس به میرزا مسعودخان انصاری وزیر دول خارجه در باب برابر شمردن نام انگلیس و روسیه در مجالس رسمی ۰.۰ ۳۲ ۳. مراسلهٌ وزارت دول خارجه به سفارت انگلیس در باب پرداخت پنجاه هزار تومان کسر دویست و پنجاه هزار تومان بابت حذف دو فصل
از عهدنامة منعقده میان ایران و انگلیس 0 ۲. مراسلاً سفارت انگلیس به وزارت امورخارجه در باب موضوع فوق ۳ ۵ مراسلة سفارت انگلیس به وزارت امورخارجه در باب موضوع فوق دوک و ۳۶ ۶ مراسلةٌ وزارت دول خارجه به سفارت انگلیس در باب پرداخت
دویست هزار تومان وجه مداد سالیانه به ايران در زمان جنگ پیز ۷ سواد مراسلة وزیرمختار انگلیس به وزیر دول خارجه و بالعکس در پاب
عزیمت عالیجاه میرزا جعفر به مصر هر دا هت هی و وه با وی ۱۳
۸ مراسلهٌ وزیرمختار انگلیس به وزیر دولخارجه در باب انتصاب سرجان مکنیل به عنوان فرستاده ویژه و وزیرمختار انگلیس در ایران اه هب ۱۴۱۳
٩ عریضه وزیرمختار انگلیس به محمدشاه قاجار در باب عزیمت سرجان
۰ مراسلة وزیرمختار انگلیس به وزیر دول خارجه در باب فرار سه تن از
شاهزادگان ایرانی به انگلیس ( ۱ مراسلة وزارت دول خارجه به سفارت انگلیس در باب موضوع فوق و ۲ مراسلة وزیرمختار انگلیس به وزیر دول خارجه در باب موضوع فوق ی ۳. مراسلةٌ وزیر دول خارجه به وزیر دول خارجه انگلیس در باب روابط
فوتانه ین در کشتور ایرانرو انگلیس اواامور مبوط به تا رزت وی ۴ مراسلةً سرجان مکنیل وزیرمختار جدید انگلیس در ایران به حاجی
میرزا آقاسی صدراعظم ایران در باب ملاقات با مشارالیه و محمدشاء قاجار تن ۵ مراسلةٌ حاجی میرزاآقاسی به وزیرمختار جدید انگلیس در باب آمدن
مشارالیهبهایران 0[ ۶ مراسلةٌ وزیر دول خارجه به وزیرمختار انگلیس در پاب حمایت و
جانبداری بالیوز انگلیس در بغداد از میرزا مهدی بالیوز دولت ایران در همان شهر. .
۷ مراسلةٌ وزیرمختار انگلیس به وزیر دول خارجه در باب موضوع فوق م ی
۸. مراسلة وزارت دول خارجه به سفارت انگلیس در باب موضوع فوق و ٩ مراسلهٌ وزارت دولخارجه به فرمانفرمای هندوستان در باب روابط
دوستانه دو کشور ایران و انگلیس موم یام رهم هام و ام و همه مر اه ری ماه رش رده
۰ مراسلهُ وزارت دول خارجه به وزیرمختار انگلیس در باپ عزیمت
مشارالیه به اردوی محمدشاه قاجار ۳ ۱ مراسلهٌ وزارت دولخارجه به سفارت انگلیس در باب پرداخت پنجاههزار
تومان باقیمانده جهت حذف دو فصل از عهدنامه منعقده میان ایران و انگلیس... ۲ مراسلةٌ وزارت دول خارجه به سفارت انگلیس در باب پرداخت وجه امداد
سالیانه به ایران در زمان جنگ . ...........-... 4
۳ مراسل وزیرمختار انگلیس به وزیر دولخارجه در باپ تجدید سفارت
مشارالیه در ایران 9[
۴ مراسلة وزیرمختار انگلیس به وزیر دولخارجه در باب فوت ویلیام چهارم امپراتور انگلیس و جلوس ملکه ویکتوریا بر تخت سلطنت. 0( ۵ سواد فرمان محمدشاه قاجار به میرزا حسینخان مقدم آجودانباشی در باب انتصاب مشارالیه در زمره اکابر مشورتخانة خاص پادشاهی را
۶ سواد فرمان محمدشاه قاجار به وزیرمختار انگلیس در باب اعزام
میرزا حسینخان آجودانباشی به انگلیس جهت عرض تسلیت و تهنیت
به مناسبت فوت ویلیام چهارم و جلوس ملکه ویکتوریا 2 ۷ مراسلةٌ میرزا علی نایب وزارت دول خارجه به وزیرمختار انگلیس
در باب مأموریت محوله به آجودانباشی کی ۸ مراسلة میرزا جعفر یکی از مأمورین دولتی در اسلامبول به وزارت
دولخارجه در باب سفارت میرزا حسینخان آجودانباشی وه ٩ سواد فرمان محمدشاه به وزیرمختار انگلیس در باب هرات هه ۰ سواد مراسلٌ وزیر دولخارجه به وزیر مختار انگلیس در باب ارجاع خدمت
به استادرت صاحب هم ام مش ای هو مره مرو عادو
۱ مراسلةٌ سرجوستین شیل به وزیر دولخارجه در باب ایجاد اغتشاش در بوشهر ..
۲ مراسلهٌ وزیرمختار انگلیس به وزارت دول خارجه در باب بیحرمتی نسبت
به اولیای دولت انگلیس ه رهنم ه ماو وبو کوه ق اه رهام شاه واه ۳ مراسلةٌ وزارت دول خارجه به وزیرمختار انگلیس در باب موضوع فوق و
۳۴ مراسلة وزارت دولخارجه به وزیرمختار انگلیس در باب هرات و جزیره خارک ..
۳۵ مراسلهٌ وزارت دولخارچه به عالیجاه محمودخان در باب اجتتاب
صاحبمتصبان انگلیسی از همراهی قشون ایران در سفر هرات. 1
۶ مراسلا وزیرمختارانگلیس به محمدشاه قاجار در باب انصراف اولیای دولت
اپران از تسخیر هرات وم وم وم وم و وم
۷ مراسلٌ وزارت دولخارجه به وزیرمختار انگلیس در باب بازگشت مشارالیه
۸ مراسلة لرد پالمرستون به وزیر دولخارجه در باب سفارت آجودانباشی و
روابط دو کشور ایران و انگلیس اه
4 سواد فرمان محمدشاه به وزارت دولخارجه در باب حفظ امنیت اتباع و متعلقات سفارت انگلیس در ایران و هه ۰ مراسلة وزارت دولخارجه به سفارت انگلیس در باب ارسال معذرت نامه
درخواستی لردپالمرستون وه ۱ سواد مراسلةٌ وزارت دولخارجه به سفارت انگلیس در باب قبول درخواستهای لرد پالمرستون 7
۲ مندرجات روزنامهٌ لوسیکل (1610016) چاپ بونان در باب روابط خصمانه
ایران و انگلیس» هرات» تصرف جزیره خارک توسط قشون انگلیس و غیره بِ_ ۳ مراسلٌ وزیر دول خارجه انگلیس به حاجی میرزا آقاسی در باب روابط دو
کشور ايران و انگلیس وه وه مها یه ماه و مهو هه باه ماو و ان ۴ مراسلهٌ وزارت دول خارجه به لرد ابردین وزیر دولخارجه انگلیس
در باب عدم پرداخت وجه امداد سالیانه به ایران در زمان جنگ اه ۵ مراسلهٌ سرگرد سرجستین شیل وزیرمختار انگلیس به وزارت دول خارجه
در باب انگلیسیهای مدفون شده در جزیره خارک یا
فصل دوم. اسناد روابط نظامی ایران و انگلیس که
۶ سواد مراسلهٌ امنای دولت انگلیس به فرمانفرمای هندوستان در باب
تعلیمات نظامی سربازان ايران و ارسال دوازدههزار قبضه تفنگ به ایران 4 ۷ مراسلةٌ سرجان کمبل وزیرمختار انگلیس به قائممقام فراهانی صدراعظم ایران
در باب موضوع فوق و( ۸ مراسلةٌ وزارت دولخارجه به وزیرمختار انگلیس در باب ارسال تفنگها
٩ مراسلةٌ وزارت دول خارجه به وزیرمختار انگلیس در باب تحویل نه هزار
قبضه تفنگ باقیماندهبهایان | ۰ مراسلةٌ وزارت دول خارجه به سرهنری الیس وزیرمختار انگلیس
در باب مو ضوع فوق و( ۱ مراسلهٌ مختار انگلیس به وزیر دول خارجه در باب هزینه تفنگهای
ارسالی به ایران و ۲ مراسلةٌ وزیرمختار انگلیس به وزیر دول خارجه در باب موضوع فوق.... تک ۳ مراسله وزارت دولخارجه به وزیرمختار انگلیس در باب موضوع فوق مب ۴ مراسلٌ وزارت دول خارجه به سفارت انگلیس در باب مأموریت
سرتیپ برجیس در خصوص ابتاع اسباب حرییه 1( ۵ مراسلةٌ وزیر دول خارجه به سفارت انگلیس در باب عدم اغذ
حقوق گمرکی از مستربرجیس 1(
۶ مراسلهٌ سفارت انگلیس به وزیر دول خارجه در باب حمایت و
جانبداری از مستر برجیس هو ی و وم ۷ قرارداد منعقده میان سرتیپ برجیس و وزیر دول خارجه در باب
ابتیاع اسباب حربیه از انگلیس و چگونگی پرداخت هزينة آن و ۸ مراسلهٌ وزیر دول خارجه به ناظر امورخارجه دولت روم در باب
عدم مطالبه حقوق گمرکی از مستربرجیس 1 ٩ مراسلة وزارت دول خارجه به اسعد پاشا سر عسکر ارزنةالروم
در باب موضوع فوق تم هر رم موی مدع یش هرک عم وه هو
۰ مراسلهٌ وزارت دول خارجه به یکی از مأمورین دولتی در باب موضوع فوق.... ۱ مراسلٌ وزیر دول خارجه به لرد پالمرستون در باب مأموریت سرتیپ برجیس .. ۲ تعهدنامه سرتیپ چارلز برجیس ار هی ری واه بوک مر ۳ مراسلهٌ وزیرمختار انگلیس به حاجی میرزا آقاسی در باب
واگذاری مسکن به دو صاحبمنصب انگلیسی 1
۴ مراسلةٌ وزارت دول خارجه به سفارت انگلیس در باب اعزام مستر تاد
و فرند به دارالخلافه تهران ره دورو مق نیهوت ماج کی رک ی
۵ مراسلهٌ وزیرمختار به وزارت دول خارجه در باب احضارکرنل جان ۳ فصل سوم. اسناد روابط اقتصادی ایران و انگلیس و
۶ مراسلةٌ یکی از مأمورین دولتی به وزارت دولخارجه در باب
حقوق گمرکی مالالتجارههای انگلیس در ایران یه ۷ سواد مراسلهٌ وزارت خارجه به وزیر مختار انگلیس در باب موضوع فوق و ۸ مراسلهٌ وزیرمختار انگلیس به وزارت دول خارجه در باب انعقاد
عهدنامهٌ جدید تجارتی میان ایران و انگلیس 9( ٩ مراسله وزارت دول خارجه به سفارت انگلیس در باب موضوع فوق هر جروج ۰ مراسلةٌ وزیرمختار انگلیس به وزیر دول خارجه در باب موضوع فوق م و ۱ مراسلة وزیر دول خارجه به وزیر مختار انگلیس در باب منسوخ بودن
عهدنامة سایق تجارتی م و یه دم هر ی مک هه هر هر اه رم وله
۷۳ مراسلةٌ وزارت دول خارجه به سفارت انگلیس در باب مخالفت با انعقاد
۴ مراسلةٌ وزارت دول خارجه به سفارت انگلیس در باب عدم موافقت
دولت ایران با انتصاب قونسول در ولایات ایران ره ۵ مراسلهٌ وزیرمختار انگلیس به وزیر دول خارجه در باب امور مربوط به تجارت . ۷۶ فرمان محمدشاه به جنرال لنزی براند در باب پرداخت مواجب به استادان و
۷ مراسلةٌ حاجی میرزا آقاسی به وزیر دول خارجه در باب قرار و مدارهای
تجارتی میان ایران و انگلیس ...۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ 9 ۸ مرا وزارت دول خارجه به سفارت انگلیس در باب اقامت
وکیلالتجار در درالخلافه تهران و تبریز ره موم ٩ مراسلةٌ وزارت دول خارجه به وزیرمختار انگلیس در باب موضوع فوق ت_ ۰ مراسلةٌ میرزا علی نایب وزارت خارجه در باب چگونگی پرداخت
حقوق گمرکی مالالنجارههای انگلیس و اقامت دو وکیلالتجار در تهران و تبریز .۰
۱ سواد مراسلة میرزا علینایب وزارت دول خارجه به وزیرمختار انگلیس
در باب اصرار پیمورد دولت انگلیس در خصوص انعقاد عهدنامه جدید تجارتی. ۲ مراسلهٌ وزیرمختار انگلیس به نایب وزارت دول خارجه در باب موضوع فوق... ۳ مراسلهٌ وزیرمختار انگلیس به نایب وزارت دول خارجه در باب
امور مربوط به تجارت ی ۴ سواد مراسلةٌ وزیرمختار انگلیس به نایب وزارت دول خارجه در باب
عدم صدور اختیارنامه جهت حل و فصل امور مربوط به تجارت ی ۵ مراسلة وزیر دول خارجه به وزیرمختار انگلیس در باب اخذ اختیارنامه
باعل و تضا آمورتربوط ند قمارت ین ۶ تفضیل عهدنامه تجارتی میان ایران و انگلیس و ۷ سواد فرمان محمدشاه قاجار به وزیر دول خارجه در باب آقامت دو
وکیلالتجار انگلیس در تهران و تبریز مه مرو هه ماه وی و یو ۸ سواد مراسلهة تایب وزارت دول خارجه به وزیر مختار انگلیس در باب
موضوع فوق ۹ ٩ متن فرمان محمدشاه قاجار به وژیر دول خارجه در باب قرارداد تجارتی س__
۰ مراسله وزیرمختار انگلیس به وزیر دول خارجه در باب توقف بالیوز دولت :
انگلیس در بندر بوشهر هک ده ای کی و موی وه مهو و ۱:۵1 ۱ متن عهدنامه جدید تجارتی منعقده میان ابران و انگلیس تن هی ۱۲۷۵۳ فصل چهارم. اسناد بردهداری و برده فروشی. ره خر مور چاه متا روز که وم هم موه هاق۷
۲ مراسلهٌ سرهنگ فرانسیس فرانت کاردار انگلیس به حاجی میرزا آقاسی
در باب موقوف نمودن حمل و نقل بردههای سیاه از راه دریا ۷۳ ۲۵ ۳ مراسلةٌ سرجوستین شیل وزیرمختار انگلیس به حاجی میرزا آقاسی
در باب انعقاد قرارداد ممنوعیت داد وستد برده میان انگلیس و امام مسقط ۳۹ ۳ مراسلة سر جوستین شیل به حاجی میرزا آقاسی در باب امتناع دولت ایران
از ممنوع اعلام نمودن خرید و فروش برده ره مه م۱۱ ۵ مراسلهة وزیرمختار انگلیس به صدراعظم ایران در باب صدور فرمانی
در خصوص ممنوعیت حمل پردههای سیاه از بحرالعجم به بنادر ایران یی ۱۲۱۱۳ ۶ مراسلةٌ وزیرمختار انگلیس به صدراعظم ایران در باب درخواست انگلیس
در خصوص ممنوعیت حمل و نقل بردههای سیاه ی یرو ۲ ۷ مراسلةٌ وزیرمختار انگلیس به صدراعظم ایران در باب مواعید دولت ایران
در خصوص ممنوع نمودن حمل و نقل بردههای سیاه از راه دربا ۱ ۸ مراسلة وزیرمختار انگلیس به صدراعظم ایران در باب بازربردهفروشی
٩ مراسلة وزیرمختار انگلیس به صدراعظم ایران در باب تجسس و تفحص کشتیهای مظنون به حمل بردههای سیاه در دریای عمان توسط
۰ مراسلةً وزیرمختار انگلیس به محمدشاه قاجار در باب ممانعت از آوردن
بردگان سیاه به محمره هم ماوت کر رام وم و ۲۳۳ ۱ مراسلة تایب آجودانباشی به وزارت دول خارجه در یاب ضبط غلام و
کنیز شخصی به نام آقا نجفعلی توسط مأمورین انگلیس هو وی ۴۷۶ ۲ مراسله کاردار انگلیس به صدراعظم ایران در باب صدور فرمانی
در خصوص ممنوعیت حمل و نقل برده از راه دریا هه و هه همم نا ۷۱۲۸
یازده
۳ مراسلهٌ کاردار انگلیس به صدراعظم ایران در باب موقوف نمودن حمل و نقل بردههای سیاه از راه درا هو وم منم وه
۴ سواد عهدنامه مجمل و و وم و هویم موم مه موم موم همم هه موه ۵ صورت عهدنامه که دولت ایران با دولت انگلیس در دفعه ثانی
به توسط مستر الیس ایلچی دولت مزبور بسته است ی وج بای ۶ صورت اجتحاجی که مستر الیس ایلچی دولت انگلیس پسته است و
دوازده
پیشگفتار
ن
بدون تردید ضرورت بازنگری و مطالعه عملکردهای پیشینیان به منظور کسب تجربه یکی از ویذگیهای فعالیت هوشمندانه در عرص سیاست خارجی است. امروزه یک کارگزار سیاست خارجی باید بتواند در برابر مسائل و بحرانهای حوز؛ کاری خود تصوری دقیق و سنجیده از موضوعات داشته باشده تا در هنگام مواجهه به شرایط ویژه از قدرت تصمیمگیری و انجام واکنش لازم در حداقل زمان ممکن بهره جوید. این مهم مقدور نمیگردد مگر زمانی که بر سوابق تحولات و عملکردهای گذشته [شراف حاصل آید و بتوان در مواجهه با هر مسئلهای تمام احتمالات ممکن را زآفرنی کرد
گنجینه ارزشمند و پراهمیت اسناد وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایبران که در برگیرنده مهمترین استاد و مدارک سیاسی چند قرن گذشته است میتواند به این نیاز طبیعی کارگزاران سیاست خارجی پاسخ دهد. در اين راستا مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی بر اساس قانون مصوّب مجلس شورای اسلامی تحت نظر شورای عالی نظارت بر تدوین و نشر استاد فعالیت مک
رضا نظرآهاری دییر مجموعه
مقدمه
انگلستان با وسعت ۲۴۴,۰۴۶ کیلومتر مربع بین آبهای اقیانوس منجمد شمالی, اقیانوس اطلس. دریای شمال و دربای مانش واقع شده است و نصفالنهار مبدا از جنوب شرقی آن از ناحیه گرینویچ در حوماٌ لندن عبور میکند.! انگلستان از لحاظ جغرافیای طبیعی به سه ناحیه تقسیم میشود: الف: اسکاتلند که از شمال به اقبانوس اطلس شمالی» از مشرق به دریای شمال, از جنوب به کوههای شویت " و از غرب به دریای هبرید " محدود میشود. ب: آلستر (ایرلند شمالی)» که در شمال شرقی جزیر؛ ایرلند واقع شده و ناحية نسبتأ کم ارتفاعی است. کانال شمال بین اين ناحیه و اسکاتلند قرار گرفته و دریای ایرلند و اقیانوس اطلس را در سه بخش شمالی به یکدیگر مرتبط میسازد. ج: انگلند و ویلزن که قسمت جنوبی انگلستان را تشکیل میدهند. انگلستان دارای جزایر متعددی است که از نظر موقعیت طبیعی به گونهای واقع شدهاند که همواره این کشور را در طول تاریخ از شر حملات و هجومهای طوایفی که گاه و بیگاه به این کشور یورش میبردنده در آمان نگه داشته و نیز باعث شدهاند که مردم آن کشور از لحاظ نفوذ اخلاق و عادات و سنن خارجی بر کنار باشند و روش زندگانی خاص خود را دنبال کنند. تأثیر دیگر جزایر از این جهت بوده است که انگلستان همواره با تقویت نیروی دریایی خود به نقاط محجوب. محمود +گیتاشناس ی کشورها گیتاشناسی» ۰۱۳۶۲ ص ۰۲۸
068 ,3 معط .2 ۴ عبادی کورش؛ انگلستان وزارت امور خارجه موسسهٌ چاپ و انتشارات. ۰۱۳۷۳ صص ۶۰۵
شماره سند: ۱۳
فرستنده: وزیر دول خارجه
گیرنده: وزیر دول خارجه انگلیس (لرد پالمرستون)
موضوع: روابط دوستانه بین دو کشور ایران و انگلیس: امور مربوط به تجارت تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۲ ه.ق]
۳
متن سند:
سواد کاغذیکه در وقت معاودت مستر الس به وژیر دول خارجه انگلیس نوشته شد
چون به خواست خدای یگانه یگانگی و الفت دولتین ابد تأسیس ایران و انگلیس به سرحد کمال و بنیان کاخ دوستی حضرتین در غایت استحکام و استقرار است بر بنیان جانبین لازم است که یکدیگر رسوم مصافات و مراودت و شروط موالات و موالفت را مرعی و مسلوک دارند.
در این وقت که جناب هنری الس مشیر خاص و ایلچی بزرگ مخصوص آن دولت بهیّه از دربار این شوکت علیه مراجعت میکرد؛ لازم آمد که به تحریر و ترسیل این صحیفه الواد پردازد و بنیاد اتحاد را مشید سازد و در طی آن اظهار میشود که عریضه آن جناب را عالیجاه شهامتپناه کپیتان مکدانیلد از پیشگاه حضور همایون اعلیحضرت شاهنشاهی خلداله ملکه و سلطانه گذرانید و فقرات مسطورهاش که از فاتحه تا خاتمه متضمن کمال دولتخواهی و صلاحاندیشی ومبنی از رسوم مصلحتجویی و خیرخواهی بود ملحوظ انظاز مهر آثار شاهانه و آنچه محض کمال دولتخواهی به خامه ارادت
نگارش رفته بود در نظر اقدس مقبول و مستحسن آمد و باعث ازدیاد و شوق و اعتماد
۵۳
ایالات فارس و خوزستان و شجاع/لساطنه کرمان ت قائنات را از آن خود میدانستند.! اما با تمام
این اوضاع و احوال مدز با کمک و عمراهی میا والقسمقاثوقام" وب دخالت د
حمایتگراف سیمونیچ" وزیرمختار روسیه و سرجان ملکم کمپی " وزیرمختارانگلیس از تبریز (. حان ملک ساساتی: دست پنهان سیاست انگلیس در ایران» انتشارات هدایت؛ ۰۱۳۵۲ ص ۰۱۳
مقام ثانی) زیر عباس میرزا نایبالسلطنه و صدراعظم محمدشاه قاجار فرزند میرزا عیسی فراهانی مشهور به میرزا بزرگ قائممقام اول و از رجال بزرگ ادب و سیاست و از مقاخر ایران بوده است. وی در ۱۹۳ ۱ د.ق در مزاوه فرامان؛ اراک متولد شد ودر ۶ دق پس از فوت برادرش بزرگ قائممقام در ۱۲۳۷ هرق به منصب و مقأم
۲ میرز ابوالقاسم فراهانی (قائم
میوزا حسن به وزارت عباس میرارسید و پس از فوت میرژ ار نائل گشت. در فرمان قاممقامی که برای میر قاس صادر شده بوده او را سید الوزارء نیز ذکر کراند قائممقام از ۱۲۳۹ تا ۴۱ مت از دستگاهعباس مرا مفزول و مطرود شد. وی پس از عزل به هرا ام فتحعلیشاه او رابه وزارت و سرپرستی پسرش فرخ میرزا نیرالذوله که به حکومت همدان منصوب شله بود تعبین و روانه کرد. قائممقام در اوایل جنگ دوم ايران و روس (۱۲۴۱ درق ۱۲۲۳ ه.ق) مجدداًوارد دستگاه عباس میرزا شد و در ۷۴۱ هت با گوهرملک خانم دختر فتحعلیشاه خواهر اعیانی عباس میرزا ازدواج کرد. پس از فوت فتحعلیشاه فاحار در ۱۳۵۰ هق و جلوس محمدمیرزا بر تخت سلطنت؛ منصب صدارت و وزات به قائممقام که در مملکتداری بینظیر بود سپرده شد. وی در آناک زمان تمرکز فدرت و ساطنت را بای محمدشاه مها ساخته»تمام گردنکشان مملکت را معطیع و نقاد کرد و اگر حسودان هرت داهلی و سیاست خی وی اه حال خود مگاشتند موق به اصلاحات عشه بر و لشکری و ادبی میگشت. بیگانگان چون دیدند که قائممقام ممکن است با کاردانی خود مملکت را ترقی داده و از زیر بار استعمار آنان بیروك آورد: توسط عمال خود به محمدشاه وانمود کردند که قائممفام خبال سلطنت در سر دارد. این وسوسههای شیطانی عاقبت در وجود محمدشاه مژثر وافع شد و تصمیم به قتل ری گرفت. قائممقام در تاریخ ۴ صفو ۱۲۵۱ هرق از طرف محمدشاهبه اغ نگارستان احضار شد و پس از چند روز زندانی شدن به دستور وی خفه گردید.
قائممقام تثر فارسی را از تشبیهات و افکار سبک هندی بیرون آورد و در نوشنجات خود تا توانسته است لفات مأنوس مصطلح به کار برده و شالودهنفنویسی امروز را ریخته و یک تن اسلوب نویسندگی ر عوض کرده است. از حمله تألیفاتی که به او نسبت میدهند کتابی است به نام «شمایل خاقان). (مأحذ: بامداده مهدی؛ شرح حال رجال ایران (در قر ۲ ۱۳ و ۱۴ هجری) انتشارات زواره ۰۱۳۵۷ صس ۰ الی ۶۵).
طمنممطرزگ .3
۴ کمپیل سرجان نیکول رابرت 1006۲0 امطمتلا وطه 5۲ ,ااع2۳۵۳)) دستیار درم سرحال مکدرنالد کنیز: کمپیل پس از درگذشت کینز در یازدهم ژوئن ۸۱۸۳۰ (۱۲۴۶ ه.ق) عهدهدار وظایف وی
کردید. هگا که رگد ستواوت از ول جانقنی کین سر با زد کب 7 و ت
راهی تهران شد و در اوایل رمضان ۱۲۵۰ هرق دارد این شهر شد. وی به سلطنت نود روز, ظلالسلطان خاتمه داد و در چهار دهم همان ماه تاجگذاری کرد.۱
از سوی دیگر قاثممقام جهت استحکام بخشیدن به حکومت محمدشاه به از بین بردن شاهزادگان همت گماشت. دی جهانگیر میرزا و خسرومیرزا دو تن از برادران محمدشاه را که در" اردبیل زندآنی بودند کور کرد و با ند فوج سپاهفرمنفرما و شجاع لسلطنه را شکست داده, هار در ارک دولتی شیراز دستگیر کرد. شجاعالسلطنه را کور کرد و به همراه چند تن از عموهای محمدشاه در اردبیل به زندان انداخت.۲ فرمانفرما نیز پس از چنای به بیماری وبا درگذشت.: " در این میان سه تن از پسران شاهزاده فرمانفرما به نامهای رضاقلی میرزاه نجفقلیمیرزا و تیمورمیرزا از شیراز فرار کرده و با مساعدت فونسولهای انگلیس از طریق شامات به لندن رفتند دولت انگلیس برای هر کدام از نامبردگان ماهی سیصد تومان مقرری تعیین کرد و سپس به ببنداد مراجعتشان دا ۴
در سال دوم سلطنت محمدشاه حادثه ناگوار قل قائممقام که اینک مقام صدارت عظلمی را پرعهده داشت به وقوع پیوست. علل برکناری و قتل دی را میتوان در چند موضوع خلاصه 0 :
الف: سختگیری نسبت به امور مالی کشور و مخارج شاه و درباریان,
ب: توطله مخالفان داخلی و رقبای قائممقام که در انتظار رسیدن به مصدر صدارت بودند از
وزیرمختاره منصوب شد (۱۸۳۲ -۳۵م | ۵۱-۰ ه.ق). در سوم دسامبر 2۱۸۲۴ (۱۲۵۰ «.ق) به ری اختیار کامل داده شد تا با همکاری جان مکنیل نسبت به عقد فراردد با ایران اقدام کند. کمیبل در نهم آوریل ۴ ۸ (۱۲۵۰ ه.ق) اعتبارنامة خود را تسلیم مقامات ایران کرد. در همین تاریخ مأموریت یافت که تا هنگام درود الیس (۳ نوامیر ۴۱۸۳۵ | ۵۱ د.ق) به وظایف مربوطه ادامه دهد. وی در بیست و دوم توامبر ۱۸۳۵ م (۱۲۵۱ ه.ق) در میان اندوه افراد انگلیسی. ایران را توک کرد.
(به نقل از ربینوه لویی» دیپلماتها و کنسولهای ایران و انگلیس: ترجمه و تألیف غلامحسین میرزاصالح» نشر تاریخ ایران ۱۳۶۳ ص ۸۵). ۱ مهدوی. عبدالرضا هوشنگ+ تاریخ روابط خارجی ایران. چاپخانه کتیبه, ۰ص ۲۳۷ ۲ رضایی. عبدالعظیم؛ تاریخ ده هزار ساله ایران» چ ۴ چاپ و انتشارات اقبال» ۰۱۳۷۱ ص ۱۰۰. ۲ خان ملک ساسانی: پیشین» صص ۸۱۳ ۱۴. ۴ نگاه کنید به اسناد شمارهً ۰ ۷ کتاب حاضر.
جمله میتوان به حاجی میرزا آقاسی ایرونی! معلم دوران کودکی محمدشا اشاره کرد که دام درصدد تحریک محمدشاه برعلیه وی بود.
پ: تلقین اين مسئله به محمدشاه که قائممقام قصد دارد وی را از سلطنت بر کنار و فرد دیگری را جانشین او کند.
ج: نحورٌ رفتار قائممقام با محمدشاه و اعتماد نداشتن نسبت به وی.
چ: مخالفت قاثممقام با سیاستهای استعماری روسیه و انگلیس در ایران.
این عوامل باعث شد تا در روز ۲۴ صفر ۱۲۵۱ ۶.۸ ق این وزیر ارزشمند به دستور محمدشاه به قصر نگارستان احضار شردو ؛ پس از چند روز حبس در زیرزمین قصر توسط اسماعبل خان قراچهداغی با دستمال خفه گردد.
پس از قتل قائممقام حاجی میرزا آفاسی که به بیکفایتی معروف است به مقام صدارت عظمی منصرب شد و تا زمان فوت محمدشاه در این منصب باقی ماند.؟
علاوه بر محاصره هرات که در جای خود به آن خواهیم پرداخت: فتنٌ آقاخان محلاتی» تیرگی روابط ایران و عثمانی» قیام سالار در خراسان و نسروع نهضت فرقه باییه و بهائیه را میتوان از وقایع مهم دوران حکومت چهارده ساله تفاب مار و۲۵
از اواخر قرن هیجدهم میلادی (اوایل قرن سیزدهم ه.ق) یعنی از اوان به قدرت رسیدن سلسلهة قاجاربه ایران به علت موقعیت خاص جغرافیایی خود که در مشرق همانند حایلی در
ا. ملاعباس ماکویی معروف به حاج میرزا آقاسی از طایفه یات است. وی در ۱۱۹۸ ه.ق در ماکر متولد شد و در چهاردهم سالگی برای تحصیل علوم دینی به عتبات رفت و در محضر ملاعبدالصمد همذانی به تحصیل پرداخت. پ پس از یه شهادت رسیدن آن استاد در حادثه حمله وهابیون به کزبلا حاج میرزا آقاسی ابتدا به همدان و سپس عازم تبریز گردید و در آن شهر مسئولیت تعلیم و تربیت فرزندان عباس مبرزا تا ار اه هگرفت. وی بیش از همه در محمدمیرزا نفوذ پیدا کرد و همواره او را به مسلک درویشی هدایت و تربیت میکره تا جایی که محمدشاه وی را صاحب کشف و کرامات میدانست. پس از قتل قائممقام حاجی میرزا آقاسی به صدرات عظمی منصوب شد. پس از فوت محمدشاه در ۱۳۶۴ ه.ق حاجی میرزا آقاسی از بیم انتقام مخالفان خود به حرم حضرت عبدالعظیم پناه برد ز سپس به عتبات رفت و بعد از حدود یک سال اقامت در کشور عراق در رمضان ۱۲۶۵ ه.ق درگذشت.
(مأخذ: انشاری: پرویز؛ صدراعظمهای سلسله قاجاریه» موسسدُ چاپ و انتشارات رزارت امورخارجه ۷۲ صص ۷ تا ۰۱۱۹ ۱۲۸).
۲ رضایی؛ عبدالعظیم؛ پیشین» ۱۰۱ تا ۱۰۵. ۳ مهدوی: عبدالرضا هوشنگ؛ پیشین» ص ۰۱۸۴
مقابل جاهطلبیهای دو دولت روس و انگلیس قرار گرفته بود. به صحنةٌ رقابتهای استعماری جهان کشیده شد. این کشور و منطقهُ خلیج فارس از نظر انگلیسیها به صورت حصار و حفاظ سرحدات هند درآمد. زمامداران انگلیس سعی داشتند جهت حفظ و حراست مستعمر؛ٌ خوده ایران را همیشه زیر نفوذ و نظارت خود نگاه دارند تا از این کشور به عنوان مانعی در مقابل خطرات دو کشور روسیه و فرانسه استفاده کنند.
همزمان با سلطنت فتحعلیشاه قاجار ناپلئون بناپارات " ژنرال فرانسوی که در ابتالیا به فتوحاتی نائل آمده بود تصمیم گرفت از طریق حمله به مستعمرات انگلیس» این کشور راکه راضی به صلح با جمهوری فرانسه نبود. به زائو درآورد. لذا در ۱۷۹۸ ۸ (۱۲۱۳ ه.ق) به مصر حمله کرد و این کشور را به تصرف خود درآورد و از سوی دیگر سپاهی به کمک تیپو " صاحب سلطان میسور؟ که علیه استعمار انگلیس قیام کرده و با زمانشاه امیر اففانستان متحد شده بود فرستاد. مارکی ولزلی " فرماندار کل هندوستان از ترس آنکه مبادا نتحعلیشاه هم در اتحاد علیه آنان شرکت کند. تصمیم گرفت به هر نحوی که ممکن است دوستی پادشاهایرانر نسبت به خود جلب کند و با کمک وی خطر زمانشاه راکه مرتباًمرزهای شمالغریی هندوستان را مورد تجاوز قرار میداد دفع کند.* در همین راستا در سپتامبر ۱۷۹۸ م (۱۲۱۳ ه.ق) سهدیعلیخان بهادر جنگ و نمایند؛ کمپانی هند شرقی در بوشهر را به عنوان نمایند؛تامالاختیار به دربار ایران فرستاد. وی در ایران موفق شد با تحریک احساسات فتحعلیشاه وی را به لشکرکشی به افغانستان راضی کند. و بدین طریق از دستاندازیهای زمانشاه به خاک هندوستان جلوگیری کند. به علاوه مهد یعلیخان موفق به اخذ فرمانی از پادشاه ایران گردید که به موجب آن هر فرانسوی که وارد ایران میشد. مأمورین دولت ایران موظف بودند که او را توقیف و زندانی کنند. ۶
فتحعلیشاه در ۱۲۱۴ ه.ق / ۱۷۹۹ م در رأآس سپاهی عازم خراسان شد و از آنجا به سرحدات افغانستان رفت و چون در آن موقع زمانشاه در سرحدات هند مشغول زد و خورد با قوای انگلیس بود» فتحعلیشاه توانست به راحتی دو شهر هرات و قندهار را تصرف کند. زمانشاه
0 2 6 2۵۱۵0۶ .1 ۳. میسور (100/9076) ایالتی است در جنوب هندوستان. ۷۱۵۵۱ 2۲91[ .4 ۵ مهدوی: عبدالرضا هوشنگ؛ پیشین» صص ۰۱۸۴ ۰1٩۳ ۶ واتسن (7/21500) رابرت گرانت» تاریخ قاجار ترجمهٌ عباسقلی آذری» مهرآئین» 0۱۳۲۰ صص ۶ ۸۷.
مجبور شد جهت مقابله با سپاهیان ایران قوای خود را از سرحدات هندوستان احضار کنده اما در نهایت از فتحعلیشاه شکست خورد و توسط برادرش محمودشاه کور شد.! از این لشکرکشی هیچگونه نفعی عاید دولت ایران نگردید در صورتی که انگلیسیها نتایج بسیار خوبی از اين اقدام به دست آوردند زیرا در تتیجةٌ احضار سپاهیان افغانی از سرحدات شمالغربی هندوستان» کشور هند از خطر تهدیدات افغانها نجات یافت.؟
د و ی برعهده داشت. با پل اول " تزار روسیه متحد شدند که مشترکاً از طریق ایران و افغانستان به هندوستان حمله کنند و در اجرای اين طرح شخصی به نام اولیویه؟ را به دربار شاه ایران فرستادند» اما مرگ ناگهانی پل اول باعث منتفی شدن این طرح گردید.*
در این موقع نیز نگلیسیهابلافاصله دست به کر شدند و مارکی ولزلی در ۲۱۸۰۰ / ۱۲۱۴ هرق هیأٌتی را به ریاست سرجان ملکم *به ایران فرستاد. این شخص پس از انجام مذاکراتی با
۱. مهدوی» عبدالرضا هوشنگ» پیشین: ص ۰1۹۴ ۲ بیناه علی اکبر؛ تاریخ سیاسی و دیپلماسی ایرا* ج ۱ انتشارات دانشگاه تهران ۰۱۳۴۲ ص ۰۱۰۲ ۲ .4 ] آام۳ .3 ۵. پیوکارلر ترتریو (167۵020 ,0اتضن).0ل رقابتهاو و اف در ابران و افغانستان» ترجمةً عباس آذین» شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. ۰۱۳۶۳ ص ۰۲۱ ۶ مالکوم سرجان (۱216010) تولد: ۲ مه ۱۷۶۹ م (۱۱۸۳ ه.ق)؛ مرگ: ۲۰ مه ۱۸۲۳ م (۱۲۲۹ ه.ق). لرد ولزلی فرماندار کل هندرستان مالکوم را به ان فرستاد تا وی اب یرانیها را علیه انغانها که دائماً مرزهای شمالغریی هند را تهدید میکردنده تحریک کند و از آنها بخواهد جلو نفوذ فرانسه را بگیرند و بالاخره تجارت با پریتانیا را گسترش دهد. وی که در ۲۹ دسامبر ۱۷۹۹ م (۱۳۱۴ ه.ق) به سمت فرستاده منصوب شده بود در اول فوریه ۰ (۱۳۱۵ «.ق) وارد بوشهر شد و در ۲۳ سپتامبر به اصفهان رسید. مالکوم در ۱۶ نوامبر ۱۸۰۰ در تهران به حضور فتحعلیشاه رسید. وی در ۲۸ ژانویه ۸۰ (۱۲۱۵ هسق) دو عهدنامه» یکی بازرگانی و دیگری سیاسی با مقامات ایرانی امضا کرد که هیچکدام مورد تأبید شاه قرار نگرفت؛ مالکوم بار دیگر در ۱۷ آوریل ۸ ۰ (۱۲۲۳ د.ق) از بمبتی عازم خلیجفارس شد و از ۰ تا ۱۵ ژوئن در بوشهر اقامت گزید و چرن نتوانست جلو نفوذ گسترده فرانسویان را بگیرد و فتحعلیشاه نیز او را به فرمانفرمای فارس حواله داد. از همانجا ایران را ترک کرد. وی بار دیگر به ايران فرستاده شد و در ۱۳ فوریه ۰ 2 (۱۲۲۵ «.ق) وارد بوشهر شد و در ۱۵ آوریل این شهر را به قصد تهران ترک کرد. ۱ هر چند حضور سرهارفوره جونز فرستاده پادشاه انگلستان در تهران باعث آشفتگی یال مالکوم گردید. اما به زودی با او کنار آمد و در ۲۳ ژوئن 0۱۸۱۰ (۱۲۲۵ ه.ق) به حضور فتحعلشاه رسید. حکومت
۳"
حاج ابراهيم خان کلانتر! در شعبان ۱۲۱۵ ه.ق / ۱۸۰۱ م یک پیمان نظامی و یک پیمان تجاری با دولت ایران منعقد کرد.
در پیمان اول که متشکل از یک مقدمه و پنج ماده بود دولت ايران متعهد شده بود که در صورت حملهٌ افاغنه به هندوستان به افغانستان حمله کرده, آن سرزمین را به اشفال خود درآورد و در صورتیکه فرانسویان بخواهند وارد خاک ایران شوند. دولت ایران با تمام وسایل موجود از ورود آنان جلوگیری کند. و در مقابل انگلیس نیز متعهد شده بود که در صورت بروز جنگ بین ایران و افغانستان و با ایران و فرانسه با ارسال اسلحه و مهمات و اعزام نفرات به ایران کمک کند.۲
پیمان دوم نیز از یک مقدمه و پنج ماده اصلی و دو ماده الحاقی تشکیل میبافت و به موجب آن تجار هر دو کشور اجازه میبافتند که آزادانه در خاک یکدیگر رفت و آمد کنند. به تجار انگلیسی و هندی
اجازه اقامت در تمام نقاط ایران داده شد و آنپا از پرداخت هرگونه مالیات و عوارض معاف شدند ۴
اندکی پس از انعقاد این پیمان ایران از طرف روسیه مورد تعرض قرار گرفت و گرجستان که یکی از ایالات قفقاز به شمار میرفت و متعلق به ایران بود توسط روسها به خاک آن کشور ملحق شد. فتحعلیشاه با توجه به پیمان مزبور خواستار حمایت نظامی انگلیس جهت استرداد
۳ مرکزی بریتانیا که مایل برد روابط دیپلمانیک ایران را خود در دست گیرد. سرگوراوزلی را به عنوان فرستاده پادشاه انگلیس به دربار ایران فرستاد. مالکوم نیز تصمیم به مراجعت گرفت. هرچند که شاه مایل بود تا زمانی که جنگ ایران و روسیه ادامه داشت او را به عنوان مشاور نظامی نزد خویش نگهدارد. وی موفق به دریافت نشان شیر و خورشید که اختصاصاً رای وی ابداع شده بود گردید. مالکرم در ۱۵ ژوئبه ۸۱۸۱۰ (۱۲۲۵ ه.ی) تهران را ترک کرد و پس از عبور از نواحی مرزی ايران و عثمانی در سیزدهم مارس ۱۸۱۱ م (۱۲۲۶ ه.ق) وارد بصره شد. (به نقل از: رابینوه لوبی؛ پیشین» صص ۰۱۰۲ ۱۰۳)- ۱. حاجی محمدابراهيمخان شیرازی ملقب به اعتمادالدوله و معروف به حاجی ابراهيم خان کلانتر اولین صدراعظم سلسله قاجاریه و نیز اولین صدراعظم زمان سلطنت فتحملیشاه قاجار بود. وی در ۱۲۱۵ هرق مورد سوءظن و بدگماتی فتحعلیشاه قرار گرفت که در نهایت این بدگمانی پس از چهارده سال زمامداری وی در دستگاه جعفرخان و لطفعلی خان زند. آقامحمدخان و فتحملیشاه قاجار منجر به قتل ری گردید. (مأخذ: افشاری؛ پروینن صدراعظمهای سلسله قاجاریه. مژسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه ۰۱۳۷۲ صص ۰۵ ۲۰). ۲ افشاری. پرویز» پیشین» ص ۰1٩ ۳ مهدوی. عبدالرضا هوشنگ؛ پیشین» صص ۰۱۹۵ 1۹۶
گرجستان گردید. اما انگلیس که بتازگی به روابط خود با روسبه بهبود بخشیده بود به این درخواست اعتنایی نکرد و اظهار نمود که مناد مربوط به مساعدت نظامی در صورت تجاوز فرانسه و افغانستان به ایران معتبر بوده است.!
اشغال ناگهانی شهرهای قفقاز توسط ارتش روسیه و بیاعتنایی دولت انگلیس نسبت به تقاضای ایران باعث گردید که توجه فتحعلیشاه به فرانسه معطوف شود.؟ از سوی دیگر ناپلئون که همچنان در اندیشه اجرای طرح حمله به هندوستان از طریق ایران و افغانستان بود در 2۱۸۰۶ / ۱ «.ق یعنی یک سال پس از شروع جنگ بین فرانسه و روسیه هیأًتی ربا پيشنهاد کمک ه ایران جهت استرددگرجستان بهدربر رن فرستاد له این پیشنهاد شامل دو شرط بود: اول ینکهایرن اتحادی با انگلیس نداشته باشد و دوم آینکه ایران قرای نظامی خود را جهت اعزامبه هندوستان آماده سازد. متعاقب آمدن این هیأت به ایران در ۱۸۰۷ 2 / ۱۲۲۲ ه.ق معاهدهای در محل فینکنشتاین " بین ایران و فرانسه منعقد گردید که شام تمام شرایط پیشنهادی فوق بود. متعاقب انعقاد این معاهده هیأتی به ریاست ژنرال گاردان به اران آمد و به تجدید سازمان ارتش کشور پرداخت. اندک زمانی پس از آغاز کار هیأت نظامی فرانسه در ایرانه کشور فرانسه قرارداد تیلسیت" را در ژوئیه ۱۸۰۷ م / جمادیالاول ۱۲۲۲ ه.ق با روسیه امضا کرد و قتحملیشاه با توجه به اینکه ناپلئون برخلاف نظر او مفادی جهت بازگرداندن گرجستان و سایر ولایات به ایران در قراردد مزپور نگنجانده بود از فرنسویها دلسرد شده تصمیم گرفت مجدداً دست دوستی و اتحاد انگلیس را بفشارد.*
در 2۱۸۰۸ /۱۲۲۳ ه.ق سرجان ملکم از طرف فرماندار کل هندوستان و سرهارفورد جونز!
زرگر علیاصفر تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در دوره رضاشاه ترجمهٌ کاره بیات» انتشارات پروین» انتشارات معین» ۰۱۳۷۲ ص ۰1٩ ۲ مهدوی. عبدالرضا؛ پیشین» ص 1۹۸- ۳ فینکنشتاین (۳10۵05160) نام محلی است در آهستان. 19 .5 عصحح0 02 4 ۶ پیو کارلوترنزیو؛ پیشین: صص ۲۱ و ۰۲۲ ۷ جونز سرهارفورد (1307070 بل ,10068) تولد: ۱۲ ژانویه ۱۷۶۴ م (۱۱۷۸ ه.ق). مرگ: ۱۷ مارس ۱۸۳۷ م (۱۳۶۲ هیق). وی دی ۴ مه ۱۸۲۶ م (۱۲۴۲ ه.ق) بر خود نام بریجز نهاد. در اوایل جوانی وارد کمپانی هند شرقی ۰
از طرف جرج سوم پادشاه انگلستان راهی ایران شدند. ابتدا ملکم به ایران رسید و درخواست اخراج فرانسویها راکرد. اما يين درخواست مورد قبرل فتحعلیشاه واقع نگردید. سپس جونز به ایران آمد. ورود وی همزمان با اجرا نشدن تعهد فرانسه در قبال حملات و تعرضات روسیه به ایران بود. لذا جونز موف شد در تاریخ ۵ محرم ۱۲۲۴ ه.ق / ۱٩ مارس ۱۸۰۹ م عهدنامةً سیاسی و نظام مجمل " راکه از هشت فصل تشکیل مییافت با دولت ایران منعقد کند. ببه موجب عهدنامه فوق کلیه پیمانهای پیشین ایران با سایر کشورهای اروپایی ملغی اعلام شد و ایران تعهد کرد که اجازه نخواهد داد هیچ نیروی اروپایی دیگر از ایران برای رسیدن به هندوستان عبورکند و اگر هندوستان مورد حمله اقغانستان و یا هر کشور دیگر قرارگیرد کمک نظامی بکند و در مقابل انگلیس متعهد شد که اگر رن مورد حمله کشوری قرارگرفت از نظرمالی و نظامی این کشور را حمایت کند و اگر اختلافی بین ايران و اقغانستان بروز کرد» قبل از درخواست میانجیگری از سوی دو کشور مداخله نکنند." مع هذا هنگامی که ایران در جنگ با روسیه نیز به
بت شد و به زردی در زبانهای شرقی تبخر یافت. دربار کریمخان او را به گرمی پذیرفت. فرستاده وبژه ر وزیرمختار در ايران از ۱۸۰۷ تا 2۱۸۱۱ (۱۲۲۶-۱۲۲۲ ه.ق) به مدت چهار سال که از آن میان فقط دو سال و هشت ماه در ایران بود. اعتبارنامه از در ۵ ژوئن 2۱۸۰۷ (۱۲۲۲ ه.ق) صادر گردید. در ۳ سپتامبر ۱۸۷ م به وی اختیار تام داده شد تا نسبت به عقد قرارداد با ایران اقدام کند. وی در ۲۴ ارریل وارد بمبکی شد و در ۱۲ سپتابر ۱۸۰۸ (۱۲۲۳ ه.ق) از آنجا خارج گردید و در ۱۴ فوریه وارد تهران شد و در ۱۷ فوریه اعتبارنامة خود را تقدیم شاه ايران کرد. جونز در ۱۲ مارس ۱۸۰۹ م (۱۲۲۴ ه.ق) موفق به عقد عهدنامهای با ایران شد و سپس مدتی در تهران و تبریز به سر برد. مراسم پایان مأموریت وی در ۲۲ آوریل ۱ (۱۲۲۶ «.ق) برگزار و در همان روز تهران را ترک گفت.
اعضای هیأت همراه جونز عبارت بودند از: وگان منشی هیأت که ظاهراً از آمدن به مأموریت سرباز زد. جمیز موریه دبیر خصوصی و سپس دبیر هیشت» سرگرد اسمیت؛ دبیر هیلت که در کلکته ماند. تامس هنری شرایدن دستیار سیاسی» سروان جمیز سوترلند. نقشهبردان هنری ویلاک: افسر سوارنظام و فرمانده اسکورت همراه. وٍپلیام بروس. دستیار سیاسی مقیم در بوشهر و دکتر جاکسن.
(به نقل از: رابینوه لویی: پیشین» ص ۵۵). ۱. اين عهدنامه توسط میرزا شفیع صدراعظم و محمدحسینخان مستوفیالممالک از طرف ایران و سرهارفورد جونز از طرف انگلیس به امضا رسید.
جهت آگاهی از مفاد کامل این عهدنامه نگاه کنید په سند شمارٌ ۱۰۲ همین کتاب. ۲. دکتر میراحمدی. مریم؛ پژوهشی در تاریخ معاصر ایران. موس چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی» ۰۱۳۶۸ صص ۰۲٩ ۳۰.
۱۲
کمک انگلیس پیدا کرد آن کشور بر خلاف تعهداتش در عهدنامةٌ فوق» با روسیه از در اتحاد رس ۲ ۱ ۱
دو سال پس از نعقاد عهدنامه مجمل سفیر دیگری به نام سرگور اوزلی" به همرهگروهی از کارشناسان نظامی و مقداری اسلحه و مهمات وارد ایران شد. هیأت افسران نظامی به ریاست ماژورکریستی " پس از ورود به ایران به آموزش فنون نظامی به افراد سپاه عباس میرزا ولیعهد ایران و همچنین تحکیم مواضع و استحکامات ایرنیان در طول رود ارس پرداختند.*
پس از گذشت یک سال از ورود سرگور اوزلی به ایران در تاریخ ۲۹ صفر ۱۲۲۷ ه.ق /۱۴ مارس ۱۸۱۲ م عهدنامهة مفصل که از دوازده ماده تشکیل یافته بوده میان این شخص به نمایندگی از طرف دولت انگلیس و میرزا شفیعخان " صدراعظم به نمایندگی از طرف دولت ایران به امضا
۱ زرگره علی اصفر؛ پیشین» ص ۰۲۰ ۲ ارزلی» سرگور (016 517 ,[00۵۵[6). تولد: ۲۴ ژوئن ۱۷۷۰ (۱۱۸۴ د.ق) مرگ: ۱۸ نوامبر ۱۸۲۴ (۱۲۶۰ ه.ق). ۱
مهماندار میرزا ابوالحسنخان سفیر ایران در مأموریت وی به انگلستان در ۱۸۰۹ م (۱۲۲۴ د.ق) در ۱۰ مارس ۱۸۱۰ م (۱۳۲۵ ه.ق) به عنوان فرستاده فوقالعاده و وزیرمختار در دربار ايران تعیین و در ژوئیه ۰ عم (۱۲۲۵ ه.ق) همراه میرزا ابوالحستخان انگلستان را ترک کرد و در ۵ مه ۱۸۱۱ 2 (۱۲۲۶ ه.ق) وارد بوشهر شد. وی در ٩ توامبر به تهران رسید و در ۱۱ نوامبر اعتبارنامهٌ خود را تقدیم فتحعلیشاه کرد. اوزلی در ۱۴ مارس ۱۸۱۲ م (۱۲۲۷ ه.ق) عهدنامهای با ايران امضا کرد و موفق به دریافت نشان شیر و خورشید الماس نشان شد. در ۱۳ اکتبر ۱۸۱۳ ۸ (۱۲۲۸ د.ق) با میانجیگری وی عهدنامة گلستان که به جنگ ایران و روس پایان داد به امضاء رسید. اوزلی در ۲۲ آوریل ۸۱۸۱۴ (۱۲۲۹ ه.ق) از شاه اجازه مرخصی گرفت و روز بعد تهران را ترک گفت و دیگر به ایران بز نگشت. عهدنامة وی به تأیید شاه نوسید و به ای آن «عهدنامةتهران» که توسط موریه والیس وزرای مختار بیتانیا در ۲۵ نوامبر ۱۸۱۴ ۸ (۱۳۲۹ ه.ق) امضا شده بود به مورد اجرا گذارده شد. اعتبارنامة اوزلی در مارس ۱۸۱۰ ع (۱۲۲۵ ه.ق) و دستورالعمل اختیارات وی برای عقد قرارداد با ایران در ۷ ژرئیه ۱۸۱۰ (۱۲۲۵ ه.ق) صادر شد.
(به نقل از: اینوه لویی» پیشین؛ ص ۳۱).
3 6
۴ مهدوی. عبدالرضا هوشنگ+ ص ۲۰۹. ۵ میرزا محمدشفیم مازندرانی دومین فردی بود که پس از برکناری و قتل حاج ابراهیم خ ان کلانتر توسط فتحملیشاه قاجار به سمت صدارت عظمی منسوب گردید. وی از سال ۱۲۱۵ ه.ق تا ۱۲۳۴ ه.ق عهدهدار این سمت بود.
(مأخذ: افشاری» پرویز؛ پیشین: ص ۳۱).
رسید. عهدنامٌ مزبور در واقع مکمل عهدنامه مجمل بود." به موجب این عهدنامه کمک مالی انگلیس به ایران در زمان جنگ سالیانه از یکصد هزار لیره به یکصد و پنجاه هزار ليره افزایش یافت." چند ماه پس از به امضا رسید عهدنامه مفصل بین دو دولت روس و انگلیس پیمان اتحادی علیه ناپلئون بناپارات منعقد گردید و مقرر شد که هیچیک از طرفین قرارداد صلم جداگانهای با فرانسه منعقد نکنند. پس از امضای پیمان فوق انگلیس کلیه مستشاران نظامی خودر اکه در خدمت دولت ایران بودند بجز ماژور کریستی احضار کرد." در همین سال جنگ هولناکی میان سپاهیان ایران و روس در محل اصلاندوز به وقوع پیوست که در نهایت شکست جبرانناپذیری نصیب لشکریان عباس میرزا (ولیعهد) گردید و ماژور کریستی انگلیسی که در کنار سپاهیان ایران میجنگید کشته شد.
ارتش روس پس از اين پیروزی بندر لنکران را به تصرف خود درآورد که در نتیجه تمام سواحل دریای خزر به دست آنها فتاد. تحعلیشاه بنا به اصرار سرگور اوزلی علیرغم مخالفتهای عباسمیرزا از دولت روسیه تقاضای صلح کرد. با میانجیگری سفیر انگلیس در ۲٩ شوال ۱۲۲۸ ه.ق / ۲۱ اکتبر ۱۸۱۳ م قراردادی شامل یازده ماده در قریه گلستان قراباغ میان دو کشور روس و ایران به امضا رسید که براساس آن مالکیت روسیه بر قراباغ, شروان؛ باکو, دربند. لکتران و بخشی از طالش به رسمیت شناخته شد و ایران ناگزیرگشت اززکلیه دعاوی خود در گرجستان و داغستان و ابخاز صرفنظر کند. به موجب قرارداد مزبور حق کشتیرانی در دریای خزر نیز از ایران سلب ۳
پس از انعقاد معاهد؛ گلستان انگلیسیها به فکر اقتادند که در مواد و شرایط عهدنامة اخیر خود با ايران تغییراتی بدهند. بدین منظور سرگور اوزلی در بهار سال ۱۲۲۹ هرق / 2۱۸۱۴
خاک ایران را ترک گفت و چند ماه بعد شخص دیگری به نام سرهتری الیس " به عنوان وزیر
۱. محمود: محمود؛ پیشین: ص ۱۳۵ ۲ دکتر امیراحمدی. مریم؛ پیشین: ص ۳۰.
۳. مهدوی: عبدالرضا هوشنگ؛ پیشین» صص ۰۲۱۱ ۰۲۱۲
۲ رضایی؛ عبدالعظیم؛ پیشین» صص .٩۱ ٩۰ ۱
۵ الیس؛ سرهنری (116207 عذ5 ,5الان) تولد: ۱۷۷۷ (۱۱۹۱ ه.ق). مرگ: ۸ سپتامبر ۱۸۵۵ (۱۲۷۲ د. ق). عضو هیأت همراه سرجان مالکوم در ۱۸۱۰ م (۱۲۲۵ ه.ق): دریافت اعتبارنامة دائمی به عنوان
وزیرمختار موقت برای مواقع غیبت يا بیماری احتمالی جیمز موریه در ۱۸ آرریل ۴ ۵ (۱۳۰ ه.ق)»
۳
مختار جدید وارد ایران شد. وی طی ملاقات و مذاکراتی که در تهران با مقامات کشور از جمله میرزا محمدشفیع صدراعظم انجام داده خواستار تغییر بعضی از فصول عهدنامه اخیر گردید. لرا پنا به درخواست سرهنری الیس در تاریخ ۲ ذیالحجه ۱۲۲۹ ه.ق ۲۵ نوامبر ۱۸۱۴ ۸ عهدنامةٌ دیگری در ۱۱ ماده پین دو کشور ایران و انگلیس منعقد شد که به آن عهدنامه تهران" نیز میگویند." سرهتری الیس در اواخر سال ۶۱۸۱۴ ۱۲۳۰ ه.ق ایران را ترک کرد و جیمز موریه ؟
۳ ورود به ایران با اختیارات کامل جهت مذاکره با مقامات ایرانی با همکاری اوزلی و موربه در ۶۱۸۱۴ (۱۲۳۰ ه.ق). وی در اوایل دسامبر ۱۸۱۴ م (۱۳۳۰ ه.ق) با نسخهای از عهدنامهُ منعقده تهران را ترک کرد. الیس در ۸ ژوئیه ۸۱۸۳۵ (۱۲۵۱ ه.ق) به سمت سفیر منصوب و همراه هیأت ویژهای برای اظهار تسلیت فوت فتحعلیشاه و تبریک جلوس محمدشاه عازم ابران گردید و در ۳ نوامبر وارد تهران شد. وی در ۶ نوامبر ۳۵ م (۱۲۵۱ «.ق) اعتبارنامه و در ۳۰ آوریل ۱۸۳۶ ۸ (۱۲۵۲ ه.ق) حکم مربرط به پایان مأموریت خویش را تسلیم کرد. الیس در ماه می تهران را به قصد تبریز و مناطق مرزی ایران ترک گفت و تا ورود مکنیل فرستاده جدید تا ۲۳ اوت در آنجا بود و سپس در نوامبر ۱۸۳۶ م (۱۲۵۲ د.ق) به انگلستان بازگشت. حقوق وی از ۲۲ ژوئیه 2۱۸۳۵ (۱۲۵۱ ه.ق) تا ۲ نوامبر ۶۱۸۳۶ (۱۲۵۲ ه.ق) معادل رتبه سفیر پرداخته شد.
(به نفل از: رابینوء لوبی؛ پیشین» ص .)۲٩ ۱. جهت آگاهی از مفاد عهدنامه تهران نگاه کنید به سند شمارهُ ۱۰۵ کتاب حاضر. ۲. محمود؛ محمود؟؛ پیشین» صص ۰۱۹۵ ۰1۹۸ ۳ مرریه» جیمز حوسنینین (جمتطتامیاگ حعصوعک عنم ترلد: ۱۷۷۰ (۱۱۸۴ ه.ق) (ازمیر). مرگ: ۱۹ مارس ۱۸۴۹ (۱۲۶۶ ه.ق).
دییر خصوصی سرعارفورد جونز که در ۲۷ اکتبر ۱۸۰۷ (۱۲۲۲ ه.ق) از بندر پورت اسموس انگلستان حرکت و در آوریل ۱۸۰۸ م (۱۲۷۳ ه.ق) وارد بمبلی گردید. به او عنوان دبیر هیأت سرهارفوره جونز داده شد. موریه در ۶ سپتامبر ۱۸۰۹ (۱۲۲۲ د.ق) همراه میرزا ابوالحسن خان فرستاده ایران به انگلستان بازگشت و در ۲۵ نوامبر به بندر پورت اسموس رسید. به موجب حکم صادره در ۷ ژرثبه 2۱۸۱۰ (۱۲۲۵ ه.ق) به سمت دبیر سفارت منصوب شد و بار دیگر در ۱۸ ژوئیه ۱۸۱۰ (۱۲۲۵ د.ق) از بندر اسپید هد انگلستان عازم ایران گردید. در این زمان سفارت به محل اقامت تایبالسلطنه (ولیعهد) به تبریز انتفال یافته بود و مذاکراتی جهت حمایت از ایران در مقابل اتحاد فرانسه و روسیه اغاز شده بود که در نهایت منجر به انعقاد عهدنامهای در مه ۱۸۱۴ ۸ (۱۲۲۷ ه.ق) گردید. این عهدنامه (معروف به عهدنامه مفصل) مورد تصویب شاه قرار نگرفت. سرگور اوزلی در ۱۸۱۴ (۱۲۳۰ ه.ق) به انگلستان بازگشت و موریه به عنوان مسئول سفارت در ایران ماند. اعتبارنامه وی در تاریخ ۱۸ آوریل ۸۱۸۱۴ (۱۲۳۰ د.ق) صادر گردید. به موریه اختیار داده شده بود که با مشارکت اوزلی و الیس به مذاکره با مقامات ایرانی بنشیند.
۰
به مدت چند ماه جانشین وی گردید و سپس سرهنری ویلاک " به سمت کارداری دولت انگلیس به ایران آمد. اقامت وی در ایران به مدت ده سال (۱۸۱۵ ۶۱۸۲۵ ۱۲۳۹-۱۲۲۹ ه.ق) ادامه یافت.
پس از احضار سرهنری ویلاک از طرف دولت انگلیس سرجان مکدونالد" از طرف
۳ وی سپس طی حکم مورخ ۱۰ ژوثیه ۲۱۸۱۵ (۱۱۳۱ د.ق) به کشورش فراخوانده شد. موریه از ۲۳ آوریل کاردار سفارت بود. وی به همراه اوزلی به نواحی مرزی گرجستان رفته و در ۱۴ اوت 0۱۸۱۴ (۱۲۳۰ د.ق) در قندمار با الیس ملاقات کرد. موریه در اواسط نوامبر همراه الیس از راه تبریز به تهران رفت و پس از مدت کوتاهی اعتبارنامة خود را به عنوان وزیرمختار موقت تغدیم دولت ایران کرد. وی با همکاری الیس مذاکراتی با مقامات ایرانی جهت عقد قرارداد انجام داد که در ۲۵ نوامبر ۱۸۱۴ م (۱۲۳۰ ه.ق) به امضا رسید. (عهدنامهٌ تهران) موربه در اوایل اکتبر ۱۸۱۵ م (۱۲۳۱ ه.ق) به کشورش بازگشت.
(به نقل از: رابینو؛ لویی؛ پیشین؛ ص ۱۱۰). ۱ ۱. ویلاک» سرگرد هنری ((11600 ۱۷/۵0۲ ,۷۷/1!0). تولد: ۱۷۹۸ (۱۲۱۳ ه.ق). مرگ: ۱۷ اوت ۱۸۵۸ (۱۲۷۵ ه.ق).
هنری ویلاک افسر سواره نظام که در آغاز مأموریت سرهارفورد جونز (۱۸۰۸ - ۱۸۱۱ ۱۲۲۳/۶ - ۶ د.ق) فرماندمی گارد محافظ وی را به عهده داشت. در ژانویه ۱۸۰۹ (۱۲۲۴ د.ق) به سمت مترجم هیأت اعزامی منصوب شد. وی به هنگام مأموریت جمیز موریه در ۱۸۱۴ (۱۲۲۹ ه.ق) دبیر او بود. ویلاک مدتی بعد به همراه هنری الیس به انگلستان رفت و در بازگشت به ایران حکم احضار موریه به انگلستان را به وی تسلیم کرد. موریه در ششم اکتبر ۱۸۱۵ م (۱۲۳۱ «.ق) به انگلستان رفت. هنری ویلاک از ژرئبه ۱۸۱۵ (۱۲۳۱ ه.ق) تا اکتبر ۶ م (۱۲۴۲ ه.ق) به عنوان کاردار انجام وظیفه کرد. اعتبارنامه وی در ژوئن ۱۸۱۵ (۱۲۳۱ ه.ق) صادر شد. ویلاک که از سیزدهم آوریل ۲ (۱۲۳۷ «.ق) تا یازدهم نوامبر ۱۸۲۳ م (۱۲۳۸ د.ق) در مرخصی بود مجدداًبه عنوان کاردار مقیم به تبریز بازگشت و تا ورود سرجان مکدونالد کینیر فرستاده کمپانی هند شرقی در این شهر ماند. ویلاک تا قبل از حروج از تبریز و رفتن به کشورش در بیست و هفتم ارت ۶ (۱۲۴۲ ه.ق) به منظور استفاده از مرخصی. سمت دستیار اول مکدونال را به عهده داشت. پس از درگذشت مکدونالد کیتیر در ژوئن ۱۸۳۰ م (۱۲۴۵ ه.ق) و حذف عنوان پست ویلاک وی به حمراه برادرش جورج ویلاک به انگلستان پازگشت (۱۸۳۰ م - ۱۲۴۵ ه.ق).
(به نقل از:رابینوه لوبی؛ پیشین؛ صص ۰۱۲۰ ۱۲۱). ۲ کینین سرجان مکدونالد (1۸۵۵002۵10 جمطط ٩۲ عتعصحتعل) ترلد: ۲ فوریه ۱۷۸۲ (۱۱۹۷ ه.ق). مرگ: ۱۱ ژوئن ۱۸۳۰ (۱۲۴۶ ه.ق).
عضو هیأت پرشمار همراه سرجان مالکوم در ۱۸۰۸ (۱۲۲۳ ه.ق). وی یکی از چند نفری بود که در بوشهر ماند و سپس به نقاط مختلف ايران سفر کرد. پس از شکست مأموریت مالکوم (۱۸۱۰ ۶ ۱۲۲۵
۳
حکومت انگلیسی هندوستان به عنوان وزیرمختار جدید در ایران انتخاب شد.! یک سال پس از ورود او به تهران یعنی در ۱۲۴۲ هرق / ۱۸۲۶ م مجدداً جنگ میان دو کشور ایران و روسیه آغاز گردید. ایران با استناد به عهدنامهٌ تهران (۱۸۱۴ ۱۲۳۰ ه.ق) که در آن آمده بود:
«چون در یک فصل از نصول عهدنامه مجمله که فیمابین دولتین علیتین بسته شده قرارداد چنین است که اگر طایفهای از طوایف فرنگیان به ممالک ایران به عزم دشمنی بيایند و دولت علیه ایران از دولت بهیّه انگلیس خواهش امداد نماید. فرمانفرمای هند از جانب دولت بهیه انگلیس خواهش مزبور را به عمل آورد و لشکر به قدر خواهش با سردار و اسباب و اثائه جنگ از سمت هندوستان به ايران بفرستد و اگر فرستادن لشکر امکان نداشته باشد به عوض آن از جانب دولت بهیّه انگلیس مبلفی وجه نقد که قرار آن در عهدنامهٌ مفصله که من بعد فیمابین دولتین قویتین بسته میشود معین خواهد شد و الحال مقرر است که مبلغ و مقدار آن دویست هزار تومان سالیانه خواهد بود و اگر دولت علیّهایران قصد ملکی خارج از خاک خود کرده در نزاع و جنگ سبقت نموده پا طایفهای از طوایف فرنگستان نمایند, امداد مذکوره از جانب دولت بهیه انگلیس به هیچوجه داده نخواهد شد و چون وجوه نقد مزبور برای نگاهداشتن قشون است؛ ایلچی دولت بهیه انگلیس را لازم است که از رسیدن آن به قشون مستحضر شود و خاطر جمع
۳۹ ه.ق) از طریق موصل و دیاریکر به بغداد و سپس به قسطنطنیه رفت. او مدتی زیرنظر سر ویلیام گراتتکیر در خلیج فارس به خدمت پرداخت. پس از کناره گیری کاردار (ویلاک) که از ۸۱۸۱۵ (۱۲۳۱ د.ق) حافظ منافع انگلیس در ایران بود. مکدونالد به عنوان فرستاده کمپانی هند شرقی جانشین وی شد. فتحعلیشاه پس از کشمکش شتا پالاخره با اعزام فرستاده جدید موافقت کرد و کیثیر در ٩ وئیه ۱۸۲۶ ۱۳۳۳۶ ه.ق) از طرف حکومت مرکزی هند به سمت فرستاده متصوب و در ۲۷ اکتبر ۱۸۲۶ (۱۲۴۲ ه.ق) اعتبارنامه خود را تسلیم دولت ایران کرد. وی به دلیل دشمنی محسوس ایرانیها با روسهاء آنها را تجاوزگر میدانست و در نتیجه از تأیید ادعای ایران در مورد پرداخت کمک مالی انگلیس خودداری کرد. کینیر در برقراری صلح کوشش بسیار کرد و با اینکه روسها از قبول وی به عنوان میانجیگر رسمی سر باز زدند. از وساطت خصوصی از استقبال کردند و عهدنام؛ ترکمنچای در ۲۹ نوامبر ۸۱۸۲۸ (۱۲۴۴ ه.ق) به امضا رسید. کینیر در ۱۷ توامبر ۱۸۲۹ م (۱۲۴۵ ه.ق) موفق به دریافت نشان شیر و خورتید شد و در ۲۹ نوامبر 2۱۸۲۹ (۱۲۴۵ د.ق) صاحب عنوان «سلحشوره گردید. کینیر تا زمان مرگ در نبریز عنوان فرستاده داشت. فتحملیشاه و مردم به خاطر مرگ وی سه ماه سوگواری کردند. (به نقل از: راپینوه لویی» پیشین» صص ۷۸ .)۸٩ ۱. محمود؛ محمود؛ پیشین؛ ص ۲۵۷
گردد و بداند که در خدمات مرجوع صرف میشود."م از انگلیس درخواست مساعدت و یاری نمود اما این بار نیز آن کشور با آوردن بهانههایی از قبیل: ايران آغازگر جنگ بوده؛ دولت روس تقصیری نداشته است و با اينکه دولت ایران حکم جهاد علیه روسها صادر کرد؛ مانند دفعات قبل از اعطای کمک و یاری به ایران امتناع ورزید و در نهایت قرار پراین شد که در ازای لغوی دو ماده ۳و ۲۴ عهدنامه تهران مبل دویست هزار تومان به ایران پرداخت کند.۳
سرجان مکدونالد و سرجان مکنیل دستبار او در تبریز در خصوص انعقاد قرارداد صلح بین
1. نگاه کنید به فصل سوم سند شمارهُ ۱۰۵ کتاب حاضر. ۲ نگاه کنید به اسناد شماره ۲۱۵۵۰۴۰۳ و ۱۰۵ کتاب حاضر. ۳. محمود؛ محمود؛ پیشین؛ صص ۱۲۷۶ ۲۷۷. ۴ مکنیل سرجان (1000 5 ,للع( 0 تولد: ۱۲ اوت ۱۷۹۵ (۱۲۱۰ ه.ق). مرگ: ۱۷ مه ۱۸۸۳ (۱۳۰۱ «.ق).
جراح» عضو هیأت همراه سرجان مالکوم در ۸۱۸۱۰ (۱۲۲۵ ه.ق). وی سپس در مقام پزشک جراح به هیات نظامی بریتانیا در ايران پیوست. مکنیل در ژانویه ۱۸۲۱م (۱۲۳۷ ه.ق) به عنوان دستیار جراح و جانشین دکتر شارپ مأمور همکاری با هنری ویلاک گردید. او در هشتم اکتبر ۱۸۲۳ م (۱۲۳۹ ه.ق) وارد تبریز شد و پس از بازگشت وبلاک از انگلستان و ورود سرجان مکدونالد کینیر همچنان به کار خوبش ادامه داد. مکنیل که ۱۸۲۴ م (۱۲۴۰ ه.ق) سمت دبیر موقت هنری ویلاک را به عهده داشت از طرف وی مأمور شد تا همراه میرزا بابا دبیر ایرانی هیات دییلماتیک بریتانیا جهت ملاقات با سرجان مکدونالد کینیر فرستاده جدید عازم برشهر شود. مکنیل از رفتن ب این مأموریت امتتلع ورزید. پس از درگذشت کینیر (۱۸۳۰ 2 ۶ د.ق) و حذف عنوان پست سرهنری ویلاک» مکنیل موقتا به سمت دستیاری سروان کمپیل منصوب شد. مکنیل در سیام ژوئن ۱۸۳۵ م (۱۲۵۱ هسق) به عنوان دییر سفارت مأمور عرض تبریک جلوس محمدشاه گردید. وی از اول اکتبر ۱۸۳۵ م (۱۲۵۱ ه.ق) تا چهارم ژرئن ۱۸۳۶ م (۱۲۵۲ ه.ق)» حقوق همپایه دبیر سفارت دریافت میکرد. در بیست و نهم ژانویه ۱۸۳۶ م (۱۲۵۲ د.ق) همردیف وزیرمختار شناخته شد و پس از ارتقاء به سمت فرستاده ویژه وزیرمختار در بیست و پنجم ماه می ۶ (۱۲۵۲ د.ق) در بیست و نهم ژآنویه ۱۸۳۶ (۱۲۵۲ ه.ق) اختیار یافت تا نسبت به عقد قرارداد با ایران اقدام نماید. اعتبارنامه جدید وی به نام علیا حضرت ملکه ویکتوریا در بیست و هفتم ژوئن ۱۸۲۷ م (۱۲۵۳ ه.ق) و مجوز داشتن اختیارات تام در عقد قرارداد با ایران در پنجم ژوتن ۱۸۳۷ (۱۲۵۳ ه.ق) به دست وی رسید. مکنیل در بیست و سوم اوت برای ملاقات با سرهنری الیس به مرز ایران و عشمانی رفت و در سیام سپتأمبر ۱۸۳۶ م (۱۲۵۲ د.ق) به تهران بازگشت. او در یازدهم دسامبر ۱۸۳۶ (۱۲۵۲ ه.ق) اعتبارنامة اول و در سپتامبر ۱۸۳۷ م (۱۲۵۳ ه.ق) اعتبارنامه جدید خود را تقدیم دولت ایران کرد. پس از مخالفت شاه با تصایح مکنیل و اصرار در تصرف هرات. وی در هفتم ژوئن ۸۱۸۳۸ (۱۲۵۴ ه.ق) از لشکرگاه
۳
ایران و روسیه نقش عمدهای را ایفا کردند و عاقبت در اثر وساطتهای آنان در تاریخ ۵ شعبان ۳ هرق / ۱۰ فوریه ۱۸۲۸ قرارداد ترکمنچای به امضای نمایندگان ایران و روسیه رسید که به موجب آن علاوه بر ایالاتی که قبا به موجب معاهده گلستان از ایران منتزع و به روسیه واگذار شده بوده شهرهای نخجوان, ایروان» طالش» قراباغٍه شوره گل نیز به روسیه واگذار شد و مرز دو کشور رود ارس تعیین گردید.!
طبق مادهُ ۸ این قرارداد حق عبور و مرورکشتیهای جنگی در دربای خزر منحصر به دولت روسیه شد و نیز مقرر شده یران مبلغ پنج میلیون تومان به عنوان غرامت جنگ به ورسبه بپردازد.؟
گفتنی است که در سالهای بعد چه در زمان فتحعلیشاه و چه در زمان اقتدار قائممقام انگلیس بارها کوشش کرد تا یک معاهده تجارتی مشابه معاهده ترکمانچای با ایران منعقد کند. اما در هر
دو زمان جواب مساعدی نشیند ۳
در نيمه اول قرن نوزدهم (سیزدهم هجری قمری) مسئلةٌ هرات در روابط بین دو کشور ایران و انگلیس از اهمیت به سزایی برخوردار بود. از دورترین زمانهای تاریخ مناسبترین و طبیعیترین راه حمله به کشور هندوستان جنوب
۳۹ یرانیان خارج شد. شاه بعداً دست از محاصره هرات کشید. اما مکنیل به دلایلی چند رضایت نداد و پس از دادن التیماتوم به شاه روابط دیپلماتیک دو کشور معلق گردید. مکنیل در اول ژانویه ۱۸۳۹ م (۱۲۵۵ ه.ق) مسئولیت هیأت دیپلماتیک را به سرهنگ شیل سپرد و روز بعد ارز روم را به قصد انگلستان ترک کرد. سرهنگ شیل همراه هیأت دیپلماتیک به طرابوزان رفت و تا مراجعت مکنیل در آنجا ماند. روابط دو کشور تا یازدهم اکتبر ۱۸۴۱ (۱۲۵۷ ه.ق) معلق بود. هیأت دیپلماتیک جدید به ریاست مجدد مکتیل از سوی شاه به گرمی پذیرفته شد و در بیست و هشتم اکتبر قرارداد بازرگانی منعقد گردید و مکنیل در دوم مه ۱۸۴۲ م (۱۲۵۸ ه.ق) تهران را ترک کرد. وی که مصمم بود به مجرد ورود به انگلستان کنارهگیری کند در پنجم اوت ۱۸۴۲ (۱۲۵۸ د.ق) استعفا داد. مکنیل از چهارم ژرئن 0۱۸۳۶ (۱۲۵۲ ه.ق) تا هشتم نوامبر ۸۱۸۴۲ (۱۲۵۸ د.ق) حقوق همپایه فرستاده ویژه و وزیرمختار دریافت کرد.
اعضای هیأت همراه مکنیل در ۱۸۳۶ م (۱۲۵۲ ه.ق) عبارت بودند از: سروان شیل دبیره دکتر جیمز رایش پزشک مسئول. دکتر چارلز بل جراح هیأت سروان مکدونالد فرمانده اسکورت. سروان چارلز استودارت دبیر نظامی. دبیر ایرانی و یک صندوقدار ایرانی.
(به نقل از: رایینو: لویی» پیشین» صص ۰۱۱۸ ۱۰۹)- ۱. مهدری: عبدالرضا هوشنگ؛ پیشین» ص ۰۲۲۶ ۲ رضایی عبدالعظیم؛ پیشین ص ۹۴. ۳ محمود محمرد؟؛ پیشین» صص ۰۳۵۹ ۰۳۶۰
افغانستان و شمال پاکستان کنونی بوده است و کشورگشایان مختلفی در طول قرنهای گذشته از این راه هنذوستان را مورد یورش قرار داهاند که به عنوان مثال میتوان به حمله اسکندر مقدونی در ۳۲۷ق» م حمله عربها در ۳۹ هرق / ۸۶۵۹ و حمله نادرشاه ۱۱۵۲ ه.ق / ۱۷۳۹ م اشاره کرد و همانگونه که قباً نیز اشاره شد ناپلئون بناپارت نیز قصد داشت از همین ره به هندوستان برود و تزارهای روسیه نیز هدفشان این بود با تصرف آسیای مرکزی هر چه بیشتر خود را به مرزهای هندوستان تزدیک کنند. در این حملات و لشکرکشیها نواحی هرات و سیستان که موانع طبیعی در پیش ندارند از اهمیت خاصی برخوردار بودند.۱ چنانکه میدانیم هرات همواره در تاریخ جزو شهرهای خراسان محسوب میشد و والیان و امرای آن مأموران و دستشاندگان دولت ایران بودند و سالینه به دولت مرکزی خراج میپرداختند.۲ لرد کرزن "نایب السلطته هندوستان در این خصوص مینویسد: «شهریاران و نایبالسلطنهها و حکام ایرانی بر همرات فرمانروایبی میکرداند و فرادی در آن حدود زندگی میکنند که بیشتر سنت و آداب ایرانی و فيافه ایشان را دارند و حایل و مانع طبیعی نیز پین آن منطقه و مشهد نیست.»؟ در کلیه قراردادهایی که در فاصله سالهای ۸۱۸۰۰ / ۱۲۱۵ تا ۱۸۱۴ ۱۲۱۹ ه.ق میان دو کشور ایران و انگلیس منعقد شده بو انگلیسیها همواره شهر هرات را جزیی از خاک ایران میدانستند. اما پس از اینکه با پیشرفتهای سریع روسیه در آسیای مرکزی مواجه شدند تصمیم گوفتند برای حفظ منافع خود آن شهر را که کلید هندوستان محسوب میشد به صورت مستقل نگاه دارنده زیرا میپنداشتند که اگرایرانیها بر هرات مسلط شوند قطعاً سعی خواهند کرد که به سایر نقاط افقانستان (کابل و قندهار) دست یابند و اين مسأله باتوجه به نفوذ روزافزونی که روسیه (بعد از انعقاد معاهده ترکمانچای) در دربار ایران به دست آورده بود میتوانست بسیار خطرناک باشد."
زیرا اگر روسها به مشرق ایران نفوذ میکردند به راحتی موفق میشدند هندوستان رامورد تعرض
5۱ نفیسیء سعید؛ تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصره ج 5 انتشارات بنیاد» ۶ص ۳۴۹
۲ مشکور جراد؛ پیشین» ص ۳۴۱ ۱ 07 3
۴ کرزن: جرج. ۵؛ ابران و قضیه ایرانه ج ۲ ترجمه وحید مازندرانی مرکز انتشارات علمی و فرهنگی. ۲ ص ۶۹۶ ۵ مهدوی. عبدالرضا هوشنگ؛ پیشین» ص ۲۳۴.
۷۰
قرار دهند. از سوی دیگر ایرانیها که هرات را جزء لاینفک کشور خود میدانستند. مصمم بودند که آن شهر را به تصرف خود درآورند و در این راه از سوی روسیه پشتیبانی میشدند.۱ انگلیسیها جهت مقابله با این خطرات تصمیم گرفتند از یک سو به مسلح کردن افغانها پردازند و از سوی دیگر در خراسان ایجاد اغتشاش کنند.؟ لرد پالمرستون " وزیر امورخارجه انگلستان در این خصوص به تب قاجار مینویسد:
«فرمان مبارک که مژده جلوس اعلیحضرت پادشاهی بود به صحابت مستر مکدانیلد " رسید و چون مژده جلوس پادشاهی بر سریر سلطنت بوده این خیرخواه بدون تحمل به نظر مبارک پادشاء ذیجاه انگلیز رسانید و از آن عرضها که ایلچی بزرگ مخصوص در حین شرفیانبی حضور معروض رای پادشاهی داشته واضح گردیده که پادشاه انگلیز چه قدر از جلوس قبله عالم خوشحال و خوشوقت گردیده است و همواره این اتحاد و مواحدت برقراز خواهد بود.)۵
در ۱۲۴۶ ه.ق / ۱۸۳۱ م عباس میرزا از جاب فتحعلیشاه مأموریت یافت جهت سرکوبی یاغیان قسمتهای شرق کشور عازم آن مناطق گردد. ولیعهد ایران پس از استقرار امنیت در یزد و کرمان متوجه خراسان گردید و پس از خاتمه دادن به انقلابات تراکمه و ایجاد نظم و آرامش در تمام
صفحات آن ایالت فرزند خود محمدمیرزا را مور تسخیر هرات کرد. این اقدام عباسمیرزا که
۱. اتحادیه منصوره؛ گوشههایی از روابط خارجی ایران انتشارات آگاه صص ۵۶ ۵۷. ۲. واحد نشر اسناد دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی» پیشین ص ۰۲۸ ۳. ویکونت پالمرستون (ه0اعتههاد۳ نصدم»عز۷) ترلد: ۱۷۸۴ (۱۱۹۹ د.ق). مرگ: ۱۸۶۵ (۱۲۸۲ د.ق). وی از ۸۱۸۵۵ (۱۲۷۲ ه.ق) تا ۱۸۵۸ (۱۲۷۵ ه.ق) نخستوزیر از ۸۱۸۳۰ (۱۲۴۶ ه ق) تا 2۱۸۲۴ (۱۲۵۰ ه.ق) و ۱۸۲۶ (۱۲۶۲ هق) تا 2۱۸۵۱ (۱۲۶۸ ه.ق) وزیر امورخارجه انگلستان بود ۴. مکدونالد. سروان آر + دی» اج (10.11 حفقاع) ,۱600000۵10) خراهرزاد؛ سرجان مکدونالد کینیر وی هنگام مرگ کینیر در تبریز (ژوئن ۸۱۸۳۰ ۱۲۴۶ د.ق) در کنار دایی خود بود. فرمانده اسکورت همراه هیأت سربجان مکنیل از چهارم نوامبر تا نهم مه ۱۸۳۶ م (۱۲۵۲ ه.ق). پس از کنارهگیری وی از قرماندهی اسکورت. سروان استودارت در دهم مه ۱۸۳۶ 2 (۱۲۵۲ د.ق) فرماندهی را به عهده گرفت. مکدونالد در پنجم ژوئیه ۶ م (۱۲۵۲ ه.ق) تهران را ترک کرد. (به نقل از: رایینوه لویی؛ پیشین: ص ۱۰۵). ۵ جهت آگاهی از متن کامل نامه ارد پالمرستون: نگاه کنیدبه سند شماره ۱ کتاب حاضر. ۶ بیناه علیاکبر؛ پیشین. صص ۲۵۴ الی ۲۵۷.
۳۱
برخلاف میل و نظر انگلیسیها بو باعث گردید که آنها در خفا کامرانمیرزا حکمران هرات را که از پرداخت مالیات به دولت ایران استنکاف میورزید» تحت حمایت خود قرار دهند.
محمدمیرزا موفق شد در اواخر تابستان ۱۲۴۸ ه.ق / ۱۸۳۳ م کامرانمیرزا را شکست داده و هرات را به محاصره خود درآررد و چیزی نمانده بود که آن شهر به تصرف ایرانیان درآبد که عباسمیرزا به طور ناگهانی درگذشت و محمدمیرزا مجبور گشت به فرمان فتحعلیشاه کار هرات را نیمه تمام گذاشته به تهران مراجعت کند. پس از عزیمت محمدمیرزا به تهران پیمان صلحی بین قائممقام و کامران میرزا منعقد شد و سپاهیان ایران به خراسان بازگشتند.
یک سال پس از فوت ولیعهد. فتحلیشاه در شصت و هشت سالگی درگذشت و همانگونه که قبلا شاره گردید, محمدمیرزا ولیعهد ثانیایران با کمک و تدییر پیشکار خود قائممقام ثانی به تهران آمد و بر تخت سلطنت جلوس کرد.!
از ابتدای سلطنت محمدشاه نفوذ روسیه در دربار ایران فوقالعاده افزایش یافت به طوری که اين امر موجب نگرانی شدید انگلستان گردید.
در دسامیر ۱۸۳۴ م / ۰ هرق بلای" سفیر انگلیس در سنپترزبورگ از طرف لرد پالمرستون مأموربت پیدا کرد که با دولت روسیه وارد مذاکره گرده که به اتفاق استقلال و تمامیت ارضی ايران را تضمین کنند. روسیه علیرغم میل باطنی خود با اين امر موافقت کرد و سندی نیز در این زمینه بین دو کشور به امضا رسید. منظور وزیر امورخارجه انگلستان از امضای سند فوق این بود که بدین وسیله از ضمیمه شدن احتمالی ايران به روسیه جلوگیری کند. ۳
محمذشاه چون به پادشاهی رسید علاقهمند شد که در زمینهٌ فتوحات نظامی موفقیتهایی کسب کند و چون قادر نبود ولایات از دست رفته قفقاز را مجدداً به تصرف درآورد؛ تصمیم گرفت قسمتی از افقانستان را ضمیمه خاک ایران کند. البته تشویقهای پنهانی نیکلای اول تزار روسیه نیز در این مورد بیتأثیر نبود.؟
جان ویلیام کی مولف کتاب «تاریخ جنگهای افغانستان» در این مورد مینویسد:
۱. مهدوی, عبدالرضا هوشنگ؛ پیشین» ص ۲۳۶.
طوناظ 2 ۳. مهدوی: عبدالرضا هوشنگ؛ پیشین» صص ۰۲۳۷ ۲۳۸. ۴ مشکور جواد؛ پیشین» ص ۰۳۴۱
۳۲
«خیال برهم زدن سلطنت افغانستان هميشه در فکر محمدشاه بود و در محافل و مجالس علناً از آن صحبت مینمود فقط یک محرک جزبی لازم داشت که او را به این اقدام وادار کند. روسها برای تحریک او حاضر بودند و مدام گوش شاه را در سهولت انجام این امر پر میکردند.»!
در اوایل سلطنت محمدشاه بنا به تغییر و تحولی که در کشور رخ داده بوده کامرانمیرزا حاکم هرات علاوه بر اينکه از پرداخت خراج سالیانه امتناع میروزید به سیستان حمله برده» جمعی از سکن آنجا را مقتول و احوال آنان را به تارج برد.؟ محمدشاه کامرانمیرزا را به تهران احضار کرد اما او از آمدن به پایتخت استنکاف ورزید. در تتیجه محمدشاه بهانة لازم را در خصوص لشکرکشی به هرات به دست آورد. انگلیسیها که به شدت از این موضوع نگران شده بودنده تصمیم گرفتند توسط مستشاران خود شاه ایران را از حمله به هرات منصرف کنند. لذ سرهنری الیس راکه سابقا هم در ایران بودمأموری این کشور کردند. در ملاقاتی که بین سرهنری الیس و محمدشاه به عمل آمد. وی شاه را از حمله به هرات و مداخله در امور آن ایالت برحذر داشت. " محمدشاه که مصمم به تسخیر هرات بود؛ با اشاره به یکی از فصول چند عهدنامه منعقده میا ایران و انگلیس که در آن آمده است: «اگر جنگ و نزاعی فیماپین دولت علیه ایران و افغان اتفاق افتده اولیای دولت بهیّه انگلیس را در این میان کاری نیست و به هیچ طرف کمک و آمدادی نخواهد کر مگر اینکه به خواهش طرفین واسطه صلح گردند.," دخالت انگلیس در این خصوص را بیمورد دانست. در نتیجه مأموریت سرهنری الیست با شکست مواجه گردید و پس از آن محمدشاه به خدمت مستشاران نظامی انگلیس در ایران خانمه داد. زمامدارانانگلیس چون از طریق مذاکرات سیاسی نتوانستند محمدشاه را از رای خود منصرف کنند. مصمم شدند از طریق ایجاد اغتشاش در داخل ایران افکار وی را به مسائل دیگر معطوف کنند. اما هیچیک از این اقدامات نتوانست در اجرای اراده شاه ایران تغیبری به وجود آورد.*
۱. جان ویلیام کی (16270 معهتل/۱3 دح تاریخ جنگهای انغانستان؛ ج ۱ ص ۰۱۵٩
۲ مشکوره جواد؛ پیشین» ص ۰۳۴۱ ۳ مهدوی عبدالرضا هوشنگ؛ ص ۲۳۸. ۴ نگاه کنید به فصل هفتم: سند شمارة ۱۰۴ کتاب حاضر.
۵ مهدوی عبدالرضا موشنگ؛ پیشین: ص ۰۲۳۹
۳۳
محمدشاه در تاریخ ۱٩ ربیعلثانی ۱۲۵۳ ه.ق / ژوئن ۱۸۳۷ م در رأس سپاهی عازم هرات شد و آن شهر را به محاصره درآورد." در این هنگام انگلیس جهت تقویت کامرانمیرزاه افسری به نام «الدرد پاتینجره " را به همراه عدهای درجهدار و سرباز به طور مخفیانه روانه هرات کرد. این شخص فرماندهی توپخانه هرات را بر عهده گرفت و به تحکیم قلاع و سنگرهای شهر پرداخت.
محاصره هرات ماهها به طول انجامید مدافعین شهر به شدت از خود مقاومت نشان میدادند. وقتی سقوط هرات نزدیک شد. جان مکنیل وزیرمختار انگلیس در ایران به اردوی محمدشاه پیوست تا بلکه از طریق مذاکره شاه را از ادامه محاصره شهر منصرف کرده کار جنگ را با آشتی حل و فصل کنده اما با بیاعتنایی محمدشاه روبرو شد. " از سوی دیگر اسنادی از پیک سفارت توسط ایرانیها کشف گردید که نشان میداد مکنیل افسران انگلیسی مدافع هرات را همواره از اخبار اردوی محمدشاه مطلع میگردانیده است. لذا محمدشاه که شدیداً از کارشکنیها و خیانتهای مکنیل خشمگین شده بود, رسماً عدم رضایت خود را نسبت به او متذکر گردید. مکنیل چون از میانجیگری میان ایران و هرات مأْیوس شد» قطع روابط سیاسی بین ایران و انگلیس را اعلام و در تاریخ ۴ رییعالاول ۱۲۵۴ دق /ژوئن ۱۸۳۸ م اردوی محمدشاه را ترک گفت و از راه مشهد عازم تهران گردید.
پس از بازگشت مکنیل به کشورش اعضای هیأت نظامی انگلیس از ادامه خدمت در ارتش ایران منع شدند و دولت انگلیس توسط شخصی به نام کلنل استودارت" به دولت ایران اولتیماترم دادکه در صورت ادامةٌ محاصره هرات رسماً با ایران وارد جنگ خراهد شد و متعاقب
۱ پیو کارلوترنزی پیشین» ص ۵۶. ۳۵۱۵۲ ۳۱۵۲۵۵ ,2
۳ مشکون جواد؛ پیشین صص ۰۳۴۱ ۳۴۲ ۴. استودارت سروان چارلز (۵۲168) طنهاوص راتل۱00٩) توند: ۱۸۰۶ (۱۲۲۱ هیق). مرگ: ۱۸۲ (۱۲۵۸ ه.ق).
وی در 2۱۸۳۵ (۱۲۵۱ ه.ق) به عنوان دبیر نظامی سرجان مکنیل به ایران آمد. فرمانده اسکورت همراه مکنیل از ۱۰ مه 2۱۸۳۶ (۱۲۵۲ ه.ق) تا ۷ ژوئن ۱۸۴۲ (۱۲۵۸ د.ق). ار در ژرئن ۸۱۸۳۸ (۱۲۵۴ ه.ق) به همراه سرجان مکنیل از هرات خارج شد. استودارت در ماه ژوئیه برای رساندن پیفام مکنیل به نزد شاه (محمدشاه) فرستاده شد. متن پیغام اين بود که اگر شاه دست از محاصره هرات نکشد. انگلیس به ایران اعلام جنگ خواهد داد. وقتی شاه شنید که نیروهای انگلیس به خلیج فارس آمدهانده تصمیم به عقبنشینی گرفت.
(به نقل از: رابینوه لوبی؛ پیشین: ص ۲۴).
۴
آن ناوگان خود راکه مرکب از پنج فروند کشتی جنگی بود وارد آبهای ساحلی جنوب ایران کرد و جزیره خارک را به تصرف خود درآورد. دولت روسیه که مشق اصلی محمدشاه در قضیه محاصره هرات بود وقتی که اوضاغ را چنین دید با احتباط خود را از قضیه کنار کشید. در نتیجه محمدشاه که خود را دولت مقتدر و نیرومندی مانند انگلیس بیبار و باور یافت در ۱٩ جمادیالثانی ۴ ه.ق ٩/ سیتامبر ۱۸۳۸ دست از محاصره هرات برداشت و بدون اخذ نتیجه مطلوب از این لشکرکشی به تهرانبازگشت.!
شا ایران در همان سال میرزا حسینخان آجودانباشی را ظاهراً به بهانةً عرض تسلیت و تبریک به مناسبت فوت ویلیام چهارم و جلوس ملکه ویکتوریا بر تخت سلطنت. اما باطتا به جهت اعتراض به عملکردهای خصمانه سرجان مکنیل به سفارت عازم اروپا کرد." در لندن آجودانباشی موفق شد با لردپالمرستون ملاقات و مذاکره کند. در پایان مذاکرات یادداشتی از طرف وزیر امورخارجه انگلیس تسلیم سفیر ایران گردید که در آن تجدید روابط سیاسی بین دو کشور ایران و انگلیس و پایان دادن به حالت جنگ بین دو کشور موکول به قبول پیشنهادهایی گردید که انگلیس طی هشت ماده به ایران داده بود." اين یادداشت در تهران مورد مطالعه قرار گرفت و محمدشاه که دیگر از جانب روس حمایت نمیشد به ناچار علیرغم میل باطنی خود
۱. مهدوی. عبدالرضا هوشنگ؛ پیشین» صص ۰۲۴۱ ۲۴۲. ۲. نگاه کنید به اسناد شماره ۰۲۶ ۰۲۷ ۰۲۸ ۳۸ کتاب حاضر. ۳. مفاد يادداشت وزارت امورخارجه انگلیس:
۱. عذرخواهی کتبی نسبت به عملی که دربارة قاصد وابسته به انگلیس صورت گرفته بود.
۲. فرمان چاپی صادر شود مبنی بر اینکه کلیه کسانیکه در حدمت میسیون انگلیسی هستند در امان و امنیت ایشان تضمین گردد.
۳. غرریان و سایر محال متعلق به افغانستان که هنوز در تصرف قرای شاهی است به اففانستان مسترد گردد. کب از خبط غیرقاننی منزل افسران انگلیسی که در ترا صورت گرفته برد عذرخراهی به عمل آید
۴ کلیه اشخاصیکه ایجاد زحمت برای آبدارخانه نمایندگی انگلیسی در بوشهر فراهم و آشوب به پا کردهانده تثبیه شوند,
۵. حاکم آن بندر که اهانت به سر.ف. میتلند (1*00[/1800 تل) کرده باید معزول و علت عزاش از طرف دولت به عموم اعلام گردد.
۶ مطالبات یکی از اتباع انگلیس راججم به معامله آهن که در قرهداغ صورت گرفته باید تصفیه شود.
۷ مطالبات افسران انگلیسی که اخیراً در قشون ایران خدمت میکردند. باید پرداخته شود.
۸ در خاتمه برقراری راب سیاسی بین در کشور منوط به امضای پیمان بازرگانی انگلیس و ایران میباشد.
5
(به نقل از: واتسن. رابرت گرانت؛ پیشین ص ۲۲۳).
۵
شرایط آن کشور را پذیرفت. در نتیجه روابط سیاسی بین دو کشور آغاز گردید." و یک بار دیگر سرجان مکنیل به همراه یک هیأت سیاسی در اوایل شعبان ۱۲۵۷ ه.ق / ۱۱ اکتبر ۱۸۴۱ م وارد یران شد. محمدشاه از وی و هیأت همراه بهگرمی پذیرایی کرد" و به فاصله چند روز عهدنامة جدید بازرگانی در ۱۲ رمضان ۱۲۵۷ ه.ق /۲۸ اکتبر ۸۱۸۴۱ به امضای حاجی میرزا ابوالحسن خان شیرازی وزیر امورخارجه ايران و سرجان مکنیل سفیر و نماینده فوقالعاده انگلیس رسید. به موجی عهدنامه مزبور کلیه حقوق و امتیازاتی که طبق عهدنامة ترکمنچای به روسها تعلق گرفته بود به انگلیسها نیز داده شد. "انگلیسیها در تبریز و بوشهر نمایندگایهای تجارتی داثر کردند و در مقابل دولت ایران در لندن و بمبئی کنسولگری تأسیس کرد.
بدین ترتیب بود که رقابت سیاسی و استعماری دو کشور روس و انگلیس در دورهٌ سلطنت محمدشاه قاجار به موفقیت و پیروزی انگلیس در افغانستان شمالی که روسیه ترجیح میداد در دست ایران باقی بماند منتهی گردید و پس از آن اغتشاشات داخلی مانند قیامهای آفاخان محلاتی و سیدعلی محمدباب و فتنه و آشوبهایی که به تحریک عمّال انگلیس در نواحی جنوب ایران انجام میگرفت دیگر فرصتی برای محمدشاه باقی نگذاشت که به اففانستان فکر کند ۴
۱ شمیم علیاصفر؛ ایران در دورة سلطنت قاجار: شرکت چاپ انتشارات علمی؛ ۰۱۳۷۰ صص ۰۲۲۲ ۲۲۴.
۲ واتسن رابرت گرانت؛ پیشین: ص ۰۲۲۴ ۳ جهت آگاهی از متن کامل عهدنامه تجارتی نگاه کنید به سند شمارهٌ ٩۱ کتاب حاضور.
2 شمیم. علیاصغر؛ پیشین» صص ۵ ۰۲۱۲۶
۲۶
فصل اول ایران و انگلیس
شماره سند: ۱
فرستنده: وزیر دول خارجه انگلیس (لرد پالمرستون)
گیرنده: محمدشاه قاجار
موضوع: تبریک به مناسبت جلوس محمدشاه بر تخت سلطنت: روابط ایران و انگلیس تاریخ: ۲۵ اکتبر ۱۸۳۵ م مطایق با ۱۲۵۱ ه.ق
نمره: ۸۶۱ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
فرمان مبارک که مزدهٌ جلوس اعلیحضرت پادشاهی بود؛ به صحابت مستر مکدانیلد رسید و چرن مژده جلوس پادشاهی بر سریر سلطنت بوده اين خیرخواه بدون تحمل به نظر مبارک پادشاه ذیجاه انگلیز رسانید و از آن عرضها که ایلچی بزرگ مخصوص در حین شرفیابی حضور معروض رای پادشاهی داشته واضح گردیده که پادشاه انگلیز چه قدر از جلوس قبله عالم خوشحال و خوشوقت گردیده است و همواره این اتحاد و مواحدت بر قرار خواهد بود و واجب است که مراسم شکرگذاری را به جای آورم از اینکه قبله عالم این دولتخواه را سرافراز فرمودند و فرمان به افتخار دولتخواه مرقوم شده بود و هم در آن فرمان مرقوم فرموده بودند که مژده جلوس پادشاهی را دولشخواه معروض رای پادشاه ذیجاه انگلیز نماید و واجب بود که جواب فرمان مبارک را نیز به صحابت مشارالیه ارسال شود که به نظر مبارک پادشاهی برساند و بر رای قبله عالم ظاهر است که همه اوقات امنای دولت بهیّه انگلیز خیرخواه دولت پادشاهی میباشند و از این رهگذر بسیار مسرور شدند که اشخاصی که در ابتدا سلطتت اظهار عداوت کردنده از سپاه پادشاهی شکست یافتند و زیاد خوشوقت میباشند که صاحبمنصبان انگلیز در میان آن سپاه بودند و خدمات شایسته به ظهور رسانيدند. امنای دولت انگلیز که در ابتدای سلطنت آنطور فراست و جلالت از کارکنان دولت قبله عالم مشاهده نمودند»
۳۹
امیدواری تمام دارند که مملکت ایران باز هم به طریق سابق که بود؛ بشود و از دولتهای خارج بینیاز و در دولت خود مستقل و مستحکم باشد و این خواهش به عمل نخواهد آمد تا آن وجه که در هنگام مصالحه برقرار شده تمام به دولت خارج نرسد و تا بقیه آن وجه به دولت خارج ادا نشود کارفرمایان دولت پادشاهی نمیتوانند که به خوبي محافظ و محارست سرحدات مملکت نمایند» از سرکشی معاندین و بر رای منیر اعلیحضرت پادشاهی آشکار است که سپاه نظام از برای محافظت مملکت قبله عالم لازم است و هم باید که رعایای مملکت پادشاهی کلاً راضی و خوشنود باشنده زیرا که اگر کار سپاه نظام درست باشد و رعایا راضی نباشند خدای نخواسته چشمزخمی برسد. کار تمام خواهد شد و چنانچه رعایا راضی باشند و خدای نکرده آفتی به ملک رسد و سپاه شکست یابد چندان تشویش نخواهد بود و کار دولت آخرالامر خوب خواهد شد و رعیت مملکت هرگاه راضی نباشند و اتفاق نزاعی در میان آید با خارج از روی خورسندی تن در آن کار نخواهند داد و سعی و کوشش نخواهند نمود. البته کارکنان دولت پادشاهی عدل و انصاف را شیوه و شعار فرموده و خواهند فرمود که آنچه رعایا به سعی و کوشش خود چه از زراعت و چه از تجارت حاصل میکنند در اختبار خودشان خواهند گذاشت این دولت خواه عرض میکند که خواهش دولت بهیّه انگلیس آن است که امنای دولت قاهره پادشاهی متعلق به دولت خارج نباشند و در کارهای داخلی مملکت انگلیز ادخل و تصرف نباشد. دولت قبله عالم از دولت خارج کمال بینیازی داشته باشد و در امورات دولت خود نهایت استقلال داشته باشنده کارکنان دولت قبله عالم خاطرجمع و معتقد باشند از اينکه هر وقت از راه التفات در باب عرایض فوق که معروض گردید با ایلچی انگلیز که متوقف مملکت قبله عالم است» صلاح بجویند و مشورت بغرمایند ایلچی مزبور در کمال دقت صلاح میدهد و منتهای دولت خواهی را به عمل خواهد آورد و چنانچه خواهش و تمنای دولت بهیّه انگلیز در اين نباشد که دولت و مملکت قبله عالم در کمال استقامت و آسایش درگذار باشد لیکن نظر به اتحاد که از بدو دولت پادشاهی آباء و اجداد قبله عالم که فیمایین دولتین بهیتیس مستحکم و برقرار بود خواهش و تمنا دارند که دولت پادشاهی همواره استقامت و استحکام داشته باشد و مملکت پادشاهی
در نهایت آسایش و آرامش باشد و سعی و کوشش دارند که امورات قبله عالم به خیر و خوبی صورت انجام پذیرد. پادشاه ذیجاه انگلیز و کل رعایا و اهالی مملکت انگلستان همواره از خدای یگانه مسئلت میکنند که بر عمر و دولت قبله عالم بیفزاید و مملکت پادشاهی کمال آسودگی داشته باشد که اهالی مملکت قبله عالم آسایش نمایند و خود دولت خواه نیز همین استدعا را از خداوند عالم و عالمیان دارد. زیاده جسارت رفت.
از جانب پال میراستن؛ در شهر لندن, در ۲۵ ماه اکتبن سنه عیسوی یکهزار و هشتصد و
سی و پنج.*
* آرشیو اسناد وزارت امورخارجه ۱۲۵۱ - ۱۲۵۰ ه.ق» صندوق ۲ پوشه ۲۲.
۳۱
شماره سند: ۲
فرستنده: وزیرمختار انگلیس [سرهتری الیس]
گیرنده: وزیر دول خارجه (میرزا مسعودخان انصاری)۱ موضوع: برابر شمردن نام انگلیس و روسیه در مجالس رسمی تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۱ ه.ق]
نمره: ۴۲۲ [مندرج در ظهر سند]
متن سند.
محبان استظهارا دوستان اعتضادا مشفقا
چون اهتمال [احتمال] این میرود که شاید جناب امیرنظام قاعده(ای] از قواعدهای اهل فرنگستان را درست دریافت نفرموده باشنده زیرا که دیشب در مجلس جناب معزیالیه اول سلام به امپراطور روس داده شد و بعد به پادشاه انگلیس. البته آن جناب آگاهی دارند که در میان اهل فرنگستان اين معتی باعث خفت پادشاه انگلیس است؛ زیرا که اسم امپراطور روس از اسم پادشاه انگلیس برتر و بزرگ [تر] نیست بلکه هر دو مثل یکدیگر هستند. در هر حال چون بر محب لازم بود مزاحم شد که بعدها هرگاه اتفاق افتد در مجالس اسم هر دو را به یکبار برند و تفاوت در میان نگذارند که باعث خوشنودی
طرفین گردد و خورسندی هر دو جانب به عمل آبد. زیاده چه زحمت دهد.*
۱ میرزا مسعود انصاری ایشلیقی گرمرودی سومین وزیر امورخارجه بود که پس از قنل قائممقام (۱۲۵۱ «.ق) به این منصب رسید. وی باوقوع واقعه هرات از خدمت معزول و فرزندش میرزا علی نیابت وزارت امورخارجه را بر عهده گرفت. میرزا مسعود یک دور دیگر در فاصلةٌ سالهای ۱۲۶۲ تا ۱۲۶۶ ه.ق به وزارت امورخارجه ابران منصوب گردید.
# آرشیو اسناد وزارت امورخارجه ۱۲۵۱ - ۱۲۵۰ ه.ق» صندوق ۲ پوشه 1۶.
۳۲
شماره سند: ۳ ۱
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: سفارت انگلیس
موضوع: پرداخت پنجاه هزار تومان کسر دویست و پنجاه هزار تومان بابت اخراج دو فصل از عهدنامه منعقده میان ایران و انگلیس
تاریخ: ۴ محرم ۱۲۵۲ ه.ق
نمره: س
متن سند:
هو
به تاریخ غره ذیالقعده سنه ۱۲۵۱ در باب پنجاه هزار تومان کسر دویست و پنجاه هزار تومان که کرنل مکدانیل ایلچی سابق دولت بهیّه انگلیز در باب اخراج دو فصل عهدنامه کاغذ سپرده است. شرحی به آن جتاب قلمی داشت. هنوز جواب آن نرسیده است. چون شرط اخراج دو فصل مزبور ادای دویست و پنجاه هزار تومان است. بالتمام و مادامیکه اين شرط بالکلیه به عمل نیاید مشروط که اخراج دو فصل باشد اعتباری نخواهد داشت. لهذا به آن جناب که ایلچی بزرگ و با اختیار دولت سنیه انگلیز است؛ زحمت میدهد که در باب ادای پنجاه هزار تومان مزبور یا بقای دو فصل مذکور هر چه مصلحت دولتین علییّن دانند. اظهار دارند که به خاکپای جواهرآسای اعلیحضرت شاهنشاهی عرض شود.
تحریرا فی رابع شهر محرمالحرام سنه ۱۲۵۲*
حاشیه: درست است.
# آرشیو اسناد وزارت امورخارجه ۱۲۵۲ - ۱۲۵۳ ه.ق» صندوق ۳ پوشه ۶
۳۳
شماره سند: ۴
فرستنده: سفارت انگلیس
گیرنده: وزارت امورخارجه
موضوع: پرداخت پنجاه هزار تومان بایت اخراج دو فصل سوم و چهارم از عهدنامه منعقد میان ایران و انگلیس
تاریخ: ۲ محرم ۱۲۵۲ ه.ق
نمره:
متن سند:
جناب جلالت ونبالت تصابا مخلصان استظهارا اعتضادا مشفقا
مراسله که آن جناب به تاریخ غره شهر ذیالقعده مرقوم فرموده بودند با سواد رقعه که سرجان مکدانیلد به عالیجاه میرزا ابوالحسنخان نوشته بود واصل شد از مرقومات آن کمال آگاهی حاصل آمد. آن جناب اظهار فرموده بودند که امنای دولت بهیّه انگلیس باید از عهده مبلغ پنجاه هزار تومان که سرجان مکدانیلا شرط کرده است برآیند و یا آنکه تمسک اولیای دولت قاهره را ابراز نمایند. سخن مخلص این است که از قرار تمسک ولیعهد مبرور که به ایلچی انگلیز دادند مطابق شهر شعبان سنه ۱۲۴۴ و موافق رقم ولیمهد مغفور که در شهر صفر سنه ۱۲۴۵ مرقوم فرمودهاند معلوم و مشخص است که اخراج کردن آن دو فصل که فصول سوم و چهارم عهدنامه مبارکه باشد به همان مبلغ دویست هزار تومان شرط گذشته است و خاقان مغفور هم فرمان امضای آن تمسک و رقم را مرحمت فرمودند و فرمان امضای آن صاد رگذشت و ایلچی که در آن ایام بود کل نوشتجات که در آن خصوص داد و ستد شده بود ارسال انگلستان و هندوستان داشته
است و کارکنان دولت بهیّه انگلیز در آن باب در کمال دقت تفحص و تجسس نمودند و
۳۴
هرگاه قرار و شرط چنان شده بود يقین است از راه اتحاد و یگانگی که به دولت قاهره ایران داشته و دارندء مبلغ مزبور راکه حال ادعا میشوده دفعتاً در همان وقت مهمسازی میکردند و این نوشتهجات که حال در میانه آن جناب و مخلص نگارش رفت در خصوص ادعای اعلیحضرت شاهنشاهی در باب پنجاه هزار تومان مخلص ارسال نزد امنای دولت بهیه انگلیس خواهد نمود که مجدداً در نهایت دقت جستوجو و تفحص نمایند و حقیقت آن را معلوم کنند. زیاده چه مزاحم شود.
فی ۴ شهر محرمالحرام سنه ۱۲۵۲*
آرشیو اسناد وزارت امورخارجه, سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۰۳ پوشه ۰۱۵
۳۵
شماره سند: ۵
فرستنده: سفارت انگلیس
گیرنده: وزارت دول خارجه
موضوع: در باب پرداخت دویست و پنجاه هزار تومان در ازای حذف فصل سوم و چهارم عهدنامه منعقد فیمابین ایران و انگلیس
تاریخ: ۸ محرم ۱۲۵۲ ه.ق
هرید
متن سثد:
هو جناب جلالت نصابا محبان استظهارا مشفقا عالیمقاما
مراسله آن جناب که به تاریخ چهارم شهر محرم سنه ۱۲۵۲ در باب دویست و پنجاه هزار تومان قلمی داشته بودند» واصل شد. در آنجا اظهار کرده بودند که موافق تمسک ولیعهد مبرور که به ایلچی انگلیز دادند مطابق شهر شعبان سنه ۱۲۴۴ او موافق رقم ولیعهد مغفور که در شهر صفر سنه ۰ مرقوم فرمودهانده معلوم و مشخص است که اخراج کردن آن دو فصل که فصل سیم و چهارم عهدنامه مبارکه باشد» به همان مبلغ دویست هزار تومان شرط گذشته است. اولاً دوستدار دفاتر امورخارجه را ملاحظه کرد از جناب ولیعهد مغفور الیسهاله حلل التور موافق ثبت دفتر رقمی به افتخار سرجان مکدانیلد صادر شده که سواد آن را در ضمن این نوشته برای استحضار آن جناب ارسال داشت. در باب دوبست هزار تومان ثبتی به ملاحظه دوستدار برسند بر آن جناب است که اصل آن رقم را ابراز نمایند. ثاناً با وصف تمسک مکدانیلد در باب دویست و پنجاه هزار تومان و
علم و اطلاع حضرت ولیعهد مغفور از آن مبلغ و شدت احتیاج آن حضرت برای ادای
۳۶
طلب دولت بهیّه روسیه بههیچ وجه احتمال نمیرود که راضی به دویست هزار تومان شده پنجاه هزار تومان را عفو کرده باشند. اگر چنین رقمی هم ظاهر شود مجمل بر تأویل خواهد بود. پس تا بقیه تمسک ایلچی آن دولت ادا نشد» شرط اخراج دو فصل سیم و چهارم بالتمام به عمل نیامده است و البته اولیای دولت سنیّه انگلیز برای تصحیح عمل ایلچیان خود و حفظ شروط مودت پنجاه هزار تومان باقی وجه تمسک را کارسازی خواهد کرد. زیاده چه تصدیع دهد.
تحریراً فی هشتم شهر محرمالحرام سنه ۱۲۵۲*
ان آرشیو اسناد وزارت امورخارجه. سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۲ پوشه ۶
۳۷
شماره سند: ۶
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: سفارت انگلیس
موضوع: در باب پرداخت دویست هزار تومان وجه امداد سالیانه به ایران در زمان جنگ تاریخ: ۸ محرم ۱۲۵۲ ه.ق
تمره: -
متن سند:
جناب جلال نصابا محبان استظهارا مشفقا عالیمقاما
مراسله آن جناب که در جواب ادعای دولت علیه بخصوص دوبست هزار تومان وجه امداد سالیانه نوشته بودند؛ در چهارم شهر محرم سنه ۲ واصل شد. در آنجا اشعار کرده بودند که چون چند سال است که آن نع بر پا شده بود و مدتی هم از آن مقدمه گذشته است و در ابتدای آن جنگ امنای دولت قاهره ایران خواهش آن دویست هزار تومان راز اولیای دولت بهیّه انگلیز فرمودند و امنای دولت بهیّه انگلیس هر قدر تفحص و جستوجو و به دقت ملاحظه و مشاهده نمودند که ادعای مبلغ مزبور به حق بر ایشان مشخص شود و ابت گرده مشخص تشد و منظور امنای دولت بهیّه انگلیز آن بود که شرایط عهدنامه مبارکه یمایین دولتین قوییتین را بهجای آورند و موافق قرارداد فیمایین معمول دارند که هر آینه حسن عهد ایشان به ظهور رسد و در هر باب پاسداری ممالک ایران را منظور داشتند. لهذا مخلص در این گفتوگو معذور است. جواب دوستدار اين است که اولیای دولت علیه از حسن عهد و کمال محبت امنای دولت سنیّه انگلیز نهایت رضامندی دارند و امیدوار هستند که این مهر و محبت و یگانگی و مودت فیمابین دولتین
سالهای سال پاینده و برقرار بماند و اينکه در اول وقوع نزاع فیمابین دولتین ایران و روس
۳۸
امنای دولت انگلیس برای تحقیق سبقی بسیار تفحص کردهاند تا شرایط عهدنامه را معمول دارند و حسن عهد خود را ظاهر سازندء لکن برایشان مشخص نشد نیز از اینگونه اهتمام امنای آن دولت» اولیای این دولت را بسیار خشنودی حاصل است. اما میگوینده اگر حقیقت یک مطلب در یک وقت معلوم نگشته باشده مستلزم آن نیست که آن مطلب حقیقت نداشته باشد و ما بالفعل موافق کاغذ جناب جنرال یرملوف فرمانفرمای گرجستان که در باب معاوضه کنار گوگچه دنکیز" یا بعضی از بلوکات قراباغ نوشته, ثابت میکنیم که دولت روسیه را موافق عهدنامه حقی در کنارگوگچه دنکیز نبوده است؛ والا معاوضه صورت نداشت و موافق کاغذ جنرال ولیمنوف که نوشته است» ما کنار گوگچه دنکیز را تصرف کردهايم و بدون حکم دولت پس نخواهیم دا ثابت میکنیم که سبقت از جانب آنها نبوده و با اسلحه حربیه داخل ملک دولت علیه نشدهاند و چون در عهدنامه مارکه ید شده است که اگرسبقت از جانب دولت دیگر بشود دولت انگلیس هر ساله دویست هزار تومان وجه آمداد را باید بدهند. پس هر ساله اين مبلغ بر ذمه اولیای آن دولت ثابت است. اینکه آن جناب اظهار کرده بودند که از اين گفتوگو معذور است» سخن اولیای دولت علیه اين است با وصفی که آن جناب ایلچی بزرگ دولت بهیّه انگلیز است و خیرخواه دولتین و خود اظهار کردهاید که اهتمام اولیای دولت سنیه انگلیز برای حفظ شروط عهدنامه در مرتبه فصول است. خود را معذور کردن در ادعای حقانه این دولت خلاف مراتب دولتخواهی است. زیاده چه تصدیع دهد.
تحریراً فی هشتم شهر محرم سنه ۱۲۵۲*
۱. گوگچه تنکیز: دریاچه آب شیرینی است که در شمال خاوری دبیل مرکز ارمنستان واقع شده است. # آرشیو اسناد وزارت امورخارحه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۰۳ پوشه ۸
۳۹
شمارة سند: ۷
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرهنری الیس) گیرنده: وزیر دول خارجه (میرزا مسعودخان انصاری) موضوع: عزیمت عالیجاه میرزا جعفر به مصر
تاریخ: (احتمالاً ۱۲۵۲ ه.ق)
نمره: ۳۷۷ (مندرج در ظهر سند)
متن سند:
سواد کاغذی [که] جناب ایلچی بزرگ دولت بهیّه انگلیس به جناب وزیر دول خارجه
محبان استظهارا دوستان اعتضادا مشفقا
از رسیدن پیغام که آن جناب به واسطه موسی سیمتو" فرستاده بودند بسیار متعجب گردید از آن پیغم, بر محب چنان مشخص شد که از رفتن عالیجاه میرزا جعفر به سفارت موقرف خواهید گردید و همین یک لفظ را در نامه تغییر خواهند داد که مکنونات ضمیر خاطر همایون را تبدیل به خواهش حل خواههند کرد. دیروز که به اتفاق آن جناب
۱ ژنرال سیمنو (56:013620 00000721) فرانسوی در حوالی سال ۱۲۳۶ هرق به تبریز آمده و در دستگاه عباسمیرزا نایب السلطنه خدمانی به او ارجاع شد. وی قسمتی از نواحی آذربایجان را نفشهبرداری کرد و از ۱ دق رسماً بهعنران مهندس نظامی داخل خدمت ارتشن اب یران گردید و مدت بیست و چهار سال در خدمت بود و به سال ۱۲۶۶ ه.ق از طرف امیرکبیر از غدمت دولت ایران معاف شد. . سیمنو در جنگهای هرات ک محمدشاه برد و در سال ۱۲۶۸ ه.ق در تهران درگذشت. فرزندان و نرادههای وی به دین اسلام درآمده و
بعضی از آنها در ارتش ایران مشغول به خدمت شدند. (به نقل از: محمد مشیری» شرح مأموریت آجودانباشی» ی ۶۹-۰
۴۰
شرفیاب حضور پادشاهی گردید؛ بعد از عرایض محب چنان دانست که رفتن عالیجاه مشارالیه را موقوف خواهند فرمود. پس لازم است که دولتخواه مختصر اظهار سازد که رفتن مشارالیهبه چه سبب صلاح و صواب نیست. از آنجا که پادشاه ذیجاه انگلیس به محب حکم فرمودند که به اعلیحضرت پادشاهی عرض نماید که دوستی و اتحاد و موافقت دولت علیه ایران با سلطان روم واجب و ضرور است و به محب حکم فرمودند که کمال سعی و اهتمام را به عمل آورد که اين دوستی که الحال فی مابین وه ین و روم است برقرار و پردوام بماند و چیزی ظاهر نشود که باعث ملال و رنجش دولتین گردد. خصوص در این وقت که از سلطان روم علامت مواحدت و دوستی ظاهر میشود. از فرستادن ایلچی برای تهتّت و مبارکباد جلوس شاهنشاهی بر تخت سلطنت و البته بر آن جناب واضح و آشکار است که هنوز علایق سلطان روم با پاشای مصر درست برفرار و استوار نیست و ممکن میشود که در مین یشان من بعد هم نزاع واقع شود و فرستادن رسول را در چنین وفت از طرف اعلیحضرت پادشاهی نزد پاشای مصر سلطان روم خلاف مراسم و شرایط دوستی خواهد دانست و البته متوجه خواهد شد که حضرت اقدس پادشاهی میل به سمت دیگر دارنده اگرچه آن جناب اظهار نمود که چنان نیست و محب مطمئن خاطر است که بدان جهت نیست لکن این تصور را سلطان روم خواهد نمود و چون رفتن عالیجاه میرزا جعفر محض برای تعارف است رفتن او در چنین وفت چندان لازم و ضرور نیست و محب از راه ارادت در کمال اخلاص و دولتخواهی معروض رای حضرت شهریاری خواهد نمود که رفتن عالیجاه مشارالیه را در این هنگام موقوف فرمایند.
جوای که جناب وزیر دول خارجه به مشارالیه نوشتهاند: رای با وریبر زج ۱ رال سل
دوستان استظهارا محبان اعتضادا مهربانا
دو طغرا عریضه که جناب سامی دیروز و امروز به خاکپای اعلیحضرت شاهنشاه روحی
و روحالعالمین فداه فرستاده بودند که هر دو به نظر مرحمتگستر اقدس رسد. امر و
۳۱
مقر فرمودند که دوستدار جواب هریک از مطالب آن جناب را بدین موجب قلمی دارد که اولاً در باب توقف عالیجاه داکتر ریک در آستان رفیعلبنیان شاهنشاهی اهتمامی که آن جناب کرده مرضیخاطر مهر مظاهراً شرف گردید. دویم در باب شرفیابی انجمن حضور عاطفت دستور شاهنشاهی مقرر فرمودند که هر وقت آن جناب را مطلب و مهمی باشد» دوستدار را اخبار کند که بالانفراد یا بالاتفاق شرف اندوز حضور اقدس شود.
سیم در باب عزیمت عالیجاه میراز جعفر فرمودنده چون سر [و] کار حجَاج ما اين جانب جتاب وزیر دول خارجه به جناب ایلچی دولت بهیه انگلیز نوشته شده» جناب سامی جواب ننوشتن دوستدار را به کاغذ خود حمل به بیحرمتی کرده از این راه کدورتی حاصل فرمودهاند. اين مطلب معلوم است که آن جناب جلاتماب از جانب دولت بسیار بزرگ بسیار دوست با شایستگی و مأموریت بزرگ وارد دربار اين دولت جاوید مدت علیه گشته و همه امنای این دولت مراعی و مراقب لوازم احترام و اکرام هستند و خواهند بود. لکن چون کاغذ آن جناب به علایقی که مابین این دو دولت علیه موجود است. ربطی نداشت و امر بیرابطه را داخل امور دولتیه کردن و مکتوباً سوال و جواب نمودن منافی مصلحت دولت علیه بود؛ لهذا جواب آن جناب را شفاهاً اظهار کرد. جناب سامی دوستدار را در مقام محبت و احترامگذاری همواره ثابت و برقرار دانسته» از این رهگذر ملالی به خاطر راه ندهد.
جواب لسانی که همراه موسی سمینو به ایلچی انگلیس داده شده که چون اين امر تعلق به دولت شما ندارد؛ لهذا در این کار به طور ملکنه کاغذ نوشتن را صلاح نمیداذنم و لسانًاظهار میکنم که محافظت رعایای دولت علیه از لوازم است و حجاجی که به زیارت بیتاله مشرف میشونده پرستاری لازم دارند که به آنها خلاف حسابی واقع نشود. لهذا میرزا جعفر را که عزیمت بیتاله داشت برای پرستاری حجاج اختیار
۴۲
جواب وزیر دول خارجه عریضه که جناب سامی به خاکپای شاهنشاهی روحنا فداه فرستاده بود به نظر اقدس رسید. امر و مقرر فرمودند که دوستدار در جواب آن جناب قلمی دارد که سر [و] کار حجاج ما با والی مصر است. این با که مشارالیه عزیمت مکه معظمه داشت» التفات نامه به سرافرازی والی مصر نوشتیم که با حجاج ما خوشرفتاری کند."
# آرشیو اسناد وزارت آمورخارجه سال ۱۲۵۰-۱۲۵۱ ه.ق. صندوق ۰۲ پوشه ۵.
۳۳
شمار؛ سند: ۸ فرستنده: وزیرمختار انگلیس سرهنری الیس) گیرنده: وزیر دول خارجه (میرزا مسعودخان انصاری) موضوع: انتصاب سرجان مکنیل به عنوان فرستاده مخصوص و وزیرمختار انگلیس در
ایران تاریخ: ندارد (احتمالاً ۱۲۵۲ ه.ق) نمره: ۴۳۹ [مندرج در ظهر سند] متن سند:
محبان مشفقا دوستان ملطفاً مکرما معظما
امروز که یوم شنبه پانزدهم شهر ربیعالثانی میباشده کاغذی از امتای دولت بهیّه انگلیز به توسط تاتار به دوستدار رسید که به دوستدار نوشته بودند که عالیجاه رفیع جایگاه مکنیل صاحب را پادشاه ذیجاه انگلیز به مرتبه سیم بل به مرتبه دوم ایلچیگری و ایلچی مختار سربلند و مأمور به ایران فرمودند و به شاه و جاه و جلال عظمت هر چه تمامتر به این زودی تشریف خواهند آورد و موافق حساب یک ماه دیگس البته وارد به تبریز خواهند شد. حال دوستدار خواهشمند میباشم که از دربار معدلت مدار پادشاهی یک تفر از ملازمان مقرب قبله عالم که شایسته و سزاوار به مهمانداری آن عالیجاه باشد» مأمور به این خدمت گردد اما حال دوستدار از نواب اشرف والا قهرمان میرزا خواهش تمودهام که عالیجاه اسمعیل خان را مرخص بفرمایند که آمده تا به سرحد همراه دوستدار باشد و از آنجا در خدمت بوده عالیجاه ایلچی مختار باشد تا وقتی که مشخص گردد که از دربار پادشاهی که را تعیین و مأمور به مهمانداری ایلچی مختار دولت بهیّه انگلیز نمودهاند. حال این دوستدار بعد از ده روز دیگر حرکت به سمت سرحد میکنم که در
۴۴
سرحد ملاقات با عالیجاه ایلچی مختار نمایم و از آنجا روانه ولایت شوم و معلوم است که در هر جا که بوده باشم مایل و شایق نوشتجات و مراسلات دوستی آیات آن جناب میباشم. باقی ایام محبت و صحت مستدام و برقرار باد.* ظهر سند: یا خیرالحافظی در اردوی کیوان شکوه عالیجاه رفیع جایگاه شهامت وتبالت همراه محبت مشفق مهربان میرزا مسعود مطالعه فرمایند. سجع مُهر: ایلچی بزرگ مخصوص و مشیر مشورتی خاص پادشاهی هنری الس.
* آرشیو اسناد وزارت امورخارجه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق: صندوق ۲ پوشه ۵.
۴۵
شماره سند: ٩
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرهنری الیس) گیرنده: محمدشاه قاجار
موضوع: عزیمت مکنیل به ایران
تاریخ: ندارد [احتمالاأش ۱۲۵۲ ه.ق]
نمره: ۳۲۸ [مندرج در ظهر سند]
متن سنئد:
عرضه داشت این خیرخواه» به روه عرض بار یافتگان حضور فیض کنجور بندگان اقدس همایون پادشاهی میرساند. اينکه فرمان مبارک واجبالاذعان که از راه مرحمت و شفقت و التفات بیحد و نهایت به افتخار و سرافرازی این دولت خواه اخلاص شعار از مکمن عز و جلال صادر و اتفاذ شده بود» در اسعد زمان و اشرف ساعات عرّ وصول و شرف نزول ارزانی داشته و سر مباهات به اوج سهوات سوده سرور و انبساط لاتعد و لاتحصی حاصل گردیده و براخلاص و ارادت این دولتخواه افزوده و از اخباراتی که از پطر در این روزها رسید که نوشته بودند که عالیجاه رفیع جایگاه شهامت و بسالت همراه مکنیل صاحب را پادشاه ذیجاه انگلیز طلبیده مرخص به آمدن به ایران فرمودهاند. یحتمل که بعد از چند روز دیگر وارد به اینجا گردند و همینکه تشریف آوردنده این خیرخواه روانه ولایت خواهم شد. لکن اگر بدنم از خدمت سوده قبله عالم دور شود دلم یقین دور نخواهد شد و هميشه درصدد دولتخواهی و تقوبت دولت قبله عالم در هر کجا باشم خواهم بود و امیدوارم که در ولایت هم که باشم قبله عالم هر خدمتی و فرمایشی که داشته باشند هميشه اوقات مرجوع به این دولتخواه فرمایند که در آنجا نیز مشغول خدمات قبله عالم باشم و از روی صداقت و خیراندیشی به انجام و اتمام رسانم
و چون عالیجاه اسمعیل خان در این سفر به این خیرخواه خدمت شایسته نموده جسارت
۳۶
به عرض مینمایم که اگر عوض خدماتی که به این خیرخواه کرده و الحق قابلیت هم دارد مورد التفات شاهانه گرد کمال مرحمت خواهد بود. باقی امرکم الاعلی مطاع.* ظهر سند: عریضه اخلاص فریضه خدمت بار یافتگان بارگاه فلک گاه بندگان ثربامکان اقدس والا مشرف گردد.
سجع مهر: ایلچی بزرگ مخصوص و مشیر مشورتی خاص پادشاهی هنری الس.
#. آرشیو اسناد وزارت امورخارجه, سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ د.ق» صندوق ۲ پوشه ۵.
۳۷
شماره سند: ۱۰
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرهنری الیس) گیرنده: وزیر دول خارجه
موضوع: فرار سه تن از شاهزادگان ایران به انگلیس تاریخ: نداره (احتمالاً ۱۲۵۲ ه.ق)
نمره: س
متن سند:
دوستا محبا عزیزا کام کارا
حال مدت پنج شش بوم میباشد که مجر جنرال سرهنری بتون برونت وارد به تبریز شده ویک نف رکپیتان که ول براهم نام دارد با هشت نفر سرجنت که از ولایت آمدهاند و قدری عقب ماندهاند و چند روز دیگر وارد خواهند شد. مشارالیه به اتفاق ایشان روانه دارالخلافه خواهند گردید و انشاءاله از خدمات مجر جنرال در امور لشکر قبله عالم انضباط و استحکام کلی به هم خواهد رسید. دیگر آنکه تازه خبری که از مکنیل صاحب رسیده این است که اتفاق چنین افتاده که کاغذهایی که دوستدار در ماه شوال از دارالخلافه به ولایت فرستاده بودم در همان روزها که مکنیل صاحب اراده بیرون آمدن داشته رسیده است و به اين سبب بیرون آمدنش اندکی به تعویق افتاده و گمان دارم که تا چهل روز دیگر وارد به تبریز نشود و بسیار غصه میخورم که چرا از نیض حضور موفور السرور قبله عالم و از ملاقات امنای درب خانه محروم ماندم و اين کپیتان مشارالیه بعد از مجر جنرال مومیالیه از ولایت بیرون آمده و در اسلامبول به مجر جنرال مذکور رسیده و اظهار کرده که سه نفر از پسرهای فرمانفرما که در کربلا بودند که رضاقلی میرزا و نجفقلی میرزا و تیمورمیرزا میباشند از کربلا به اسکندریه مصر رفته سوار کشتی بخار که مشهور
۳/۸
به افریکن است شده و در ماه ذیحجه به جزیره ملاطثه رسیده و از آنجا روانه انگلیس شدهاند لازم بود که آن دولت را مطلع نمایم و يقین میدانم به رای خود بیاطلاع دولت بهیه انگلیس به آن ولایت رفتهاند و آمنای آن دولت یقین از ورود ایشان بسیار ناراضی خواهند شد و به آن دولت نوشتم که تا به خدمت قبله عالم عرض نموده و ببینند که رأی مبارک قبله مر خراهشضا0 دراین جصرفن چیست و دوستدار را به زودی مطلع نمایند که تا به امنای دولت انگلیس بنویسم که موافق خواهش قبله عالم و به طریق اتحاد و یگانگی که در میان این دو دولت ابد آية است با آن شاهزادگان رفتار نمایند. دیگر آنکه همیشه اوقات منتظر مراسلات آن دولت میباشم. باقی ایام دوستی و محبت مستدام و
برقرار باد.*
* آرشیو اسناد وزارت امورخارحه سال ۱۲۵۰-۱۲۵۱ ه.ق» صندوق ۳ پوشه ۵.
۳۹
شماره سند: ۱۱
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: سفارت انگلیس
موضوع: فرار سه تن از شاهزادگان ایران به انگلیس
تاریخ: رجب ۱۲۵۲ ه.ق
نمره: ۲۴۰ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
جناب مجددت و جلالت نصابا محبان دوستا مشفقا
از آنجا که پیوسته خاطر مودت ذخایر مایل است که به وسایل تحریر رسایل بنیان
مواحدت را مشید سازد. اکنون که رافع عازم بود نگارش این صحیفه لازم نمود و ضمتا
مرفوع رای دوستی اقتضا میدارد که عالیجاه الامراء العیسویه مستر الس ایلچی سابق
دولت بهیّه انگلیس بعد از مراجعت از دربار خلافت و ورود به تبریز قلمی داشته بود که
چند نفر از شاهزادگان ایران به عزیمت انگلیزه وارد جزیره مالطه شدهاند. در جواب
عالیجاه مشارالیه حسبالامر قذر؛ قدرشاهنشاهی مرقوم شد که ورود و اقامت آنها در
دارالملک انگلیزه و مملکتهاپی که در زیر حکم پادشاه ذیجاه انگلستان است متافی
عهدنامه و مخالف رای جهانآرای شاهانه است. عالیجاه مشارالیه نوشته بود که البته
خود دولت بهیه انگلیس مالفت خواهند بود و خلاف شروط دوستی نخواهند نمود وبه
آنها راه نخواهند داد. الحال موافق امر و فرمان شاهنشاهی به آن جناب اظهار میدارد که
رضای خاطر اقدس همایون بر اين است که آن جناب هنگامی که شرفیاب حضور مهر
ظهور سلطانی میشوید به طریق جزم و یقین معروض دارید که آن شاهزادگان را دولت
بهیّه انگلیس در ملک خود و هر ملکی که در اطاعت ایشان است بیرون کردهاند. تحریراً شهر رجب سنه ۱۲۵۲*
* آرشیو اسناد وزارت امورخارحه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ هرق: صندوق ۳ پوشه ۶
۵۰
" شماره سند: ۱۲
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرهنری الیس) گیرنده: وزبر دول خارجه (میرزا مسعودخان انصاری) موضوع: فرار سه امیرزاده ایرانی به انگلیس
تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۱ ه.ق]
نمره: ۳۷۰ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
محبان مشفقا دوستان ملطفا مکر مّا معظما
نوشته مجبت سرشته که به یادآوری دوستدار ارسال فرموده بودید» رس و کمال سرور و حبور حاصل گردید و فرمان مبارک قبله عالم که از راة مرحمت به افتخار و سرافرازی این خیرخواه اخلاص شعار انفاذ شده بود رسید و مزید بر اخلاص این دولتخواه گردید. در خصوص رفتن سه امیرزاده به مملکت انگلیز چون آن جناب نوشتهاند که قبله عالم فرمودهاند که چون عهدنامه به توسط خود الس صاحب بسته شده البته به امنای دولت انگلیز مکداً خواهند نوشت که حفظ فصل عهدنامه را نموده با اول نگذارند که در ممالک متعلقه به دولت انگلیز فرود آیند پا اگر نشنوند و فرود آیند گرفته آنها را به دربار همایون پادشاهی روانه دارند؛ البته خود دولت بهیّه انگلیز ملتفت خواهند بود. این دوستدار بدون مهلت فرمایشات قبله عالم را به امنای دولت انگلیز خواهم نوشت و بعد از دو روز دیگر چاپاری از خود با نوشتجات روانه اسلامبول خنواهم کرد که امنای دولت انگلیز عاجلاً از مقصود قبله عالم مستحضر شوند و این کار را موافق شروط اتحاد و وفاداری به انجام رسانند و دوستدار هميشه اوقات منتظر نوشتجات محبت آیات آن جناب میباشم و هر کاغذ دوستانه که از آن جناب میرسد باعث
۵۱
زیادتی دوستی دوستدار خواهد بود. باقی ایام دوستی و محیت مستدام و برقرار باد.*
ظهر سند: جناب جلالت ونبالت نصاب محبت مشفق مهربان میرزا مسعود مفتوح ترا
سجع مهر: ایلجی بزرگ مخصوص و مشیر مشورتی خاص پادشاهی هنری الس.
آرشیو اسناد وزارت امور خارجه. سال ۱۲۵۰-۱۲۵۱ ه.ق» صندوق ۲ پوشه ۷
۵۲
مختلف جهان راه یافته و از این طریق به تقویت کشور خود و تأمین نیازهای آن اقدام کرده ۱ ۱
است.
در سالهای آخر سلطنت فتحعلیشاه قاجار در ایران ویلیام چهارم؟ (۵۱۸۳۰ ۱۲۴۶ ه.ق) پادشاه انگلستان شد.
تصویب قوانین «اصلاح انجمنهای شهرء و «الغای بردهفروشی در مستعمرات» از اصلاحات مهم دوران سلطنت ویلیام چهارم در انگلستان به شمار میرود.
در ۱۸۳۷ ۱۳۵۳ ه.ق ویلیام چهارم درگذشت و ملکه ویکتوریا" بر تخت سلطنت جلوس کرد. وی مدت شصت و چهار سال با قدرت تمام در انگلستان حکومت کرد.؟
همزمان با سال چهارم سلطنت ویلیام چهارم» در ایران نتحعلیشاه قاجار در ۱٩ جمادی خر ۰ ه.ق/ ۱۸۳۴ م درگذشت. پس از فوت این پادشاه تنی چند از شاهزادگان قاجار در پایتخت و اغلب ولایات ایران مدعی سلطنت شدند. " محمد میرزا که ولیعهد رسمی دولت ایران بود و در آذربایجان فرمانروایی داشت در تبریز جلوس کرد. در تهران علیخان ملقب به ظلالساطان پسر ارشد فتحعلیشاه بر تخت ساطنت نشست و لقب عادلشاه بر خود نهاد و پسرش سیفالملوک را به ولیعهدی خود انتخاب کرد و نیز فرمان داد سکه به نام او ضرب کنند. 7
در شیراز حسیتعلی میرزا فرمانفرما پر تخت سلطنت نشست و به نام حسیتعلی شاه قاجار سکه زد و فرزند خود رضاقلی میرزا را به ولیعهدی انتخاب کرد.
در مازندران محمدقلی میرزا ملکآرا ادعای سلطنت میکرد و حسنعلی میرزا شجاع السلطنه در نظر داشت کرمان و خراسان را مجزا کند.
هریک از این مدعیّان سلطنت قوایی برای مبارزه آماده کرده بودند. ظل السلطان در نظر داشت
آذربایجان تا قزوین را به محمدمیرزا واگذار کند و بقیه ایران را برای خود نگاه دارد. فرمانفرما
۱. وزارت بازرگانی (مرسسهٌ مطالعات و پژوهشهای بازرگانی)؛ انگلستان؛ ۰۱۳۷۰ ص ۴.
۵ 3 ۷ و۷۷ .2 ۴ مورواء آندره؛ تاریخ انگلستانه ترجمهٌ غلامعلی قاسمی انتشارات کتاب امرون 0۱۳۶۶ صص 0۴۷۵ ۳۷۷. ۵ دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی» گزیده اسناد سیاسی ایران و عثمانی» ج ۱ چابخانه دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی» ۰۱۳۷۱ ص ۰۲۸ ۶ مشکور. جواد؛ تاریخ ایران زمین. انتشارات اشراقیء ۱۳۶۶ ص ۰۳۳۹
ملوکانه نسبت به آن جناب گردید و دوستدار مأمور شد که رضای قلب مبارک شاهانه را به آن جناب اظهار سازد و خاطر اقدس نیز اطلاع حاصل نمود که اعلیحضرت پادشاه ذیجاه انگلستان بیحد و پایان از جلوس میمنت شاهنشاهی بر سربر سلطنت موروثی خوشوقت گشتهاند و همواره طالب ازدیاد اتحاد شوکتین و قویتین میباشند. بدیهی است که به حکم مواحدت حضرتین طالب ارتقای لوای این شوکت بهیّه بودهاند و خواهند بود. دوستدار نیز از جانب سیالجوانب اعلیحضرت شاهشاه با عظمت ولینمت خود اطمینان کامل دارد که از روی میل باطنی در تزاید و تضاعف دوستی و مواحدت آن دولت سنیه اهتمام تمام دارند و حفظ اساس و موالفت دولتین بهیتین راحتی التمامیه منظور و مرعی میدارند.
جتاب هنری الس ایلچی بزرگ آن دولت در هنگام اقامت به دربار این شوکت در باب بستن عهدنامه تجارت با اولیای دولت قاهره گفتوگو نمودند. چون سرکار اقدس شاهنشاهی هنوز از تدابیر دولت و منافع و مضار امور داخلیه مملکت فراغی حاصل نفرمودهاند به بستن عهدنامه تجارت اقدام نکردهانده لکن برای اطمینان و آسودگی تجار تبعه دولت بهیهانگلیز فرمانی صادر فرمودهاند که تجار آن دولت به کمال اطمینانخاطر مالالتجاره خود را در مالک محروسه آورده و مال دیوانی امتعه خود را موافق تجار دولت بهیّه روسیه کارسازی نمایند. آن جناب را مطمثن میسازد که اعلیحضرت شاهنشاه ولیتعمت من دایماً طالب اسبابی که باعث کمال مواققت حضرتین و موجب فواید و منافع تبعه مملکتین است بوده و میباشد و معلوم آن جناب کماکان در مصالح اسباب دوستی دولتین قویبنیاد حسن دولتخواهی خود را ظاهر خواهند ساخت.*
# آرشیو اسناد وزارت امور خارجه: سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق. صندوق ۳ پوشه ۰۱۵
۵۴
شماره سند: ۱۴
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرجان مکنیل) گیرنده: صد راعظم ایران (حاجی میرزا آقاسی) موضوع: ملاقات با محمدشاه و صدراعظم تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۲ ه.ق]
نمره: ۳۲۹۰ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
عالیجنابا فضایل و کمالات اکتسابا دوستان استظهارا مشفقا
یقین عالیجاه الس صاحب آن جناب را از مأموریت دوستدار به سفارت ایران مخبر و مطلع نمودهاند و دوستدار امروز که بوم یکشنبه پیست و دوم شهر جمادیالاول است» چهار روز است که وارد تبریز شدهام و بسیار سعی دارم که انشاءالّه بزودی از تبریر حرکت نموده؛ منزل به منزل وارد اردوی کیوان شکوه پادشاهی و شرفیاب حضور معدلت دستور بندگان اقدس والا شوم. امید که بزودی آن جناب را نیز ملاقات نموده ادراک فیض صحبت ایشان را نمایم و بسیاره بسیار خوشنود از مأسوریت عالیجاه دوست قدیمی محمودخان به مهمانداری دوستدار شدم» معلوم که بندگان اقدس والا مرحمت و التفاتی که به اين خیرخواه سابق بر این داشتهانده برقرار است و این خیرخواه را ازنظر مبارک فراموش نفرمودهاند و ملاحظه دوستی که فیمایین این خبرخواه و محمودخان بوده فرمودهاند و امیدوارم که آن جناب جواب مراسله دوستدار را بزودی نوشته ارسال فرمایند که در دارالخلافه به دوستدار برسد که مطلع شوم که بندگان اقدس والا در کجا تشریف دارند و این خیرخواه در کجا باید شرفیاب حضور گردد. چون انشاءاله زمان ملاقات نزدیک
شده زیاده زحمت به آن جناب ندادم. باقی ایام محیت و صحت سرفراز و مستدام باد.* * آرشیو اسناد وزارت امور خارجه. سال ۱۲۵۱ - ۱۲۵۰ ه.ق: صندوق ۲ پوشه ۷
۵۵
۵۶
حاشیه: چون مهرم در بار بسته بوده مهر نشد. خواهند بخشید.
ظهر سند: با خیرالحافظی؛ در اردوی کیوان شکوه پادشاهی عالیجناب مقدس القاب فضایل و کمالات اکتساب دوستان استظهاری حاجی میرزا آقاسی مطالعه فرمایند.
شماره سند: ۱۵
فرستنده: صد راعظم ایران (حاجی میرزا آقاسی) گیرنده: وزبرمختار انگلیس (سرجان مکنیل) موضوع: ابراز خرسندی از آمدن مکنیل به ایران تاریخ: ندارد [احتمالا ۱۲۵۲ ه.ق]
نمره: ۲۴۸ [مندرج در ظهر سند ]
متن سئد:
هو جناب جلالت ونبالت نصابا دوستان دوستا مشفقا مهربان
مدتی بود که در انتظار ورود مسرت آمود به این حدود بودیم» تا اين روزها به واسطه جناب جلالت مب زبدةالامراء العیسویه مستر الس ایلچی بزرگ مخصوص مختار دولت بهیّه انگلیس مژده تشریف آوردن آن جناب رسید و از قراری که نوشته بودید تا حال وارد تبریز شدهاید. از اينکه آن جناب از دولتخواهان قدیم دولت علیه میباشند و اعلیحضرت شاهنشاه جهانپناه روحنا و روحالعالمین فداه کمالالتفات و مرحمت دربار آن جناب دارند و مکرر به لفظ گهربار از حسن خدمات و دولتخواهی آن جناب تعریفات فرمودهاند و تجمٌسات کردهاند به حدیکه به وصف نگنجد و به وهم نیاید پرای لوازم مهمانداری و توقیر و احترامات آن جناب عالیجاه رفیع جایگاه مجدت و جلالتپناه مقرب الخاقان محمودخان دیوان اعلی را که دوست قدیم آن جناب بود به استقبال تا حدود زنجان مأمور فرمودند و یک رأس اسب از اصطبل خاصه مبارکه برای سواری آن جناب مرحمت و انفاذ فرمودند که بر اسب مرحمتی سوار شده با کمال استظهار از مراحم ملوکانه و نهایت آسایش به رکاب همایون آیند و اگر دوستدار بخواهد از مراتب
2۷
مواحدت و یکرنگی خود اشاره نماید و اظهاری کند از مقوله تحصیل حاصل واظهار بدیهی است. البته قلب خود آن جناب کرده است و انشاءاله الرحمن دوستی و مواحدت دیرین و الفت قدیم روزیروز در تزاید و تضاعف خواهد بود تا به علت این حسن مصافات اتحاد دولتین علیتین بیشتر و مستحکمتر گردد و بر مراتب یگانگی حضرتش بیفزاید. تفضیل تفقدات شاهانه و مواحدت دوستدار از فراری است که مقرب الخاقان محمودخان حالی خواهند کرد. چون زمان ملاقات مسرت علامات قرین بود؛ زیاده اطناب نرفت. متوقع است که یاران ملاقات علامات به همت دوستان را از نگارش
حالات و ارجاع مهمات خوشوقت فرمایند. باقی ایام دوستی مستدام راد *
# آرشیو اسناد وزارت امور خارجه. سال ۱۲۵۰-۱۲۵۱ ه.ق» صندرق ۲ پوشه ۴.
۵۸
خارجه
گیرنده: فارت انگلیس
موضوع: تفاضای حما یت و جانبدارک بالیوز انگلیس ور دام از حاجی میرزا مهدی بالیوز ایران در بغداد
تاریخ: ۴ شوال ۲ ه.ق
نمره: س متن سنل: چناب جلالت نات ساب محبا استظهارا مک چون عالیجاه حاجی میرزا دی او وت له که دار اولیای
دولت قاهره از قراد ستورالعملی که به او دادهند؛ این است که نظر به کمال اتحادی که فیمابین دولتین علیتین ایران و انگلیس برقرار است» آنچه رکالمه و مکانبه با جناب علیرضا پاشا مینماید؛ بالیوذ دولت بهیّه انگلمس را گواه و آگاه رازد. لهذا آن جناب سامی زحمت میدهد که شرحی ب" بالیوز قلمی دا و جناب پاشای نداد گفت وگو میشود؛ مطلع شده فیمایین اظهار دارد.
تا
آرشیو اسناد وزارت امور خارجه سال ۱۲۵۲-۱۲۵۳ دررق صندوق ٩۳ پوشه ۷
شمار؛ سند: ۱۷
فرستند,. : سفارت انگلیس
گیرنده: : دزیر دول خارجه (میرزا سعودخان انصاری)
دی دای و حمایت بالیوز انگلیس در بغداد از میرزا مهدی تاریخ: ذیقعده مر ۲ هرق
نمره: ۱۵۶٩ [مندرج در ظهر سند] متن سند:
جناب جلالن د شهامت نصابا محبان اعتضاد مشفقا عالیمتارا
شرحی که در باب عالیا, ی
ی میرزا مهدی نگاشته 1 عمشا امنای
وی دی به او دادزر که هرگونه * جداب و سژالی که به بای یه انگلیس را گواه و آگاه ی سازد و از سب تردن یک ی دی نارش دار که دماین و کدی بالیوز این دولت با منظرر دارد واصل شد. توهش زا فرزی رو و اوات شود خواهد دگاشت که در مان یا و اه ۱1 بالیوز دش دارند که در چیه 0 0
ی دادهاندن آگاه گردد. چنانچه توشته مزبور را نگا
۵۶ موافق حق و انصان
حاجی میرزا رش نمودند, نزد سحب ارسال
دارند که با نوشته خود ارسال دارالسلام بغداد نماید که به عالیجاه بالیوز متوقف آنجا
پر سل. زیاده چه زحمت دهد.
تحریراً فره شهر ذیقعده سنه ۱۲۵۲* ظهر سند: جناب محبان استظهاری وزیر دول خارجه مفتوح و ملاحظه نمایند.
# آرشیو اسناد وزارت امور خارجه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۳ پوشه ۷
۶
شماره سند: ۱۸
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: سفارت انگلیس
موضوع: حمایت و جانبداری از میرزا مهدی بالیوز دولت ایران در بغداد تاریخ: ۲ ذیقعده ۱۳۵۲ ه.ق
نمره: -
متن ستد:
جناب جلالت ونبالت نصابا محبان استظهارا مشفقا
شرحی که در جواب نوشته دوستدار به تاریخ غره شهر ذیقعدهالحرام بخصوص امر عالیجاه حاجیمیرزا مهدی قلمی داشته بودید واصل شد و خوشوقتی کامل حاصل آمد از اينکه آن جناب سفارش عالیجاه مشارالیه را بهبالیوز دولت بهیه انگلیز متوقف بغداد قلمی خواهد داشت. در ذیل نوشته محبت سرشته قلمی داشته بودید که خوشتر آن است که دوستدار خود شرحی در این باب به عالیجاه بالیوز بنویسد که در چگونه مهمات و چه فسم از امورات جانبداری و حمایت عالیجاه حاجی میرزا مهدی منظور نظر امنای دولت علیه میباشد. دوستدار به آن جناب در این باب زحمت میدهد که اگر خواسته باشند سواد نوشته دوستدار را از برای بالیوز خود ارسال دارند و آن این است که هر ساله جمعی کثیر از اهالی این مملکت به عزم زیارت و تجارت به عتبات عالیات و بغداد سفر میکنند؛ میخواهیم نسبت به آنها که در زبر سایه اعلیحضرت شاهنشاه خلداله ملکه و سلطانه میباشد در ولابت دوست رفتاری خلاف حساب اتفاق نیفتد و قانون رفتار با رعایای دولتین در عهدنامه مبارکه مندرج آن عالیجاه حاجی میرزا مهدی مراقب خواهد بود که اولیای دولت علیه روم شروط عهدنامه مبارکه را در حق رعایای
۶۲
این دولت علیه مرعی دارند. اگر اولیای دولت روم در اين باب اهمالی داشته باشند و نخواهند موافق قاعده جواب بدهند بالیوز دولت بهیه انگلیز که همواره واسطه صلح کل بودهاند مواققت با بالیوز این دولت علیه کرده؛ رفع بیحسابی کنند و اگر بتوانند اقلا شاهد سخنانی باشند. زیاده چه تصدیع دهد چون چاپار بفداد این دو روزه روانه میشوده متوقع است که سفارشنامه را زودتر لطف نمایند.
تحریر فی ۲ شهر ذیالقعده الحرام ۱۲۵۲*
* آرشیو اسناد وزارت امور خارجه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۳ پوشه ۶
۶۲
شمار؛ سند: ۱٩
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: فرمانفرمای هندوستان
موضوع: روابط دوستانه دو کشور ایران و انگلیس تاریخ: ذیالقعد ۱۲۵۲ ه.ق
رها
متن سند:
جناب فرمانفرمای هندوستان
جناب شوکت و جلالت ونبالتماب مجدت و نجدت و نخامت تصاب شهامت صراحت و بسالت انتساب درایت و فطانت و متانت اکتساب مناعت و کفایت و کنالت آیات صداقت و عقیدت و هواخواهی آوای ناظم مناظم.
امورکافل مهام جمهور افخمالتکات اجل اللاة العظام مفتخر اکابر و اماجد امیرکبیر ماجد فرمانفرمای ممالک فسیحالمسالک هندوستان صدرنشین ارایک عزت و اختیار بوده مکشوف رای زرین و مشهود رای مصلحت بینش باد که در هنگامی مقرون به صوب سعادت که ابواب فتوح و سرور بر چهره اولیای دولت گشاده و اسباب حبور و کامرانی از هر جهت آماده بود و زیور آن جناب شوکت نصاب که محتوی به شیوه صداقت و دولتخواهی منطوی به رویّه ارادت و صلاح آن دولت به توسط جناب جلالت ونبالت تصاب زبدةالسفراء المسيحة مستر مکنیل وزیرمختار دولت بهیه انگلیس مفیم دربار دولت ابد تأسیس واصل انجمن حضور آفتاب ظهور گشت و مسطورات مخالصت آیاتش که متضمن کمال صدق و عقیدت و آدابداتی و مشعر بر نهایت حسننیت و اخلاص کیش بود ملحوظ انظار مهر نثار کردند و باعث ازدیاد و شوق و
۶۴
اعتماد ملوکانه نسبت به آن جناب شد. اینکه به خامه ارادت نگارش داشته بوده اعلیحضرت پادشاه ذیجاه انگلستان و آنجناب شوکت نصاب و عموم منتسبان آن دولت قوی بنیان بیحد و پایان از جلوس میمنت مأتوس ما بر سریر سلطنت خشنودی حاصل نموده پیوسته طالب ارتقای لوای شوکت این دولت قوی مکنت میباشید که معلوم است دولتین بهیتین از عنایت اتحاد در حکم دولت واحد و سرور و مدال و انتظام و اختلالش به یکدیگر راجع و عایدات و بدیهی است که آن جناب که از اجله دولتخواهان است پیوسته به اقتضای مدارج مصلحتجویی و مصالح دولتخواهی در سلزومات تزاید اسباب اتحاد دولتین آید میانی مزید اجتهاد و اهتمام را معمول خواهد داشت و در استحکام بنیان دوستی شوکتین ابد ارکان و قالی حسن درایت و کفایت و صلاحاندیش را متروک نخواهد گذاشت و کماکان در مصالح دولتخواهی و صداقتساعی و جاهد بوده؛ مسئولیت و مقاصدی که باشد در طی ذریعهجات صداقت آیات معروض داشته که در معرض شهامت القاب شاهنشاهی مقرون به عز الحاف و انجاح خواهد بود.
تحریراً فی شهر ذیالقعده الحرام سنه ۱۲۵۲*
* آرشیو اسناد وزارت امور خارجه. سال ۱۳۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندرق ۳ پوشه ۶.
۶۵
شمارهة سند: ۲۰
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: وزیرمختار انگلیس (سرجان مکنیل)
موضوع: اعتراضی نسبت به عزیمت وزیرمختار انگلیس به اردوی محمدشاه تاریخ: ۵ محرم ۱۲۵۲ ه.ق
و6 ات
متن سند:
حسبالامر قدر اعلیحضرت قدر قدرت شاهنشاه جمجاه روحی و روحالعالمین فداه جناب سامی را مصدع شده این مختصر صحیفه الخلوص را مینگارد که آمدن آن جناب به اردوی معلی مسموع افتاد. آیا معلوم نشد که چه امر مجددی رو داده که آن جناب بیاظهار امنای دولت علیه به اين تعجیل آمدهاند. چون قرار دولتها این است که ایلچیان متوقف در دولتی مادامالتوقف در حرکت و سکون شوری با اولبای آن دولت بکنند و بعد از اذن و اجازه اقدام به حرکت و سکون نمایند. حرکت آن جناب بیشور با اینکه مأمور متوقف دارالخلافه بودند و موکب همایون بزودی به دارالخلافه مراجعت میفرمودند باعث تحیر آمد که تازه چه رو دادهء اگر مقصود گفتوگر با اناغنه است» معلوم جمیع دولتهای دور و نزدیک آمده که عهدنامه مستحکمه مابین دولتین علیتین ایران و انگلیز بسته شده و تا حال خلافی و نقض عهدی از جانب دولت علیه ایران نسبت به اولیای دولت بهیّه انگلیز نظر به عهود مستحکمه سابقه به ظهور نرسیده» چون در عهدنامه مقرره مسطور است که اولیای دولت بهیّه انگلیز به هیچوجه در این باب مداخله ننماینده میبایست که در آن طرف نیز ملاحظه عهود مقرره شود و برخود آن جناب و
2
جمیم دولتها واضح است که موضوع از این سفر استخلاص اسرای چندین ساله و تعمیر بلاد مخروبه است که ایلات آنجا را کوچانیده و ولایات را بایر و خراب گذاشتهاند. با اینکه بر هرکس مثل آفتاب روشن است که افاغنه رعیت قدیم ایران میباشد و ین مقدمه به اولیای دولت علیه در مقام اتحاد دولتین وعین کمال یگانگی و دوستی فیمایین معلوم میشود که اقدام به این امر خلاف رأی امدای دولت بهیّه انگلیز است» چنانکه به هیچوجه در این باب حقی نداشتند. گماشتگان ایشان در هرات هستند و پیوسته تقویت آنها را مینمایند و آن جناب هم به خلاف معهود بیاظهار از جانب اولیای دولت علیه گفتوگوی ایشان را مینمایند. اگر آن جتاب به اردوی معلی یایند و گفتوگو برای آنها کنند» زحمتها کشیده شده و افاغنه خیرهسر عاجز آمده به استظهار دولت بهیّهانگلی زکه گماشتگان ابشان بیاذن از جانب دولت خود و دولت علیه ایران قوی گشته اطاعت نخواهند کرد و ضررها و خسارتهای کلیه حالا و بعد از اين به دولت علیه ایران خواهد رسید و این امر سهل نیست که به مساهله بگذرد. پس بهتر این است که آن جناب موافق عهدنامه مقرره اقدام به چنین امری بکنند و همانجا توقف نمایند تا موکب همایونی مراجعت فرماید» امنای دولت علیه اين مطالب را موافق عهدنامه مقرره حالی نماید. آن جناب که خیرخواه دولتین علیتین هستند باعث ضرر دولت علیه نقار مابین دولتین تخواهند شد. و ما اگر موافق عهدنامه خواهشهای آن جتاب را بپذيريم سبب رنجشخاطر آن جناب خواهد بود و نمیخواستم که دوستی مستحکم چندین ساله و زحمات بسیار آن جناب در راه این دولت علیه کوری به هم رساند و اگر مقصود مطلب دیگر است» عتقریب موکب همایونی مراجعت خواهند فرموده البته مبانی گذاشته
تحریرا نی ۵ شهر محرم سنه ۱۳۵۲"
حاشیه: همینطور به مکنیل نوشته شد. سرت ده یه
* آرشیر اسناد وزارت امور خارجه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۳ پوشه ۶
۶۷
۶۸
حاشیه: جناب جلالت تصابا مخلصان استظهاراه عالیجاء رفیع جایگاه مقربالحضره الملیه کی اشرفه کسی ری اینکه مفوفه مان همایون جهن لا آنجنان رساند و جناب سامی را از اوامر علیه آگاهی دهد از طرف اعلیحضرت شاهنشاه جهان پتاه روحالعالمین فداه مأمور شد. همواره مترصد ارسال مراسلات گرا حاشیه: مطابق اصل است.
را به قرین اشرف زیاده چه نویسد می است. والسلام.
شمارة سند: ۲۱
فرستنده: وزارت دول خارجه
۳ نده: سفارت انگلیس
موضوع: در باب پرداخت پنجاه هزار تومان بابت اخراج دو فصل از عهدنامه منعقده میان ایران و انگلیس
تاریخ: ربیع الثانی سنه ۱۲۵۲
نمره: -
متن سند:
جناب جلالت ونبلت نصابا مخلصان استظهارا مشفق معظم مکردا
مکدانیل صاحب ایلچی سابق دولت بهیّه انگلیز که متصدی اخراج دو فصل سیم و چهارم عهدنامه مبارکه بود از بابت وجهی که برای انجام این کار مقر بود تمشکی به اولیای دولت قاهره داده است و وجه آن که عبارت از پنجاه هزار تومان است یکجا باقی مانده؛ جناب جلالت نصاب عمدةالاکابر والاماجد مستر الیس که شرفیاب دربار شوکتمدار شاهنشاهی بود؛ شفاهاً تعهد اتمام این کار در دربار دولت خود گردید. چون از زمان معاودت جناب مشارالیه تا به حال خبری در این باب نرسیده اولیای دولت قاهره از آن جتاب جلالتمآب توقع دارند که اين کار را به انجام رسانید.
تحریراً فی شهر ربیعالثانی سنه ۱۲۵۳*
* آرشیو استاد وزارت امور خارجه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق, صندوق ۳ پوشه ۲۰.
۶٩
۱
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: سفارت انگلیس
موضوع: پرداخت امداد سالیانه به ایران در زمان جنگ تاریخ: ربیعالثانی ۳ ه.ق
نمره: -
متن سند؛
هو جناب جلالت ونبالت نصابا مخلصان استظهارا مشفقا مکرم معظما
چون کمال مواحدت و وقاق دولتین علیتین مقتضی است که شروط و عهودی که فیمایین مقررگشته از طرفین ممضی و مهری شود و در جزوی امری در امور آن نقص و قصوری باقی نماند لهذا به خدمت جناب سامی زحمت میدهد که به مقتضای فصول دویم و سیم و چهارم عهدنامه مبارکه بینالدولتین مقرر است که اگر دشمنان در نزاع و جدال سبقت نماینده یعنی ازخاک متعلقه به خود تجاوز کرده. قصد ملک خارج از ملک خود کنند مادامی که جنگ به صلح مبدّل نگشته, هر ساله دولت بهیّه انگلیز مبلغ دویست هزار تومان به دولت علیّه ایران امداد نماید. وقتی که جناب جلالت نصاب عمدالاکابر والاماجد مستر الیس ایلچی بزرگ مخصوص آن دولت شرفیاب دربار شوکتمدار شاهنشاهی شد در این باب با جناب مشارالیه مکاتبه شد و سبقت دولت بهیّه روسیه موافق نوشتجات جناب جنرالالشف یرمولف و ولیمنوف اثبات گردیده که اگر آن جتاب به ربموع سواد آن جواب و سژال نمایند کیفیت به تفضیلها حالی و خاطر نشان خواهد
شد. جواب آخر جناب مشارالیه این شد که مطالب را به عرض اولیای دولت خود
۷۰
خواهد رساند. نظر بر اينکه در این مدت مطلقاً جوابی در این باب نرسیده است؛ حسبالامر قدر قدرت شاهنشاهی مقررگردید که جواب آن از آن جناب استعلام شود و اراده اولیای دولت بهیّه انگلیس در این باب معروض رأی امنای دولت قاهره گردد. زیاد چه تصدیع دهد. تحریراً فی شهر ربیعالثانی سنه ۱۲۵۳* حاشیه: ملاحظه شد.
# آرشیو اسناد وزارت امور خارجه. سال ۱۲۵۲-۱۲۵۳ ه.ق» صندوق ۱۳ پوشه ۰1٩
۷۱
شماره سند: ۲۳
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرجان مکنیل) گیرنده: وزیر دول خارجه
موضوع: تحدید سفارت مکنیل در ایران تاریخ: ۲ جمادیالثانی ۱۲۵۳ ه.ق
نمره: ۴۵۲
متن سئد:
جناب فخامت و شهامت نصابا محبان استظهارا دوستان اعتضادا
اعلیحضرت قدر قدرت پادشاه ذیجاه ممالک انگلستان و هندوستان نامه مهر علامه در تجدید مأموریت سفارت خاصی محب بدین دولت قوی شوکت و ماذونیت توقف کما فیالسابق در این سملکت به اعلیحضرت سپهر بسطت پادشاه جمجاه عالناه نگاشتهاند. چون قاعده و قانون این است که خود محب لاغیر این نامه شاهانه را به نظر ببا رک تن عرسا فان شا تفای و ار ماه حضی صیاف انس ور پادشاهی نکرد و نزد خود نگاهداشت که هر وقت سعادت شرفیابی حضور مرحمت دستور شهریاری را دریافت نمایدبهنظرمبارک برساند و نز یک طفرافرمان قضا تشن شاهانه در باب تجدید سفارت با اختیار و وزارت مختار از مصدر خلافت و تاجداری به افتخار و سرافرازی این محب شرف صدور یافته عز نزول ارزانی داشت. چون اطلاع آن جناب را از لوازم داشت؛ مزاحم شد. فی شهر جمادیالثانی سنه ۱۲۵۳* ظهر سند: جنابجلالت و فخامتنصاب محبان استظهاریوزیر دول خارجه مفتوح سازند. سجع مهر: جان مکنیل
# آرشیو اسناد وزارت امور خارحه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ د.ق» صندوق ۳ پوشه ۲۶.
۷
شماره سند: ۲۴
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرجان مکنیل) گیرنده: وزیر دول خارجه (میرزا مسعودخان انصاری) موضوع: فوت ویلیام چهارم و جلوس ملکه ویکتوریا تاریخ: ندارد [احتمالا ۱۳۵۳ ه.ق]
نمره: ۴۹۱ [مندرج در ظهر سند ]
من تاه
جناب جلالت و شهامت نصابا محبان نوازا دوستان اعتضادا مکرما
چندی پیش یک نفر از صاحبان انگلیس وارد و شرحی غم آمیز و کدورتانگیز به جهت محب داشت. امنای دولت بهیّهانگلیز اعلام نموده بودند که از تقدیرات اللهی در روز ۲۰ شهر جون اعلیحضرت پادشاه ممالک انگلستان قدس ذکره عالم فانی را به درود کرده؛ رخت به سرای جاوید کشیدند و یک روز بعد از فوت آن پادشاه نیکو نهاده ذیجاه ویکطوریا [ویکتوربا] بر تخت سلطنت ممالک انگلستان جلوس فرمودند. اگرچه تمامی خلق انگلستان از قضیه نامرضیه فوت آن پادشاه در کمال هم و الم بودنده لکن از آنجا که نهایت میل و غایت شوق و آرزو در استقلال و استقرار سلطنت این پادشاه داشتند» زایدالوصف از جلوس میمنت مأنوس این پادشاه والاجاه محبور و مسرور شدهآند. محب نیز از وقوع ان واقعه جانگداز از کدورت انباز و قضیه نامرضیه محنت انجام غم آغاز فرین هزار گونه غم و الم گردید و از مژده جلوس این پادشاه اعلی جاه کمال بهجت و خشنودی و نهایت مسرت و خوشوقتی حاصل ساخت. چون اطلاع آن جناب را از اين تعزیت کبری و تهنیت عظمی از لوازم شمرد و امنای اين دولت علیه را با اولیای آن شوکت بهیّه در غم و شادی با یکدیگر سیم و شریک داشت؛ مزاحم آمد. ایا ۳1 موالفت فرجام مستدام راد *
# آرشیو اسناد وزارت امور خارحه» سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۰۳ پوشه ۱۵.
۷۳
۷۴
ظهر سند: جناب جلالت و درایت نصاب محبان استظهاری وزیر دول خارجه مفتوح نمایند. سجع مهر: جان مکنیل
شماره سند: ۲۵
فرستنده: محمدشاه قاجار
گیرنده: میرزا حسینخان آجودانباشی
موضوع: سواد فرمان محمدشاه به حسینخان آجودانباشی در باب انتصاب مشارالیه در زمره اکابر مشورتخانه خاص پادشاهی
تاریخ: رجب ۱۲۵۳ ه.ق
نمره: -
مضن ستتاا:
سواد فرمان مبارک به افتخار حسین خان آجودان
که چون مجهول ضمیر مضانطیر شاهنشاهی آن است که هر کس از چاکران دربار معدلتمدار و خانهزادان این اوصاف گردون رواق که به حسب فطرت اصلی مسالک خلوص ارادت و صدق عقیدت را به اقدام ثبات و استقامت نماید و مساعی جمیله خود را در خدمت و چاکری معروض رای مملکتسرای خسروی نمایده پرتو عنایت شاهانه روشنیبخش ساحت احوال شده مورد مراحم و الطاف خداوند گردد و از خوان نعمت عمیم بهره عظیم برد. علیهذا منجمله عالیجاه رفیع جایگاه مجدت و جلالت همراه عزت و سعادتپناه اصالت و لیاقت اکتناه شهامت و ضرامت آگاه مقرب الضاقان حسینخان آجودانباشی عساکر منصوره که از عنفوان شباب تا این ایام فیروز هميشه صدق ارادت و صفای نیت را شیوه خود کرده و حسن خدمت را در معرض حضور مرحمت دستور شاهنشاهی عرضه داشتهاند. نظر بر اينکه در این عهد قریب مصدر خدمات عمده مرجع مرجوعات کلیه گشت و قابل اعطای مراتب حریبه و شایسته اعلای مناصب و مراتب جلیله گردید» در اين سال فرخنده فال امر و مقرر فرمودیم که در زمره
۷۵
اکابر بر مشورتخانه خاص پادشاهی منسلک آمده بر مراتب معروضاتش در پیشگاه حضور معدلت لنجور (گنجور) خسروی مقبول افتد و روز به روز بیش از پیشی فراخور خدمت مورد عنایات و محاسن تفقدات پادشاه گردد. مقرراتی که وزرا و امرا و اعیان و اشراف و امتا و اکاپر دربار شوکت فرار شهریاری عالیجاه مشارالیه از اجله خاص مشورتخانه پادشاهی دانسته لوازم توقیر و تجلیل او را مرعی و منظور داشته؛ الطاف و
عواطف روزافزون خدیوانه را شامل حال و کافی اعمال او دانسته. شهر رجب سنه 8۱۲۵۳
* آرشیو اسناد وزارت امور خارجه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ د.ق» صندوق ۳ پوشه ۲۰.
۷۶
شمار؛ سند: ۲۶
فرستنده: محمدشاه قاجار
گیرنده: وزیرمختار انگلیس (سرجان مکنیل)
موضوع: سواد فرمان محمدشاه قاجار در باب عزیمت میرزا حسین خان آجودانباشی به دربار انگلیس جهت عرض تسلیت و تهئیت به مناسبت فوت ویلیام چهارم امپراتور انگلیس و جلوس ملکه ویکتوریا
تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۲ ه.ق]
نمره: ۸۱۷ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
سواد فرمان مبارک
آنکه جناب جلالت ونبالت نصاب شهامت و فخامت انتساب اصالت و مسالت مآب و عمدة السفر المسیحین زبدة الکبراء العیسیویین وزیرمختار دولت انگلیس به توجهات خاطر مهر مظاهر شاهنشاهی سرافراز نموده بداند که نظر به ملاحظه مواحدت و مصافات که فیمابین دولتین بهییتین ایران و انگلیز است و هميشه لازمهُ اتحاد و یکرنگی مرعی گردیده؛ لازم بود که کسی به تعزیتِ حضرت پادشاه ولیم چهارم قدس ذکره و تهنیت جلوس اعلیحضرت قدر قدرت ملکه ملک کبر عرش سریر خواهر نیکو سیر ویکطوریا روانه ممالک انگلستان شود لهذا عالیجاه رفیع جایگاه مجدت و نجدت همراه عادت و جلالت اکتناه مقرب الخاقان حسینخان آجوداانباشی که در دربار شوکت قرار رفعت رتبت و قدمت خدمت دارد برای تعزیت و تهتیت روانه حضور معدلت دستور اعلیحضرت سپهر بسطت کیوان رفعت خواهر نیکو سیر پادشاه والاگهر فرمودیم که شرف حضور آن اعلیحضرت دریافته مسطومات خاطر مهر مظاهر
۷۷
شاهنشاهی را که در باب رحلت پادشاه ذیجاه قدیم ممالک محروسه انگلستان قدس ذکره و جلوس پادشاه بلند جایگاه جدید به عالیجاه مشارالیه ابلاغ و انفاذ فرمودهاییم معروض دارد و بیشتر از بیشتر مصافات مواحدت جدید و قدیم که مایین این دو دولت علیه است محض متزاید شده لوازم و مراسم آن ملحوظ و مرعی گردد. برای افتخار و مباهات آن جناب این منشور قضا دستور همایون را صادر فرمودیم. میباید آن جناب جلالت مآب همه روزه عرایض خود را به دربار شهریاری معروض داشته؛ قرین الحاح
دارند و در عهده شتاسد *
# آرشیو اسناد وزارت امور خارجه» سال ۱۲۵۰-۱۲۵۱ ه.ق؛ صتدوق ۲ پوشه ۷
۷۸
شمار؛ سند: ۲۷ فرستنده: نایب وزارت دول خارجه (میرزا علی) گیرنده: وزیرمختار انگلیس (سرجان مکنیل) موضوع: در باب مأموریت محوله به میرزا حسین خان آجودانباشی تاریخ: ۱۶ رجب ۱۲۵۳ ه.ق نمره:س شز تیه هو
جناب جلالت ونبالت نصابا مخلصان استظهارا مشفق معظما اگرچه جناب سامی در نوشته مخلص در باب مأموریت حسینخان آجودانباشی هیچ ننوشته بودند» لکن مخلص حسبالامر قدر قدرت شاهنشاهی اظهار مینماید که اگرچه جناب سامی این عرض را از راه صداقت و ارادتی که به این دولت جاوید آیت دارد؛ معروض داشتهانده ولی حقی در اين باب جناب سامی را نیست» چرا که برای تهنیت جلوس اندیانوس شاهنشاهی از دولت بهیه روسیه فلیتکر که منصب چاپار باشیگری داشت. آمد و از دولت علیه روم اسعد افندی که قاضی.آناطولی بود و این هر دو در رتبه و متصب از مقربالخاقان حسینخان مشیر و بالاتر نیست. باری اعلیحضرت شاهنشاهی از راه مرحمت و التفاتی که در حق آن جناب دارند» مقربالخاقان معزیالیه را منصب جلیل ورتبه نبیل عطا فرمودند و او را در زمره اکابر مشورتخانه خاص پادشاهی منسلک داشتند که اکنون در منصب از جناب مستر الیس که برای تهنیت و تعزیت از دولت بهیّه انگلیز مأمور بوده برتر است چرا که علاوه بر اينکه از اکابر مشورتخانه خاص پادشاهی است. دو منصب بزرگ دارد یکی سرتیپی و دیگر آجودانباشیگری. زياده چه نگارد. همهروزه مجاری حالات و مهمات خود را قلمی دارد که استحضار بههم میرسد.
حاشیه: حکم همیون است. . تحریراً فی ۱۶ شهر رجب سنه ۲۲۵۳" [۱۲۵۳] آرشیو اسناد وزارت امور خارخه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۰۳ پوشه ۲۰.
۷۹
شماره سند: ۲۸
فرستنده: یکی از مأًمورین دولتی در استانبول (میرزا جعفر) گیرنده: وزارت دول خارجه
موضوع: سفارت میراز حسینخان آجودانباشی در لندن تاریخ: ندارد [احتمالا ۱۲۵۲ ه.ق]
نمره: ۲۷۱ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
عالیحاها دوست مهربانا
کاغذی که در خصوص رفتن نورچشمی حسینخان با عجله وشتاب به آن تأکید از جانب سنیالجوانب جناب خدایگانی امیرنظام دام اقبله نوشته و با قاصد فرستاده بودید روز ۶ شهر ذیقعده الحرام رسید و مضامین آن مفهوم گردید و بروز که چهارشنبه ۲۱ بود نوشته شما را با نوشتجات خود با پوست اروانه وبنه نمود. ولیکن شما از یک راه غفلت دارید. آن روزها که حسین خان در استانبول بود و مکنیل با نهایت فراغ چاقی رو به طهران میرفت باز لارد پانصاپی ایلچی مقیم دولت انگلیس به عالیجاه سفارش کرد که تا رضا نامه از مکنیل نرسد دولت ما سفارت شما را قبول نخواهند کرد. حالا که به حکم قبله عالم روحی فداه مکنیل از قزوین مراجعت کرد از مسقو [مسکو] گذشته است بالقطع والیقین سفارت حسینخان را در لندن اگر برود قبول نخواهد کرد و این هم خدا نکرده در میان کل دول باعث بدنامی و نقص دولت علیه خواهند شد و علاوه اگر یک سال حسینخان پیش ویا بعد از مکنیل وارد لتدن شود در مصلحت دولت چندان تفاوت نخواهد کرد و دولت انگلیس نوشتجات مأمور خودشان را مثل وحی آسمانی خالی از شبهه و شک میداند ویک صد هزار نفر مثل حسینخان به خلاف آنها باور نخواهند کرد.*
ظهر سند» سجع مهر: لاله الملک الحق المبین محمد الحسین جعفر
# آرشیو اسناد وزارت امور خارحه سال ۱۲۵۱ - ۱۲۵۰ ه.ق» صندوق ۰۲ پوشه ۴.
۸۰
شماره سند: ۲۹
فرستنده: محمد شاه قاجار
گیرنده: وزیرمختار انگلیس (سرجان مکنیل)
موضوع: سواد فرمان محمدشاه به وزیرمختار انگلیس در باب هرات تاریخ: شوال ۱۲۵۳ ه.ق
نمره: س
متن ستد:
سواد فرمان مبارک به جناب وزیرمختار انگلیس نوشته شد
آنکه جناب جلالت ونبالت نصاب فخامت و مناعت اکتساب شهامت و صرامتمآب درایت و فطانت آداب عمدة الاعاظم المسیحین مستر مکنیل وزیرمختار دولت بهیّه انگلیس به وفور مراحم ملوکانه امد دارد؛ مفتخر بوده, بداند که عریضه آن جناب واصل دربار اقدس شهریاری گردید ومفاد خلوص بنیاد آن بر رای مهرضیای شاهانه روشن گشت: عنایات بیکرانه خدیوانه که تا اکنون شامل حال آن جناب بوده است. افزابش یافت. در باب مراوده هراتیها معروضات آن جناب کما هو حقه بر رای جهان آرای شهریاری واضح و ظاهر گشت و دراین خصوص مطویات ضمپر بیضا نظر خسروی کما هی علیه به عالیجاه رفیع جایگاه مقربالخاقان میرزا علی نایب امورات دول خارجه امر و مقرر شده است که به آن جناب اقا نماید؛ البته ابلاغ کرده آن جناب را استظهار کامل به عواطف مهر الطاف شاهنشاهی حاصل خواهد شد. آن جناب همه روزه و اتفاق شاهانه را در حق خود وافی و کافی دانستند عرایض خود را معروض داشتند قرینالحال داند و در عهده شناسد. تحریراً فی شهر شوال المکرم ۱۲۵۳*
* آرشیو اسناد وزارت امور خارجه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۱۳ پوشه .1٩
۸۱
شماره؛ سند: ۳۰
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: وزیرمختار انگلیس (سرجان مکنیل) موضوع: ارجاع خدمت به | ستادرت صاحب تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۲ ه.ق]
نمره: ۲۳۷ [مندرج در ظهر سند ]
متن سند:
سواد رقعه که به جناب وزیرمختار انگلریز نوشته شده
امروز که دوستدار در رکاب نصرت انتساب اعلیحضرت شاهنشاهی سوار شده بوده استادرت صاحب سرکرده سفارت را به حضور با هرالنور اقدس مشرف نمود. از راه مرحمتی که به آن جناب دارند اظهار مرحمتهای گوناگون فرموده عالیجاه مشارالیه را به ابلاغ آن مأمور نمودتد که البته به خدمت رسیده و اظهار نموده است. بعد از آنکه او را مرخص فرمودند مقرر داشتند که چون لامین صاحب به هندوستان احضار کردهاند و این روزها روانه خواهد شد. خدمتی که برای تتقیح دارالخلافه طهران به عهده او مقرر بود به عهده استادرت صاحب واگذار نمایند که به زودی و خوبی به انجام و امتثال در غیبت رکاب همایون به اتمام این شغل بپردازد و معلوم است که برای اطاعت امر قدر قدرت شاهنشاهی مشارالیه را به این خدمت تعیین خواهند نمود. دوستدار هم برای سرانجام ضروریات این کار حاضر و آماده است. باقی ایام دوستی و یگانگی مستدام راد *
# آرشیو اسناد وزارت امور خارجه» سال ۱۲۵۱ - ۱۲۵۰ ه.ق: صندوق ۲ پوشه ۴-
۸۲
شمارهة سند: ۳۱
فرستنده: سرجوستین شیل !
گیرنده: وزیر دول خارجه
موضوع: اغتشاش در بندر ابوشهر [بوشهر] تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۲ ه.ق]
فقز ها
متن سئد؛
ترجمه کاغذی که مستر شیل به جناب وزیر دول خارجه نوشته است
محب از طرف امنای دولت علیه انگلیس مأمور است که به منای دولت علیهاران اعلام مزبوره آتیه را نموده باشد که در ماه نومبر گذشته مطابق شهر شعبان در بندر ابوشهر
۱ شیل سرگرد جوستین (50نا7 ,ا006ام) رلنعتل5) تولد: ۲ دسامبر ۱۸۰۳ (۱۲۱۸ ه.ق). مرگ: ۱۷ آوریل ۱۸۷۱ (۱۲۸۸ هسق).
دبیر سفارت تهران از شانزدهم فوریه ۱۸۳۶ م (۱۲۵۲ د.ق). وی از اول آوریل ۶ (۱۷۵۲ «.ق) تا چهاردهم نوامبر ۱۸۲۴ م (۱۲۶۰ ه.ق). حقوق پایه دبیری و از اول ژانویه ۱۸۳۹ م (۱۲۵۵ «.ق) تا سی و یکم ژوئبه ۱۸۲۱ (۱۲۵۷ د.ق) و همچنین از درازدهم مه ۱۸۲۲ 2 (۱۲۵۸ د.ق) تا چهاردهم نوامبر ۴ م (۱۲۶۰ د.ق) حقوق پایه کاردار دریافت میکرد. مسئول هیأت اعزامی به ارزروم و طرابوزان در مدت غیبت مکنیل از چهاردهم ژانویه ۹ 2 (۱۲۵۵ «.ق) تا یازدهم اکتبر ۱۸۴۱ م (۱۲۵۷ ه.ق). ارتقاء به مقام فرستاده ویژه و وزیرمختار به موجب اعتبارنامه مورخ هفدهم سپتامبر ۸۱۸۴۴ (۱۲۶۰ ه.ق): که در هفدهم نوامبر ۱۸۴۴ ۸ (۱۲۶۰ «.ق) تقدیم ناصرالدین شاه کرد. خروج از تهران پا استفاده از مرخصی در بیست و یکم اکتبر ۱۸۴۷ ۸ (۱۲۶۲ ه.ق). بازگشت به ایران در اواخر توامبر ۹ (۱۳۶۶ د.ق) و تقدیم اعتبارنامه جدید مورخ بیست و هفتم ژوئیه ۱۸۴۹ (۱۲۶۶ د.ق) خویش به ناصرالدین شاه: وی در اول مارس ۱۸۵۳ م (۱۲۷۰ ه.ق) به علت بیماری تهران را به مقصد انگلستان ترک گفت و در بیست و سوم مارس وارد طرابوزان شد و در بیستم آوریل ۳ م (۱۲۷۰ ه.ق) به ارز روم رسید. شیل در سوم سپتأمبر ۴ م (۱۳۷۱ ه.ق) بازنشسته شد. (به نقل از: رابینوه لوبی» پیشین: صص ۸۳ ۱۴
۸۳
هنگامه در میان حاکم آنجا و اهالی آنجا واقع شده که محرک سلسله آن فتنه و فساد عالیجناب شیخ قاضی آنجا بوده و در حین همان هنگامه و آشوب ضرور خسارت بدنی و مالی به یکی از متعلقان دولت علیه انگلیسی حاصل گشته است. به این واسطه که قاضی مذکور خلق را ترغیب و تشیید نموده که رفته خانها (خانههای] بهودان سکنه آنجا را جستوجو و کاوش کرده» آنچه را مسکرات یابند ظروف آنها را شکسته بریزند و آدمهای خود عالیجناب سابق الاوصاف معه جمعی از اوباش و الواط که مقدم ایشان سیدعلی نامی بوده رفته در محله یودان داخل شدند. از آن جمله محبور را داخل خانه الیاس نام یهودی که صراف بالیوز مقیم بندر ابوشهر بود گشتند و چند ظرف شراب و عرق او راکه تخمیناً چهل پنجاه تومان بوده و به جهت حمل و تقل بلاد خارجه مهیا کرده بود شکسته و ریختند و خود او را نیز چندان ضرب و صدمه زدند که از بیم جان لاچار از خانهخود فرر و بهخانه بالوزدولت علیه انگلیس درآمده که ملجا و ناهیگرفته باشد. - عالیجاه بالیوز مقیم بندر ابرشهر از جمیع آن وقایع جناب وزیرمختار را اطلاع داده و جناب وزیرمختار نیز کما چگونگی را بهامنای دولت علیه انگلیز نگارش نموده بودند. و نیز بلیوز مقیم بندر ابوشهر در این خصوص به کرات به سرکار فرمانفرمای فارس اعلام داشت و در مقام مطالبه تلافی این امر برآمد و اصلا به هیچوجه اثر تلافی ظاهر نشدء لهذا امنای دولت علیه انگلیز لازم دیدند که طلب تلافی این امر را از خود امنای دولت علیه ایران نموده باشند و هم امنای دولت علیه انگلیس بی علم و اطلاع نیستند از بیاعتتایی و بیاعتدالیهایی که سابقاً از کسان بندر ابوشهر خاصه از عالیجنابان مشارالیهما دربارُ متعلقان دولت علیه انگلیس به ظهور رسیده است و هرگاه سابق بر این امنای دولت علیه انگلیس در مقام مطالبه تلافی ز تنبیه آن اشخاصی به طور شدید و سدید برنبامدهند.ارده و گمان آن داشتند که بل خود امنای دولت علیه ایران به قسمی درصدد تنییه و تأدیب آن کسان برآیند که بعد البوم مرتکب چنان افعال ناشایسته و اعمال سیثه نشوند و اکنون که رفع گمانهای سابق شده و از اراده خود اثری ندیدند نمیتوانند که زیاده از این تراخی و تعویق در جانبداری متعلقان و منسوبان دولت خود جایز دارند و یقن دارند که امنای دولت علیه ايران این خواهش و اراده ایشان را متقیل خواهند
۸۴
گشت. نظر بر این محب از جانب رأفت جوانب امنای دولت علیه ایران اظهار سازد که تلافی امر مجبوری مسطوره فوق را نموده عذرخواه شوند و هم تببیه و سیاست آن کسان که دخیل و سهیم آن امر مجبوری بودهانده کرده باشند.*
# آرشیو اسناد وزارت امور خارجه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۳: پوشه ۱۵.
۸۵
شماره سند: ۳۲
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرجان مکنیل) گیرنده: وزارت دول خارجه
موضوع: بیحرمتی نسبت به اولیای دولت انگلیس تاریخ: ۱۰ ربیعالاول ۱۳۵۴ ه.ق
نمره: س
ممن سنئد:
عالیجاها رفیع جایگاها مجدت و فخامت انتباها دوستان نوازا مشفق مهربانا
مراسله مرسوله راصل و از مضمونش اطلاع حاصل آمد. در جواب اعلام و اظهار مینماید که پاره [ای] بیحرمتی و خفت از طرف چاکران اعلیحضرت شهریاری نسبت به دولت بهیه انگلیز ظاهر شده است و بعضی خواهشهای منصفانه دولت بهیه را هم یا قبول نکردند یا به طفره گذرانیدهاند. دوستدار محض همین به اردوی کیوان شکوه شهریاری آمد که به امنای دولت علیه اظهار سازد که بل خواهشهای منصفانه دولت بهیه را به عمل آورند و تلافی خفت و بیحرمتی که به دولت بهیّه شده بود و تا آن وقت امنای دولت علیه قبول تلافی نکرده بودند تلافی نمایند و در حین عزیمت به اردوی معلی قبل از شرفیابی حضور مهر ظهور قبله عالم به امنای دولت اعلام و اخبار کرده که قصد و اراده دوستدار از عزیمت این سفر آن است که بلکه قسمی شود که امورات به طریق صواب صورتپذیر شود و کدورتی فیمابین دولتین علیتین واقع نشود. بعد از ورود به اردوی پادشاهی و قبل از ورود چنین معلوم شد که امنای دولت علیه خفت و بیاعتنایی جدیدی تدارک کرده رآیشان بدین تعلق گرفته است که به ظور ناشایسته و ناسزا به دوستدار رفتار نمایند که الی حال هیچیک از سفراء دولت بهیّه انگلیس از پادشاهان جمجاهان ممالک
۸۶
ایران مشاهده نکرده بودند. باوجود این همه باز هم دوستدار ساعی و جاهد بود که شاید امورات قسمی قرارپذیر شود که اين مراودت که فیمایین دولتین بهیتین است ترک و قطع نشود و از راه خبرخواهی دولت علیه ایران رفع و صواب امورات را لا به طور صداقت به عرص اقدس شاهانه رسانند. معهذا در این وقت نیز مثل ایام سابق به وضوح پیوست که آنچه اعلیحضرت شهریاری به لفظ مبارک فرمایش قبول میفرمایند بعدها از نوشتجات امنای دولت علیه خلاف آن فرمایش و قبول ظاهر میشود. پس حال که امنای دولت علیه خودداری از انجام خواهش دوستدار در تلافی بیحرمتی و خفت که نسبت به دولت بهیه شده نمودند و مینمایند و سایر مطالب منصفانه دولت بهیه را هم یا مقبول نداشته یا به طفره میگذرانند» دوستدار خلاف شأن و مصلت دولت بهیه خود میداند که مراوده دوستانه دولت بهیّه خود را با دولت علیه ایران برقرار دارد. لهذا خواهش دارد که مهماندار تعیین نمایند که دوستدار را معه سایر صاحبان انگلیس که متعلق به دوستدار هستند به سلامت به سرحد دولت سنیه روم میانه خوی و یا تبریز برسانند که بعد از رسیدن به آنجا از قرار دستورالعمل مجدد که خواهد رسید. رفتار تماید و اراده دارد که انشاءالله الرحمن خود عازم و روانه شود و نیز بر دوستدار لازم است که اظهار و اخبار سازد که تا امنای دولت علیه ايران تلافی بیحرمتیهایی که به دولت بهیه انگلیس شده به همان نهج و طریق که دوستدار خواهش کرده است تلافی به عمل نیاورند. پادشاه ذیجاه ممالک انگلستان نمیتواند سفیر دولت ایران را در درب خانه خود راه دهد. زیاده زحمت ندارد. ایام مهربانی و محبت به کام باد. تحریراً فی ۱۰ شهر ربیع الاول سنه ۱۲۵۴* سجع مهر [مندرج در ظهر سند]: ایلچی مخصوص و وزبرمختار دولت قاهره
انگلریز جان مکنیل.
* آرشیو اسناد وزارت امور خارجه» سال ۱۲۵۵ - ۱۲۵۴ ه.ق» صندوق ۴ پوشه ۱۰.
۸۷
شماره سند: ۳۳
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: وزیرمختار انگلیس (سرجان مکنیل) موضوع: بیحرمتی نسبت به اولیای دولت انگلیس تاریخ: ۱۳ ربیعالاول ۱۲۵۴ ه. ق
مره: -
متن سند:
جناب جلالت ونبالت نصابا مخلصان ملاذا استظهار مکرما
مراسله جناب سامی رسید و به نظر همایونی اعلیحضرت شاهنشاهی روحالعالمین فداه رسانید. امر و مقر فرمودند که آن جناب در باب امر تجارت همین را به عرض حضور مهر ظهور شاهانه رساندند که به همان علم سفارت اکتفا شودو سوای آن علم دیگر نباشد. مخلص نیز همین را در مراسله خود نوشته و عرض آن جناب در حضور منحصر به همین کرده بود و زیاده از این چیزی ننوشته بود. در باب اينکه توشته بودید» خفت و بیحرمتی به اولیای دولت بهیّه انگلیس رو دادهو وقوع یافته است» امر و مقرر فرمودند که تاکنون بیحرمتی رو نداده و خفتی هیچگونه واقع نشده و از وقایعی که نوشته بودید هیچکدام اتفاق نیفتاده و نزد ما تا حال به ثبوت نرسیده است. یکی نظر بر اینکه ایام سفر جنگ بود و موانق عهدنامه مقرره مظنون نبود که از آن جناب با افاغته مراوده اتفاق افتد به قاعده نظام فراوان لشکر احتیاط کرده. شخصی را که از طرف ملک دشمن میآمده» گرفته به اردوی معلی آوردند و ندانستند که آدم جناب سامی است. بعد از آنکه مشخص شد که فرستاده آن جناب است» هیچ نوع خفت و بیحرمتی نکرده و به قراول نینداختند و اورا لخت نکردند و همه منکر این هستند و به هیچ وجه خلاف قاعده و قانون نکرده؛
۸۸
به عالیجاه مستر ستادرت سرحد ماند. زیاده چه نویسد. اعلیحضرت شاهنشاهی امر و مقرر میفرمایند که آن جناب زحمت کشیده همین مراسله را به نظر اولیای دولت بهیّه انگلیس برسانند. ایام مودت مستدام باد.
تحریراً نی ۱۳ شهر ربیعالاول ۱۲۵۴*
* آرشیو اسناد وزارت امور خارجه؛ سال ۱۲۵۵ - ۱۲۵۴ ه.ق» صندوق ۴ پوشه ۱۰.
۸۹
شماره سند: ۳۴
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: وزیرمختار انگلستان (سرجان مکنیل) موضوع: در باب هرات و جزیره خارک
تاریخ: ۲ جمادیالانی ۱۲۵۴ ه.ق
نمره: س
کی سفلا:
هو جناب جلالت ونبالت نصابا مخلصان ملازا استظهار مکرما
جواب سفارشی را که حسبالامر آن جناب عالیجاه کولونل ستادرت به عرض حضور مرحمت مائور اعلیحضرت شاهنشاه جمعجاه روحالعالمین فداه رسانید. مخلص حسبالامر قدر قدر اعلی به اين مضمون مینگارد که عالیجاه کولونل ستادرت عرض کرد که آن جتاب از جانب اولیای دولت بهیه انگلیس مأمور شدهاند به عرض حضور اقدس شاهنشاهی برساند که اولیای دولت بهیه انگلیس به جهت پیشنهادی که امنای دولت علیه ایران در باب افغانستان کردهاند. خیال میکنند که ایشان دشمن انگلیس و هوای تصرف هندوستان دارند و به این جهت روابط دوستی که سالهای سال مابین دولتین علیتین بوده بالضروره مقطوع خواهد شد و اولیای دولت بهیه انگلیس را لازم است که قراردادی را که برای محافظت ملک خود صلاح میدانند به عمل آورند و نیز عالیجاه مشارالیه معروض داشت که آن جناب امیدوار است که اعلیحضرت شاهنشاهی به جهت اینکه قراری منصفانه با اهالی هرات مقرر فرموده» قشون پادشاهی را از این صفحات به خاک ایران برگردانید. نتایج دشنمنی که از اصرار در اين اراده حاصل میشود
رفع خواهند کرد. همچنین عرض میشود که پنج فروند کشتی جنگی از جانب اولیای دولت بهیّه انگلیس در روی دریای فارس بروز کرده؛ قشون در جزیره خارکو اقامت نموده است و حرکت و رفتار آن قشون موقوف به قراری است که اولیای دولت علیه در باب این اعلامنامه در باب مطالبه رضامندی اولیای دولت بهیه برای حکایت چاپار که امری است و دخلی به امر هرات ندارد؛ مقرر خواهند کرد؛ اعلیحضرت شاهنشاهی بدون احتجاج و مکالمه امر و مقرر میفرمایند که در اول پيشنهاد منازعه افغانستان بنا پر سه فصل عهدنامههای مبارکه بینالدولتین که در آنها تکلیف و رفتار اولیای دولت بهیّه هنگام نزاع ایران و افغانستان مشخص و معین است. (فصل ششم که به وکالت مستر سرگور ازلی منعقد شده است: اگر جنگ و نزاعی فیمابین دولت علیه ایران و افغان اتفاق افتد؛ اولیای دولت بهیّه انگلیس را در آن میان کاری نیست و به هیچ طرف و کومک و امدادی نخواهند کرد؛ مگر اینکه به خواهش طرفین واسطه صلح گردند. اصل هفتم که به وکالت سر هرفرد جانس منعقد شده است: اگر جنگ و نزاعی فیمابین دولت ایران و افغان اتفاق افتد. اولیای دولت انگلیس را در اين ميانه کاری نیست و به هیچطرف اعانت و امداد نخواهند کرد مگر اینکه به خواهش طرفین واسطه صلح گردند. فصل نهم که به وکالت مستر الیس منعقد شده است: اگر جنگ و نزاعی فیمایین دولت علیه ایران و افغان اتفاق افتد. اولیای دولت بهیه انگلیس را در این میان کاری نیست و به هیچ طرف کومک و امدادی نخواهند کرده مگر اينکه به خواهش طرفین واسطه صلح گردند.) خیال کرده و میکنید که در این رفتار حقی داشته و دارید. باوجود این مخلص از جانب سی الجوانب اعلیحضرت شاهنشاهی مأمور است که به آن جناب اعلام نماید که پیش از ورود عالیجاه کولونل ستادرت به اردری معلی نواب کامرانمیرزا الجاء از اعلیحضرت شاهنشاهی استدعا کرد که اولیای دولت قاهره با او بنای مکالمه وگفتوگو بگذارید و امیدوار است» قرارداد منصفانه که لایق همت عالی ملوکانه شود؛ این دشمنی را قطع کرده مایه امن و آسایش سرحد مملکت خراسان گشت. ذبیل مقصود و منظوری که باعث نهضت موکب همایونی بود به حول الله تعالی عساکر منصوره را مراجعت خواهند داد. در باب رضامندی به جهت غلام چاپان اعلیحضرتها به همان قراری را که در حضور به آن
۹۱
جناب بالمشافهه العلیه السلطانیه فرمودند. معمول و مقرر خواهند فرمود. چون اعلیحضرت پادشاه جمجاه روحالمالمین فداه منظور و مأمول آن جناب را معمول فرمودند. امیدوارند که آن جناب مراجعت و معاودت کرده؛ دربار شوکتمدار ملوکانه را به وجود خود موشح خواهند داشت تا باز مراودت مودت و مواحدت حقیقی دولتین علیتین که هميشه مطلوب و منظور نظر مبارک پادشاهی است؛ کما فی السابق برقرار و پایدار باشند. ایام ملاطفت مستدام باد.
تحریراً فی ۲ جمادیالثانیه سنه ۱۲۵۴*
* آرشیو اسناد وزارت امور خارجه سال ۱۲۵۴ - ۱۲۵۰ ه.ق» صندرق ۲ پوشه ۴
۹
شمار؛ سند: ۳۵
فرستنده: وزارت دول خارجه
تفه ان
موضوع: اجتناب صاحبمنصبان انگلیسی از همراهی قشون ایران در سفر به هرات تاریخ: ندارد [احتمال ۱۲۵۴ ه.ق]
نمره: ۲۰۹ [مندرج در ظهر سند ]
متن ستلد؛
جواب کاغذ عالیجاه محمودخان
کاغذ شمار در پی شیروان که معسکر شاهنشاه جهان بود به تاریخ شانزدهم شهر رجب المرجب واصل شد و مضمون آن معلوم گردید. در باب دور شدن صاحبمنصبان دولت بهیّه انگلیز از موکب منصور شاهنشاهی و کدورت جناب ایلچی مختار از این معنی که اظهار داشته بودید الحمدالله شما خود در فیروزکوه بودید و دیدید و شنیدید که صاحب منصبان مشارالبهم خود از التزام رکاب نصرت انتساب امتناع کردند و صریح گفتند که ما مرخص نیستیم در سفر هرات با عساکر منصوره دولت علیه همراهی کنیم. در این صورت اگر آنها را همراه میآوردند و اختیار قشون به آنها میدادند و در ورود به سرحد هرات فیالفور آن اختیار را به دیگری واگذاشته آنها را مرخص میکردند؛ امر سپاهی خالی از اختلال نمیشد و اگر اختبار تشون به آنها نمیدادند هم نقص آبرو برای صاحبمنصبان بود و هم ا کار خدمت باز میماندند. لهذا مصلحت در این دیدند که آنها را برای تقدیم خدمات دیگر مأمور و از رکاب نصرت انتساب دور فرمایند. در باب اظهار بعضی مطالب دیگ که اذن و اجازت خواسته بودید. می فرماینده نوکر صادق دولتخواه و قدیمی کارآگاه میباید آنچه استنباط کرده باشد مفصل و مشروح بنویسد و باریافتگان
۳
حضور مرحمت دستور شاهنشاهی را از مجاری حالات آگاهی دهد. زباده چه اظهار
۵
شود.* حاشیه: بسیار خوب است.
* آرشیو اسناد وزارت امور خارجه, سال ۱۲۵۰-۱۲۵۱ ه.ق. صندوق ۰۲ پوشه ۴.
زنل
شماره سند: ۳۶
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرجان مکنیل) گیرنده: محمدشاه قاجار
موضوع: انصراف از تسخیر هرات
تاریخ: ۱۲ اکتبر ۱۸۳۸ مطایق با ۱۲۵۴ ه.ق لمره: س
متن سند:
در خارج شهر تبریز به تاریخ دوازدهم ماه اکتوبر ۱۸۳۸ امید که این معنی مقبول رای اعلیحضرت پاهشاهی شود
شرحی از کولونل استادرت مشتمل به فرط رضامندی و شوق وافر به من رسید که به وزارت دولت انگلند و به فرمانفرمای هندوستان اعلام داشتم که اعلیحضرت پادشاهی مداومت دوستی با انگلند را ترجیح به اقدام امر خطری دادند که چندی خاطر شرف پادشاهی مصروف میبود و فسخ تسخیر هرات را کرده» مصصم شدند که با سپاه ایران به خاک متعلقه خویش مراجعت نمایند.
از این عزم که محتوی به حرم و مینی به حسب مملکت میبود اعلیحضرت پادشاهی منفعت حقیقی دولت ایران را مروج گشت و همچنین منهدم ساخت تدابیر اشخاص صاحب غرض که منظور داشتند که منفعت خودشان را در آلودگیهای مشکله و در خطرهایی که دولت ایران ظاهراگرفتار شده میدیدند و رهایی از خطرهای مزبوره تنها به واسطه عقل کامل و دوراندیشی اعلیحضرت پادشاهی میبود که در اين واقعه ظاهر نمود. کولونل شیل نوبسنده اول سفارت بالفعل روانه بارگاه پادشاهی است که هنگامی که به
۹۵
حضور پادشاهی مشرف میشود با عنایت احترام از قبل من مبارک باد به وجود مسعود خواهد نمود که به سلامتی و اجلال مراجعت فرمودند و همچنین عرض خواهند نمود که من خود از صمیم قلب طالب هستم که اين مراتب را خود بالمشافهه به پادشاهی عرض کنم و ضمنا از قبلاعلیحضرت سلطانه و وینعمت خود به اعلیحضرت پادشاهی یقین سازم که به غایت مایل هستند که تجدید دوستی و تشیید مبانی یگانگی که از قدیم یینلدوانین برقرار بود بشود و از هیچ راه نمیتوانم شکی داشت که اعلیحضرت پادشاهی مایل و راغب خواهند بود که اين دوستی فیمابین منتظم و هميشه روی به ازدیاد نهد. من مفتخر میشوم که با احترام بزرگانه از روی پرستش بنویسم اعلیحضرت پادشاهی را بنده مطیعترین و حقیرترین هستم.*
جان مکنیل
* آرشیو اسناد وزارت امور خارجه؛ سال ۱۲۵۵ - ۱۲۵۴ ه.ق» صندوق ۲ پوشه ۱۰.
۹۶
شماره سند: ۳۷
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: وزیرمختار (سرجان مکنیل) موضوع: بازگشت سرجان مکنیل به کشورش تاریخ: ۲۷ شوال ۱۳۵۴ ه.ق
نمره: -
متن سند:
هو جناب جلالت ونبالت نصابا محبان استظهارا مشفقا
دو طغرا مراسله گرامی که به تاریخ ... از دارالساطنه تبریز به یادآوری دوستدار قلمی داشته بودید شرف وصول ارزانی داشت اگرچه مزدهُ سلامتی حالات باعث مزید خوشوفتی شد لکن از اينکه جناب سامی در اراده معاودت به جانب وطن باقی بودهاند بسیا مکدر و ملول گردید. چه فابده که گفته و نوشتهها سودی نبخشید. هرکس تکلیفی من ره و من نفه دارد. امیدواريم که جناب سامی در مراعات هر دو قاصر نباشد. در باب عالیجاه مستر شیل و اقامت ایشان در ارزنةالروم" و مأموریت ایشان به طریق شارژه دافر و عزیمت سایر صاحبمنصبان به جانب بغداد و توقف چند نفر از تجار دولت بهیه انگلیس در دارالسلطته تبریز که بدان روش قلمی داشته بودند. اولیای دولت علیه را استحضار حاصل گشت. معلوم است که متعلقان آن دولت همواره در نزد منتسبان این حضرت گرامی خواهد بود و مهربانی خواهید دید اما اگر کار دولشی فیمابین
۱. ارزنةالروم» ارزن روم از شهرهای مشرق ترکیه که بر سر راه نجد ایران به آسیای صغیر قرار گرفته است. آخرین معاهده میان ايران و عثمانی که به جنگهای طولانی در کشور خاتمه داد در این شهر به امضا رسید.
۹۷
اتفاق افتد اگرچه گوارا نخواهد بود که به شارژه دافری که خارج از ملک ما نشسته باشد اظهار کنیم» لکن برحسب اظهار جناب سامی بر فرض اتفاق امور دولتی به عالیجاه مشارالیه اعلام خواهیم کرد. زیاده چه تصدیع دهد. امیدوار است که ایام دوستی مستدام باشد. تحریراً ۲۷ شهر شوال المکرم سنه ۱۲۵۴* حاشیه: ملاحظه شد.
حاشیه: هو همه صحیح است.
# آرشیو اسناد وزارت آمور خارجه؛ سال ۱۲۵۱ - ۱۲۵۰ ه.ق» صندوق ۲ پوشه ۴.
۹۸
شمار؛ سند: ۲۸
فرستنده: وزیر دول خارجه انگلیس (لرد پالمرستون)
گیرنده: وزیر دول خارجه (میرزا مسعودخان انصاری)
موضوع: مأموریت میرزا حسین خان آجودانباشی؛ روابط فیمابین ایران و انگلیس تاریخ: ۲۲ آوریل ۱۸۳۹ مطابق با ۱۲۵۵ ه.ق
اه
متن سند:
هو ترجمه کاغذی است که لاردپالمستان وزیر دول خارجه دولت بهیّه انگلیس
به چناب میرزا مسعود وزیر دول خارجه دولت علیه ایران نوشته است
دستخط گذارنده اين کاغذ وزیر امورخارجه دولت بهیه انگلیس مفتخر شده است از وصول کاغذ جناب میرزا مسعود وزیر دول خارجه ایران و آن کاغذ بیتاریخ بود که معلوم کند کی نوشته شده است. در آن کاغذ میرزا مسعود خبر داده است که حسین خان فرستاده شده است از جانب اعلیحضرت شاه ایران که تهنیت بگوید جلوس پادشاه انگلیس را و مطمثن بکند دولت انگلیس را به دوستی ایران و شکایت بکند از رفتار سرجان مکنیل و بگذراند پاره [ای] امور را که تا حال در عهده تراضی مانده است. دستخط گذارنده جواب به میرزا مسعود بنویس که در باب حسن نیت و دوستی دولت ایران قاعده دولت انگلیس اين است که انصاف میدهد به نیت و قصد دولت خارج و از رفتار آنها بتهر میفهمند تا اینکه سفرا به گفتوگو حالی نمایند. رفتار دوأت ایران از چند وقت گذشته چنین شده است که در پاره [ای] امور خلاف دوستی بوده و در بعضی اوقات بیحرمتی به دولت انگلیس کردهاند. اگر دولت ایران میخواهد که
۹۹
مطمئن کند دولت انگلیس را که نیت ایران به آنها دوستی بوده است این مطلب بهتر معلوم میشد در تغییر دادن رفتار تا اینکه حسینخان را مأمور نمایند. در باب | بنکه حسینخان مأمور است شکایت بکند از سرجان مکنیل. دست خط گذارنده میگوید که رفتار سرجان مکنیل در مدت اقامت در ایران پسندیده شده است. در دولت انگلیس و مطابق نیت و دستورالعمل ایشان بود. جناب میرزا مسعود میگوید که حسینخان فرستاده شده است برای تمام کردن پاره [ای] مطالب که در عهدهُ تراضی مانده است و جنابش ذکر نمیکند که اين مطالب کدام است. دستخطگذارنده مظنه میکند که در میان مطالب تأخیر افتاده جناب میرزا مسعود داخل نکند ناتمام ماندن عهدنامه تجارت را و ممضی نداشتن فصل اول عهدنامه که ایران بسته است در طهران در ۲۵ تومبر سنه ۱۸۱۴ براستی اینکه عمل آوردن این شروط آن فصل عهدنامه را ایران بسیار تعویق انداخت و شایسته حرمت آن عهدنامه سنه ۱۸۱۴ اینطور تعویق نبود. اما عهدنامهای [نامههای] تجارت که بسته میشود در میان دولتهایی که دوست هستند ما هم حالا آن بستگی و دوستی در میان دولت انگلیس و ایران نیست. ایران به عمل نیاورده است. حقوق سرجان مکنیل [اگوست ] سنه ۱۸۳۸ و اعلبحضرت شاه موافق قاعده دولت بالمشافهه وعده داده بودند. حالا لازم است که شاه وعدههای خود را به عمل بیاورد و هروقت به عمل بیاید حسینخان در دولت انگلیس به سفارت پذیرفته خواهد شد. اما تا اعلیحضرت شاه وعده خود را به عمل نیاورد با حقوق سرجان مکنیل نه حسینخان پذیرفته خواهد شد نه فرستاده دیگر از آن دولت. قولونل شیل منشی سفارت که حالا شارژ دافر است از جانب دولت انگلیس در ایران و در اوقات غیبت سرجان مکنیل از آن سبب مانده است که به آن برسد و بفرستد به دولت انگلیس خبر عمل آوردن وعدههای اعلیحضرت شاه راء دستخط گذارنده ظاهر میکند به جناب میرزامسعود که قبول کند و حقیقت بداند خیرخواهی او را. لاردپالمستان در دفتر وزارت خارجه ۲۲ ماه اپریل سته ۱۸۳۹*
را خصوصاً کاغذی که نایب وزیر دول خارجه نوشته بوذ در ۱۵ ماه اغوست
* آرشبو اسناد وزارت امور خارجه سال ۱۲۵۵ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۰۴ پوشه ۰۲٩
۱۰۰
شمار: سند: ۳۹
فرستنده: محمدشاه قاجار
گیرنده: وزارت دول خارجه
موضوع: فرمان محمدشاه قاجار در باب حفظ امنیت اتباع و متعلقات سفارت انگلیس تاریخ: ۵ رجب ۱۲۵۵ ه.ق
نمره: س
متن سند:
که چون به پاس اتحاد دولتین ابد تأسیس ایران و انگلیس منظور نظر مرحمتگستر اقدس شاهنشاهی آن است که اتباع و متعلقان سفرای دولت بهیّه انگلیس که در اين دولت علیه بار اقامت دارند در کامل اطمینان و آسودگی خاطر بوده پبوسته در ظل رأفت و حمایت نواب همایون میباشنده لهذا در هذالسنه تنگوز ثیل دلیل اين همایون منشور عنایت دستور عزصدور و شرف ترقیم میباید که اتباع و متعلقان سفارت انگلیس خواه ایرانی باشند یا غریبه در آمان و محفوظ داند و در هر حال همچنانکه در سایر دولتها به کسان ایشان که از ال آن دولت معامله میشوده در این دولت جاوید آیت نیز با آنها همان قسم معامله خواهد شد.
تحریر فی شهر فوق فی التاریخ*
* آرشیو استاد وزارت امور خارجه. سال ۱۲۵۵ - ۱۲۵۴ ه.ق» صندوق ۴ پوشه ۲۳.
شماره سند: ۴۰
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: سفارت انگلیس
موضوع: ارسال معذرتنامه درخواستی لرد پالمرستون» عذرخواهی در خصوص تصرف خانه عالیجاه تاد
تاریخ: ۸ شعبان ۱۲۵۵ ه.ق
مره
متن سند:
هو عالیجاها پلند جایگاها مجدت و فخامت پناها دوستان مشفقا مهربانا
مکتوب دوستی اسلوب که در نوزدهم شهر رجبالمرجب قلمی و مصحوب مشهدی باقر چاپار خود ارسال داشته بودید به تاریخ سیم شعبانالمعظم واصل و از مسطررات مودت آیاتش آگاهی و اطلاع کامل حاصل آمد. اينکه نگارش داشته بودند که توقف آن دوست در ارزنةالروم برای ارسال و مرسول نوشتجات دولت ایران و انگلیس است و چنانچه کاغذ معذرتنامه به قراریکه جناب لاردپالمستان [پالمرستون] در جواب کاغذ عالیجاه مقربالخاقان حسینخان نوشتهاند قلمی و ارسال شود خواهید فرستاد و نیز مترصد هستید که در باب عذرخواهی اخذ و تصرف خانهنشیمن عالیجاه تاد صاحب اشعار میشود جناب جلالت نصاب اجل اکرم حاجی سلمة الله اساس این مدعا در دهم شهر رجب معذرتنامه بر وفق خواهش جناب لارد پالمستان وزیر دول خارجه دولت بهیه انگلیس مرقوم واصل و سواد آن را مصحوب اللهیار پیک چاپار آن دولت ارسال داشتند که اصل به توسط آن دولت به اولیای آن دولت بهیّه رسید و سواد را خود
ملاحظه نموده؛ اطلاع حاصل نمایند و در همان کاغذ در باب خانهنشیمن عالیجاه تاد صاحب هم عذرخواهی شده است و به احتمال اينکه در خاک روم افتشاش هست و شاید آن نوشتجات نرسیده باشد, احتیاطاً سواد کاغذ مزبور را در جوف این مراسله ارسال داشت. انشاءاله بعد از وصول معلوم اولیای آن دولت بهیّه و آن دوست خواهد شد که مقصود اولبای دولت علیه رجعت دوستی و مواحدت دولتین بهیتین به حالت اولی است. زیاده چه اطتاب رود. متوقع است که پیوسته حالات سلامیت را با مهربانی که باشد اعلام دارند.
تحریرا فی ۸ شعبان المعظم سنه ۱۲۵۵*
حاشیه: هو عیب ندارد.
# آرشیو اسناد وزارت امور خارجه سال ۱۲۵۴-۱۲۵۵ ه.ق» صندوق ۴ پوشه ۰۲۳
۱۲۳
شمار؛ سند: ۴۱
فرستنده: وزازت امورخارجه
گیرنده: سفارت انگلیس ۱ موضوع: قبول درخواستهای لرد پالمرستون
تاریخ: ۱۲۵۵ ه.ق
تمزفابت
متن سند:
سواد کاغذی که به جناب لارد پالمستان وزیردول خارجه انگلیس نوشته شده
در بیست و نهم شهر جمادیالاخری به توسط عالیجاه مستر شیل واصل گردید و بر مضامین آن اطلاع حاصل شد. چون دولت علیه ایران بسیار طالب و هواخواهان آن است که دوستی قدیم که با دولت بهیه انگلیز داشته است عنقریب به حالت اولی معاودت کند؛ لپذا همه مطالبی که در آن تذکره قلمی شده بود. قبول کرده: بدین تفصیل دوستدار جواب میتویسد که اولاً دوستدار از گرفتاری چاپار دولت سنیه انگلیز هنگام لشکرکشی به جانب هرات افسوس و دریغ بسیار دارد و از آن جناب عذرخواهی میتماید و برای اینکه من بعد چنین امر ناملایمی اتفاق نیفتد فرمانی شرف صدور پذیرفت که متعلقان سفارت انگلیس خواه ایرانی باشد یا غریبه در امان بوده محفوظ باشند و در هر حال همچنانکه در سایر دولتها یا کسان ایشان که از اهل آن دولت باشد معامله میشود؛ در اين دولت نیز همان قسم معامله میشود و سواد آن برای اطلاع آن جناب ارسال شد. انیا بهتاریخ به عهده جناب آصفالدوله والی مملکت خراسان حکم صادر شد که غوربان که در تصرف داشته تخلیه کرده به افاغنه بسپارد. الثا از جد و جهدی که مجر
جنرال سمینو کرده بود در باب تصرف خانه که از جانب دولت علیه جهت ضمن محرآباد
معین گشته بود دوستدار معذرتخواه است. رابع؛ حکم همایونی شاهنشاهی به افتخار نواب فرمانفرمای فارس عز فاد یافت که کسانی راکه به طرف بالیوز بوشهر ضرر بدنی و مالی رسانده بودند تنبیه و سیاست نماید. جانب حاکم بندر ابوشهر را که بیحرمتی به آدمیران درلت بهیه انگلیز کرده بود مقر شد که از حکومت معزول نماید. سادساً طلبی که سر هنری بلون از بابت اخراجات معدن داده» موافق فرمانی که از دولت علیه و دوست اوست با بّیه مواجب سایر صاحبمنصبان که در خدمت بودهاند کارساری خواهد شد.
سابعاً عهدنامه تجارت موافق قرار که به عالیجاه سرجان مکنیل وزیرمختار سابق آن دولت در دو فصل داده شده بود مقارن ورود ایلچی آن دولت منعقد خواهد شد. امیدوار است که دیگر غایله نفاری فیمابین دولتین باقی نمانده» اسباب مواحدت آباد و ابواب مراودت گشاده باشند و چون همه مطالبی که دولت بهیّه انگلیز از دولت علیه خواهشمند بودند در کمال صدق و صفا پذیرفته شد. یقین داریم از طرف آن دولت بهیّه بر شرایط یگانگی کماینبفی ملحوظ شده جزیره خارکو را تخیله نمایند و مطالب دیگر که به عالیجاه حسین خان اقا شده است قبول فرمایند که دیگر بههیچ وجه بعد از اين
* آرشیو اسناد وزارت امور خارجه سال ۱۲۵۴ - ۱۲۵۵ ه.ق» صندوق ۴ پوشه ۱۸.
۱۵
شماره سند: ۴۲
فرستنده: یکی از مأمورین دولتی
گیرنده: وزارت دول خارجه
موضوع: مندرجات ورزنامه لوسیکل (16516016) چاپ بونان در باب روابط خصمانه ایران و انگلیس, محاصره هرات؛ تصرف جزیره خارک
تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۵ ه.ق]
نمره: ۱۲۸۶ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
اول این روزنامه در باسمهخانه پارس مشهور به نسیانل باسمه شده است. مدتی پیش از این یک نسخه فرستادهام. بعد در کاغذ اخبار یونان باسمه شدء ترجمه نموده هر دو را با روزنامه یونانی ارسال خدمت داشت که به نظر شریف برسد. در حقیقت بهتر و بالاتر از این در طرفگیری و حق یک دولت نمیتوان گفت که در این روزنامه در حق دولت ایران و تقصیرهای مستر مکنیل باسمه شده است. زیاده از این کمترین چه کند. ترجمه فارسی این در آخر جزو نوشته شده است» اگر درست دقت فرماینده جمیع مصلحت و
حاشیبه: شرح وقایعات مایین ایران و انگلیس که در روزنامه بونان درج شدهاند در جزو نوشتجات انگلیس ضبط بشود.
خلاصه ترجمه کاغذ اخبار پارس مشهور به نسیانل در خصوص مملکت ایران و روم
پأسمه شده است.
مدتی قبل بر این سعی واهتمام مردم در خصوص مصلحتهای سمت شرق قدری فتور و سستی بهم رسانیده بود. این اوقات یک دفعه از تازگی جان و قوت و قدرت دیگر بهم رسانید به وضعی که بر ما لازم شد که در این خصوص دقت و تجسس نمائیم بر اینکه آیا در مشرق زمین در فکر تدارک بزرگ هستند یا خیر.
عهدنامه که در بین دولتین روم و انگلیس در ماه آقوس توین سال گذشته منعقد شده است میدان بزرگی برای جولان خیالها و حوادث کشانده است. مردم گمان میکردند که به جهت همان عهدنامه در بین دولت روس و انگلیس جنگ و آشوبی خواهد شد. به علت آنکه این عهدنامه جدید عکس و صدای همان عهدنامه مصالحه است که در اسکله اسلامبول وقت مصالحه روسیه بسته شده است ولیکن اين اخبارات و خیالات چندان طول نکشید و خود به خود فتور بهم رسانید. لیکن مصلحتهای شرق قطعاً در آخر به صلح تمام نخواهد شد. از سستی خیالهای مردم در خصوص عهدنامةٌ مزبور خیال دیگر به ذهن مردم رسوخ کرده است که گوبا این اوقات در میان روس و انگلیس جنگ و جدل به وقوع خواهد پیوست برای آنکه صحبت هندوستان این روزها بسیار به میان آمده است. میگویند که خاک ایران تماشاگاه و محل جنگ خواهد شد و در آنجا این دولت قوی و مهیب شروع به جنگ خواهند کرد. اگرچه این خیال اوایل در میان مردم اسباب مشغولیت و صحبت بوده اما این اوقات اندک اندک حقیقت بهم رساند. کاغذهای اخبار دولت انگلیس به این مدعا شاهد است و مردم وقت و میل خودشان را در خصوص کاغذ اخبار بسیار زیاد تمودهاند. ماتند زاغی که به سر جیفه هجوم آورند برای آنکه میخواهند این همه را درست تجسس نموده به آخر رسانند.
دولت هندوستان از شنیدن این خیالات بسیار دستپاچه و مضطرب گردید و با آنکه
بخصوصه خود را عمدا به چشم مردم چنین جلوه و در حقيقت میتوان گفت که به مقتضای شرط عقل حرکت نمود اگرچه آن احتیاطها علیالظاهر به چند دولت روسیه نبود ولیکن مخالف دولت ایران که دوست دولت روسیه است. بود. از این سبب همه کس میتواند بییند که آتش جنگ اول در ایران شعلهور خواهد شد. اگر مردم پی چاره و تدبیر این کار نیفتد و یکدیگر را به جنگ تحریک و تحریص نمایند؛ لامحاله جنگ در ملک ایران واقع خواهد شد.
از قراین چنان معلوم میشود که دولت هندوستان فقط برای محافظت خود این حرکت و احتیاطها را به عمل آورده است. اگر کسی به کتاب جهاننما نگاه نمایده معلوم او خواهد شد که به طرف هندوستان به علت بُعد مسافت و واقع شدن کوههای عظیم هجوم خارجی یعنی غیر از سمت ایران نخواهد از این معلوم میشود که خوف و واهمه دولت انگلیس از هندوستان بیمعنی و بیمناسبت است و اینگونه کاغذهای اخبار بر حقت و شک ظرفی دولت حمل میشود و های و هوی این قسم اخبار خلاف مصلحت دولت است. زیرا که از ظهور رسانیدن این نحو فقرات قطعاً یک وقت هنندوستان از تصرف دولت انگلیس بیرون خواهد شد. ۱
از تصور اینگونه خیالات واهی و بیجا دولت انگلیس مجبور شد که چند فروند کشتی فرستاده در بحر فارس یک محلی را ضبط نموده؛ موقع حرب نماید. این رفتار دولت انگلیس یا برای منفعت تجارت خودشان و یا برای مصلحت دولتی بوده است. مردم هر طور که میخواهند تصور و اعتقاد نماینده ولیکن حقيقت امر این است که بیان میشود که پادشاه ایران محضن برای اخذ مالیات مترره خود به ضوح انغانستان قشون کشید. اهالی آن مملکت در دادن مالیات هر وقت عذر و بهانه میآوردند لهذا پادشاه ایران مجبور شد که هرات را محاصره تماید.
امتای دولت انگلیس مظنه نمودند که قصد نیت پادشاه ایران از محاصره هرات این است که بیخبر به هندوستان برود. باوجود اينکه شاه ایران چندان لشکر همراه تبرده که عزم هندوستان رفتن داشته باشد به همین خیال بیاصل دولت انگلیس مجبور شد که ایلچی خود را از ایران پس بخواهد و چند فروند کشتی جنگی به بحر فارس ارسال دارد.
دولت انگلیس نسبت به ایران که هیچ تقصیر نداشتند در حین دوستی اینگونه خلاف قاعده حرکت کرده که به بهانه اینکه چرا دولت ایران تکالیف مستر مکنیل را قبول نکرده محاصره را رفع نمینماید. اگر مسیو مکنیل و آدمهای او منصف و صادق میشدند از جهت قلت عسکر و پول دولت ایران میدانستند که شاه ایران نمیتواند به دولت انگلیس ضرر برساند. لیکن از برای رفع تقصیر خودشان درباره این خیالهای خام اینگونه اخبارات خام را به عالم منتشر نمودند که شاه ایران محض برای منفعت و میل خود این عملها را نمیکند بلکه به حیله و فریبهای دولت روسیه مرتکب اینگونه میشود.
منظور دولت روسیه چنان است که فرصتی پیدا نموده هندوستان را خراب نمایند و انگلیسها را از آن مملکت بیرون کنند و میگویند که ایران در دست دولت روسیه اسبابی است که به هر وضع میخواهند حرکت میدهند و میخواهند که اول دولت ایران را به پیش انداخته بعد از آن خودشان هم از عقب میروند ولیکن نمیدانستند که این محض از خیال واهی و ضعف عقل برخواسته [برخاسته] است مگر به دولت انگلیس محقق نشده است که به دولت روسیه معلوم و مشخص است که در اين ماده پاره [ای] موانع هست که باعث تأخیر اين امر خواهد شد.
برای رفع اشتباه کاری به عالم چنین منتشر نمودند که منظور دولت روسیه چنان است که ایران [را] تصرف نمایند. اگر دولت انگلیس منظور دولت روسیه و ایشان دوست حقیقی میبودند» میبایست به ایران مدد و کمک نمایند نه اينکه اینطور رفتار و معامله کنند و ایلچی انگلیز به آن کجخلقی از طهران بیرون برود. مسیو مکنیل خود مطلع و خبردار بود که دولت ایران قبل بر این هم هرات را زیاده از این قشون و قوت و اسباب محاصره نموده بودنده آن وقت هیچ نقل هندوستان نگذشت ولیکن اين دفعه مکنیل مشتبه نمود که منظور شاه به هندوستان رفتن است. از اين جهت تقصیر مکنیل مثل آفتاب بر همه کس روشن است. زیرا که بر همه کس معلوم شد که قصد هندوستان در میان نبود و این حرکت مکنیل سبب شد که دولت ایران با دولت روسیه زبادتر دوست و یک جهت باشند. وقتیکه محمدشاه خواست که به تخت سلطنت بنشیند با کمک و
تصلدیق دولت روس و انگلیس شد که ضدیکدیگر هستند. محمدشاه را تصدیق نموده بر
تخت نشانیدند و همه حقوق شاهی را به دست ایشان مفوض نمودنده زیرا که نیت و قصد و منفعت هر دو دولت یک چیز بود و بر هر دو دولت لازم بود که در مرکز آسیا یک دولت علیه باشدء چنان دولتی که قابل حفظ نظام و باعث رفع مغشوش و قیل و قال و ات بستن راه تجارت باشد.
برای آنکه بسته شدن راه تجارت ضرر دولت انگلیس و روسیه و دیگر دولتها خواهد شد. سبب بولانکاری پرحیله انگلیس الان در مخالفت با دولت ایران این است که نوشته میشودکه محمدشاهمیل وافربه رقی مور تجارت تمودو با جمیع ملل بای آمد و شد گذاشت و به مملکت خود راه داد با خصوص با دولت روسیه و انگلیس و دایم مملکت خود را تحریک و تحریص به تجارت کرد و از بیکاری ورود ممنوع نمود و دولت انگلیس این قدر میل و محبت محمدشاه را به نظر عداوت و دشمنی نظر کردند برای آنکه فکر و خیال محمدشاه به خلاف عقل انگلیسیها بود و آنها میخواستند که خود تنها صاحب قواعد تجارت باشند و هیچکس را داخل نکنند و منبع این مفاسد و رفتن مکنیل و دعوت کردن دولت هند را به مخالفت دولت ايران از این جهت بود که ذکر شد.
اگر دولت روسیه نمیتواند که ضرر به هندوستان برسانده لاقل میتواند که دولت ایران را محافظت نماید به علت آنکه با دولت انگلیس به حفظ تمامی دولت ایران متعهد شدهاند و در آخر آرزو میشود که دولت انگلیس و مسیو مکنیل و کانپانیای هندوستان قدری اتصاف نمایند.
امید چنان است که دولت انگلیسی به وصفی که در عهدنامه اسلامبول کردنده در آنجا هم به همان وضع نکنند که خدا از ایشان راضی و خوشحال بود و جمیع متفعتها را
تنها برای خودشان برندارنده از این طور رفتار و تهدیدات آزاد و آسوده بماند.*
# آرشیو اسناد وزارت امور خارجه سال ۱۲۵۱ ۱۲۵۰۰ ه.ق» صندوق ۲ پوشه ۵
۱۹۰
شماره سند: ۴۳
فرستنده: وزیر دول خارجه انگلیس (لرد پالمرستون) گیرنده: صدراعظم ایران (حاجی میرزا آقاسی) موضوع: روابط ایران و انگلیس
تاریخ: ۲ آوریل ۱۸۴۰ م مطابق با ۱۲۵۶ ه.ق
نمره: -
متن سند:
حاشیه: کاغذ لاردپالمرستون را به شمارد کردم و امیدوارم که بعد از فرمایش جناب حاجی جواب را هم برای من ارسال دارید. اگر من به جای جتاب حاجی میبودم جواب اینطور میدادم: هیچکس بیش از من طالب استقرار و معاودت دوستی بینالدولتین نیست. اما اگر زیاده بر اینکه در کاغذ خودم که به تاریخ پنجم رجبالمرجب نوشتهام تکلیفات شما را قبول بکنم خلاف شأٌن دولت من میشود و از قراری که میبینم گویا امید است. کیفیت حالا برای شما مضرّتر از ماست. از این قرار بر شماست که موازنه تمائید. صلاح شما در فرستادن سفارت است به ایران با بازگذاشتن آن در ارزنالروم. در این اثنا کارهای سری را به شمار یادآوری میکنم که جواب صریح به این جوان بدهند بداند کارش به کجا استقرار خواهد یافت.*
# آرشیو اسناد وزارت امور خارجه سال ۱۲۶۲ - ۱۲۵۶ ه.ق» صندوق ۵ پوشه ۳.
۱۱
شماره سند: ۴۴
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: وزبر دول خارجه انگلیس (لرد ابردین)۱
موضوع: عدم پرداخت وجه امداد سالیانه به ایران
تاریخ: ۱٩ ربیعالثانی ۹ ه.ق
نمره: -
متن سند:
سوادکاغذی است که به جناب لارد ابردین وزیر دول خارجه دولت بهیّه انگلیس نوشته شده بود
جناب جلالت ونبالت تصابا عمدالوزراء العظاما زبدة الکبرا الفحاما محبان دوستان مشفقا معظما
مکرر در رسایل بهجت وسایل اظهار و اشعار فرمودهاند که دولت بهیّه انگلیس به طریق اول طالب آسایش و خوشی و استقلال دولت علیه ایران هستند و این معنی بدیهی و معلوم است که اولیای آن دولت علیه که ارباب عقل و فراست و اصحاب فهم کیاستاند؛ نظر به عاقبتبیتی و مآلاندیشی ارتقا و اعتلا و استقلال علیه را طالب و خواهان میباشند. ولی بر دوستدار معلوم و مشخص نیست که با اینکه در اول آنطورها تقویت و حمایت از این دولت علیه میکردند و از امداد مالی در جایی و سلاحی به هیچوجه منالوجوه مضایقه نمیفرمودند. جرا حال سالهاست که انجام پاره [ای] از مطالب این دولت علیه در عهده تعویق و تراضی مانده هر قدر اولیای اين دولت علیه با سفرای آن
۱. ابردین (11.00۳00۳.) 60ع۸06۲0). تولد: ۱۷۸۴. مرگ: ۱۸۶۰. سباستمدار انگلیسی: وزیر امورخارجه و نحستوزیره وی با فرانسه یک اتحاد ضدروسیه منعقد کرد. (به نقل از: فرهنگ معین» جلا پنجم» ص ۷۷.
۱۱
دولت بهیّه در اين مدت در انجام آنها گفتوگو کردند. جوابی شافی و سودمند استماع نکردند و از جمله اين مطالب یکی این است که در عهدنامه مقرره آخرین که به توسط جناب مستر الس در سنه ۱۲۲۹ هجری سمت انعقاد یافت در فصل سیم و چهارم آن عهدنامه عهد و شرط شده است که هرگاه دولتی در نزاع و جدل با دولت علیّه ایران سبقت نماید سالی دویستهزار تومان وجه امدادی را به دولت علیه ایران کارسازی نمایند و سزاوار سبقت تجاوز نمودن از خاک متعلقه به خود و قصد ملک خارج از ملک خود کردن است.
نظر به مفاد اين دو فصل و سبقتی که از دولت بهی روسیه به خاک متعلقه ایران اتفاق افتاد, لازم است که دولت بهیه انگلیزه به ملاحظه حسن عهد از عهده وجه امدادی مدت منازعه دولت بهیّه روسیه با دولت علیه ایران برآید و دلیل بر اینکه تجاوز و سبقت از جائب دولت روس شده است این است که جناب جنرال پرملوف در سنه ۱۸۲۵ مسیحی مطایق سنه ۱۲۲۰ هجری عریضه به حضور خاقان مغفور سکنهالله فی محبوبه السرور عرضی کرده و در آنجا صراحتا اظهار نموده است که مخلص محض از روی هواخواهی و برای استحکام دوستی و یکجهتی به جههُ تفع ايران از طرف قراباغ جای وسیع و معمور و محصولات دهنده را که در میان رود قیای چای که جاوندر نیز میگویند و در رود کنک چای واقع است؛ پیشنهاد نمود و در عوض آن مخلص طلب میکند. قدری جای جزوی راکه در نزدگوگچه دنکیز در ولایت | یروان است و هیچ معموریتی ندارد و این کاغذ که بالفعل در دست است؛ دلالت صریح دارد بر اينکه دولت روس را در کنار گوگچه دنکیز موافق عهدنامه گلستان به هیچوجه حقی نبوده است.
مع ذلک قبل از آنکه سرحد بینالدولتین مشخص شود و این تمنای جترال یرملوف در این دولت مقبول افتد کنیاز سورشیمزف را با یک دسته تویخانه و یک فوج سالدات به کنار گوگچه دنکیز فرستاد و در آنجا بنای قلعهسازی گذاشت و به هیچوجه و بههیچج سخن دست ازتصرف آنجا برنداشت و میرزا صادق وقایعنگار برای رفع این غایله مأمور به تفلیس شد. آنهم جوابی با صواب نشیند. بهتر است موافق کاغذ جترال ولیمنف که در دست است صریح نوشت ما کنار گوگچه دنکیز را تصرف کردهايم و بدون حکم دولت
۱۱۳
پس نخواهیم رفت تا اینکه جنرال کیتاز ملشکوف به دربار خلافتمدار دولت علیه مشرف شد. کال رل وت چا که ما فد اش کاس سا ساختن قلعه را موقوف کرد. لکن قشون خود را از خاک متعلقه دولت علیه دور نکرد. بعد از اینکه اولیای دولت علیه یقین کردند که سپاه روسیه دست از این سبقت باز نخواهند داشت و در هنگام سلم صفت به خاک دولت علیه با اسباب حرییه از سالدات و توپ داخل شدهاند به اقتضای غیرت سلطنت و تلافی قشون به خاک روسیه فرستاد در اين صورت هیچ نسبت سبقت به اولیای این دولت نمیتوان داد و سبقت روسیه واضح و روشن است و مدت جنگ تا زمان صلح دولتین بهیتین ایران و روس و اخراج دو فصل سیم و چهارم از عهدنامه مبارکه وجه امدادی بهزمه [ذمه] اولیای آن دولت است و از حسن انصاف آن جناب متوقع که زیاده از اين مطلب را در عهده تعویق و تراضی نگذارند و مدت مزبور را معین فرموده؛ وجه امدادی را کارسازی نماپند یا آرای اصابت سرای آن جناب بدین تعلق یابد که باز به حقیقت این مطلب برسد به سفیر آن دولت بهیه که در این دولت علیه اقامت دارد؛ اختبار کلی دهند که با اولیای دولت علیه در اين باب گفتوگو کرده یا موافق قانون دوستی دلایل ثابته اولیای اين دولت علیه را رد نماید که باعث اسکات اولیای دولت علیه گردد یا اولیای دولت علیه حق خود را بر سفیر معزیالیه ثابت داشته احقاق حق کنند. زیاده از اين به آن جناب زحمت ندهد. چون لازم بود اظهار شد. تحریراً فی ۱۹ شهر ربیعالثانی سنه ۱۲۵۹* ظهر سند: سفارت انگلیس در باب اعانة نقدی دولت انگلیس به ایران هنگام جنگ ایران با دول دیگر.
# آرشیو اسناد وزارت امور خارجه, سال ۱۲۶۷۲ - ۱۲۵۶ ه.ق» صندوق ۵ پوشه ۳..
۱۱۴
شمار؛ سند: ۴۵
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرگرد سرجستن شیل) گیرنده: وزبر دول خارجه
موضوع: انگلیسیهای مدفوذ شده در جزیره خارک تاریخ: ۳ جمادیالاوك ,هقی
تفروابت
متن سند:
چناب جلالت ونبالت نصابا دوستان اعتضادا محبان استظهارا مشفقا مکرما
در باب انگلیسیهایی که در جزیره خارک مدفون میباشند جتاب جلاتمآب مکرم معظم حاجی مدتهاست به دوستدار وعده فرمودن که ملفوفه فرماتی از سرکار اعلیحضرت 5 آنها نشود تا به حال آن ملغوفه فرمان به دوستدار نرسیده است. لهذا بدان جناب جلالتمآب زحمت میدهد که در مقام یادآوری جناب جلالتمآب مکرم معظم حاجی رده که نب ماه فا وه خود نماد و موه وا زور را اس دوستدار دارند. زیاده زحمت نمیدهد. تحریراً ۳ شهر جمادیالاول سنه ,۱۲۶ ظهر سند: جناب حلالت ونبالت نصاب دوستان اععضادا محبان استظهاری مشفق مکرم و مهربان وزیردول خارجه دولت علیه رن مطالعهفرمایند
سجم مهر: جستن شیل.
* آرشیو اسناد وزارت امزر خارجه» سال ۱۲۶۲ - ۱۲۵۶ د.ق» صندوق ۵ پوشه ۰۲۸
۱۹۵
شمار؛ سند: ۴۶
فرستنده: امنای دولت انگلیس
گیرنده: فرمانفرمای هندوستان
موضوع: تعلیمات نظامی سربازان ایرانی و ارسال دوازد» هزار قبضه تفنگ به ایران تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۰ ه.ق]
نمره: ۵۳۸ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
سواد شرحی که امنای دولت بهیه انگلیس به فرمانفرمای هندوستان نوشتهاند
قبول کردیم خواهش نواب نایبالسلطنه عباسمیرزا را که در طی کاغذ مست رکمبل نوشته شده بود به تاریخ بیست و هشتم ماه جولای سنه ۱۵۳ عیسوی که چهار نفر سر کرده به غیر از کامنداد و آجودان که بیشتر مأمور بودند که به تعلیم و مشق سرباز ایران مشغول باشند» اگر تا حال نفرستاده امر بدون تأمل از راهی که مستر کمیل مشخص نموده, کسان قابل کاردان روانه نمایند. ما مضایقه از اخراجات آنها نداریم که متحمل شویم؛ لیکن از شاه توقع داریم که انضباطی در امر مملکت خود داده از اين بعد این اخراجات را از گردن ما بردارد و از دولت خود مادامی که در خدمت باشنده بدهد و چون امور لشکر و سپاه بیشتر با نواب نایبالسلطته است, لازم است که این خواهش ما را به نایبالسلطته برسانید. ولایت خمسه و همدان و کرمانشاهان علاوه بر آذربایجان در تصرف نایبالسلطنه است بدون آزار رعیت میتواند ارس ولایتها مراحل خوب نماید. به ما خبر نرسیده؛ هنوز که دوازده هزار قبضه تفنگ که در کاغذ بیست و هفتم دسمبر حکم دادیم که از برای سرکار نایبالسلطنه ارسال داریده بدون اینکه حال قیمت آن را
بخواهید رسانیدهاید یا خیر در کاغذ خود نایبالسلطنه که به ما نوشته اشاره فرموده که
۱1۹
اگر از دولت ما امدادی بخواهد و مضايقه شود از دولت روس امداد خواهد گرفت. ایلچی ما باید به طوری که موجب رنجش دولت ایران نشود حالی نماید که اگر دولت ایران خواسته باشد دوستی دولت ما را سست بگیرد یا بهم بزند. دولت ما لابدست که در ایزای این رفتار از طرف دیگر محافظت کار خود رانموده باشد. به شاهنشاه و نایب الساطنه باید حالی کند که قلباًطالییم که این دوستی که حال با دولت بهیّه ایران داریم روزبروز گرهتر و مستحکمتر سازیم. امدادهایی که تا حال به دولت ایران دادهایم» دلیل به راستی و صدق ماست و دل خود را به اين اعتقاد خوش داریم که دولت ایران نیز مثل ما طالب این دوستی میباشد. زیاده چه زحمت. ایام مستدام باد.* حاشیه: یت شد.
ظهر سند: سواد مطابق اصل است.
*: آرشیو اسناد وزارت امورخارجه, سال ۱۲۵۱ - ۱۲۵۰ ه.ق» صندوق ۲ پوشه ۵.
۱۰
شماره سند: ۴۷
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (جان کمبل) گیرنده: صدراعظم ایران (قائممقام فراهانی) موضوع: ارسال دوازده هزار قبضه تفگ به ایران تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۱ ه.ق]
نمره: ۱۵۹ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
مخلصان استظهارا دوستان اعتضادا مشفقا
بعد از مرخصی از خدمت با رفعت عالی یوم هشتم شهر جمادیالثانی وارد دارالخلافه و روز بعد شرفیاب حضور مهر ظهور اعلیحضرت شاهنشاهی و مورد اللفات و مراحم بیکران گردید. در باب دو هزار قیضه تفنگ فرمایشی کارگزاران سرکار اشرف والامراتب را به اولیای دولت بهیه عرض و از طرف قرینالشرف اعلیحضرت شاهنشاهی امر و مقرر شد که امنای دولت علیه حجت از مخلص گرفته دو هزار قبضه تفنگ را تحویل کسان مخلص نمایند.
چون مخلص مستعجلاً روانه دارالساطنه تبریز بو با اولیای دولت قراردادی که بعد از ورود به تبریز چندی بعد یک نفر شهروند روانه دارالخلافه ساخته که تفنگها را از جبهخانه مبارکه سرکار شهریاری تحویل گرفته در عمارت خود مخلص انبار نماینده تا از کارگزاران والا حکم برسد. مقارن ورود به تبریز شرحی از امنای دولت بهیه انگلیس رسید که حکم صریح به جناب فرمانفرمای هندوستان داده شده که دوازده هزار قبضه تفنگ سربازی و چهار نفر سرکرده قابل کاردان به غیر از کارمنداد سرمنصب مرحم
میجر هارت بزودی روانه ایران نموده که در سرکار اشرف وال مشغول خدمت باشند. از
۱
قرار تاریخ شرح مزبور در اين زودیها تفنگ سرکاری با سرکردگان وارد اين دولت بهیه خواهد گردید. بنابراین دیگر صلاح نیست که تفنگ کهنه شکسته از جبهخانه پادشاهی گرفته؛ تفنگ تازه داده شود. دیگر آنجناب مختار است اگر میفرمایند اعلام تا از سرکار پادشاهی گرفته شود. در باب اخراجات و بارگیر تفنگها دستورالهمل درستی مرقوم فرمایند که دیگر تعویق و تأخیر رو ندهد و به زودی از راه بغداد وارد دارالسلطنه تبریز شود. شرح مزبور را ترجمه نموده در جوف ذریعه ارسال داشت که به نظر مبارک والا برسانند. عریضه هم به حضور اشرف والا عرض شده خواهند رسانید. پادشاه ذیجاه انگلیس منصب بزرگ برونت به والا مخلص عنایت و مرحمت شده از آنجا که آن جناب را با مخلص کمال مرحمت و محبت هست البته از اين خبر مسرت اثر مسرور و مشعوف خواهند گردید. استدعا آن است که بزودی دستورالعمل دوازده هزار قبضه تفنگ را ارسال فرمایند که معطلی رو ندهد. زیاده چه زحمت دهد. ایام الطاف
حاشیه: ثبت شد.
دولت قاهره ایران مشرف باد. سجم مهر: جان کمبل
* آزشیو اسناد وزارت امورخارجه سال ۱۲۵۰-۱۲۵۱ ه.ق» صندوق ۰۲ پوشه ۲۷.
۱۳۲
شماره سند: ۴۸
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: وزیرمختار انگلیس (سرجان کمبل) موضوع: ارسال تفنگها به بندر ابوشهر تاریخ: ندارد [ ۱۲۵۱ ه.ق]
نمره: ۱۶۲ [مندرج در ظهر سند ]
متن سئد:
رقعه جناب سامی واصل گشت. در باب سه هزار تفنگ که نوشتجات دوستدار ترجمه نموده و خود نیر شرحی به جناب فرمانفرمای هند نوشته؛ فرستادهاند که حسبالحکم دولت بهیه انگلیس معمول دارد.
مراتب را عرضه حضور آفتاب ظهور اقدس شاهنشاه اسلاپناه ابدالله عیشه و ابد جيشه داشت؛ فرمودند که مراسم دولتخواهی و مصلحتاندیشی جناب ایلچی بزرگ بر روی اقدس همایون ما پوشیده نیست و تخواهد بود. اما چون تفنگهای سابق را به بصره برده بودند» ممکن است که باز حمل به آنجا نمایند. ایبلچی بزرگ شرحی به کارگزاران هند قلمی دارند که تفنگها را در بندر ابوشهر پفرستند. یقین است که آن جناب از قرار فرمایش علیه شاهانه معمول خواهد داشت.*
* آرشیو استاد وزارت امورخارجه» سال ۱۲۵۰-۱۲۵۱ هدق» صندرق ۲ پوشه ۲۷.
۱۳۳
شماره سند: ۴۹
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: وزیرمختار انگلنس (سرهنری الیس)
موضوع: در باب تحویل نه هزار قبضه تفنگ باقیمانده به دولت ایران تاریخ: ۲۵ ذیالقعده ۱۲۵۱ ه.ق
نمره: ۲۵۲ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
رقعه شما که در باب نه هزار تفنگ بقیه دوازده هزار تفنگ که به آن تفصیل نگارش داشته بودید» مراتب را به خاکپای اعلیحضرت شاهنشاه روحنا فداه معروض داشت. فرمودند موافق سواد کاغذی که اولیای دولت بهیه انگلیز به فرمانفرمای هند نوشتهاند» عالیجاه سرجان کمبل ایلچی سابق آن دولت به دفترخانه همایون سپرده نه هزار قبضه تفنگ بقیه دوازده هزار را حق خود میدانیم. بعد از آنکه تفنگها تحویل جبهخانه مبارکه شد» اگر دولت سنیه انگلیز مطالبه قیمت بکند حق خواهد داشت. آن جناب که ایلچی بزرگ مخصوص آن دولت است نظر به مراسم دولتخواهی و مواحدت دولتین علیّن چنانکه در رئعه خود قلمی داشتهاند شرحی به جناب فرمانفرمای هند تحریر کنند که به زودی زود نه هزار قبضه تفنگ را روانه بندر ابوشهر نمایند. زیاده چه تصدیع دهد.
تحریراً فی ۲۵ شهر ذیالقعده سنه ۱۲۵۱*
آرشیو اسناد وزارت امورخارجه. سال ۱۲۵۱ - ۱۲۵۰ ه.ق: صندوق ۲ پوشه ۲۷
۱۳۴
شماره سند: ۵۰
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: وزیررمختار انگلیس (سرهنری الیس) موضوع: در باب تحویل نه هزار قبضه تفنگ تاریخ: ۱۱ ذیالحجه ۱۲۵۱ ه.ق
نمره: ۲۳۲ [مندرج در ظهر سند ]
متن سند.
جناب جلالت نصابا محبان استظهارا دوستان اعتضادا مشفقا
دیروز به خاکبای جواهرآسای اعلیحضرت شاهنشاه اسلاپناه ابدالله عيشه و ابد جيشه مشرف شدم. در باب سه طغرا مراسله که اول به خصوص پنجاه هزار تومان بقیه وجه اخراج دو فصل نوشته شده و دویم به جهت وجه آمداد که موافق دو فصل عهدنامه و تجاوز روسیه برذمه اولیای دولت بهیه انگلیس وارد میآیده قلمی گردیده و سیم در باب نه هزار تفنگ که جناب فرمانفرمای هند موافق حکم دولت سنیه انگلیس میبایست بدهد تحریر يافته از چارک ارادتگستر خود پرسش فرمودند که چرا در اين مدت به طول انجامیده است. دوستدار جوابی که شایسته عرض باشد پیدا نکرد؛ لهذا به تحریر این مراسله مصدع اوقات گردید که جواب نوشتههای مزبور را قلمی دارند که به خاکپای جواهرآسای شاهنشاهی عرض شود.
تحریراً فی ۱۱ شهر ذیالحجه سنه ۱۲۵۱*
حاشیه: درست است.
* آرشیو اسناد وزارت امورخارجه سال ۱۲۵۰-۱۲۵۱ ه.ق» صندوق ۲ پوشه ۲۷.
۱۳۵
شماره سند: ۵۱
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرهنری الیس) گیرنده: وزیر دول خارجه
موضوع: مطالبه هزینه تفتگهای ارسالی به ایران تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۱ ه.ق]
نمره: ۴۹۸ [مندرج در ظهر سند]
متن ستد:
مخلصان استظهارا محبان ملا ذا مشفقا
مراسله که در باب نه هزار قبضه تفگ که از دوازده هزار تفنگ که حسب الحکم دولت بهیه انگلیز به عهده فرمانفرمای هند مقرر شده بود؛ ارسال داشتند نگارش رفته بود واصل شد واز مضمونش مستحضر گردید. لهذا اظهار میشود که مخلص از دفاتر سفرای دولت بهیه انگلیز چنان مشخص نمود که نواب نایبالساطنه ستفور خواهش هشت هزار تفنگ از اولیای دولت بهیّه انگلیز فرمودند به شرط آنکه قیمت تفنگ مزبور را بعد از مدت سه سال مهمسازی فرمایند. امنای دولت بهیه انگلیس از آنجا که کمال مالفت و اتحاد با نایب الخلافه مبرور داشتند خواهش مزیور را قبول کردند و حکم به کارکنان هندوستان دادند که دوازده هزار تفنگ ارسال مملکت ایران نمایند. و بعد از تسلیم تفنگهای مزبور فیالفور مطالبه قیمت آن را نتمایند. کارکنان ممالک هندوستان سه هزار از آن دوازده هزار ارسال داشتند. بعد از آن که مدتی در بغداد ماند» تحویل امنای دولت قاهره نمودند. بعد از انقضای مدت سه سال که آن سه هزار تفتگ را از هند ارسال داشته بودند» مستوفی فرمانفرمای هند شرحی به عالیجاه کمبل صاحب نگاشته بود که مطالبه قیمت سه هزار تفنگ را از اولیای دولت قاهره ایران نماید و مترجم آن و نوشته آن
۱۳۶
بود که مخلص سابقًبه نظر امنای دولت قاهره رسانید و حال مخلص سراد مراسله آن جناب راکه در هر باب نه هزار تفنگ قلمی داشتهاند ارسال نزد فرمانفرمای هند خواهد ساخت و جناب فرمانفرمای هندوستان البته کمال سعی و اهتمام را خواهد نمود که خواهش امنای دولت قاهره را به عمل آورد و هم حکم اولیای دولت بهیه انگلیز را معمول دارد. ایام الطاف مستدام باد.*
ظهر سند: جناب جلالت نصاب مخلصان اعتضادی وزیر دول خارجه مفتوح فرمایند.
# آرشیو استاد وزارت امورخارجه, سال ۱۲۵۰-۱۲۵۱ ه.ق» صندوق ۲» پوشه ۱۰.
۱۳۷
شماره سند: ۵۲
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرهنری الیس)
گیرنده: وزیر دول خارجه (میرزا مسعودخان انصاری) موضوع: مطالبه هزینه سه هزار قبضه تفنگ تحویلی به ایران تاریخ: ۱۰ محرم ۱۲۵۲ ه.ق
نمره: ۱۱۷۵ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
مخلصان استظهارا محبان اعتضادا مشفقا
در نوزدهم شهر ذیحجه مطابق ششم ماه اپرل عیسوی مراسله از فرمانفرمای هندوستان به مخلص رسید. در آن مراسله اظهار داشته بودند که مخلص خواهش قیمت سه هزار قبضه تفنگ را از اولیای دولت قاهره بنماید. قیمت تفنگهای مزبور با سایر اسباب که تحویل امنای دولت علیه شده است مبلغ هشتاد و دو هزار و یک صد و یک روپیه است. این مراسله مطابق نوشتهای است که جتاب فرمانفرمای هندوستان به مخلص نگاشته است که به امنای دولت قاهره اظهار داشت که در اين باب فرمایش اولیای دولت قاهره چه خواهد شد. فی شهر محرمالحرام سنه ۱۲۵۲* ظهر سند: جتاب فخامت و جلالت نصاب مخلصان استظهاری وزیر دول خاربجه مفتوحفرمایند. سجع مهر: ایلچی بزرگ مخصوص و مشیر مشورتی خاص پادشاهی هنری الس
* آرشیو اسناد وزارت امورخارجه. سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۳ پوشه ۷
۱/۸
شماره سند: ۵۳
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: وزیرمختار انگلیس (سرهنری الیس) موضوع: مطالبه هزینه تفنگهای ارسالی به ایران تاریخ: ۱۱ محرم ۱۲۵۲ ه.ق
هت
متن سند:
مراسله آن جناب که به تاریخ ۱۰ شهر محرمالحرام قلمی داشته بودید واصل شد در آن اظهار کرده بودید که جناب فرمانفرمای هندوستان موافق یک طفرا مراسله که به تاریخ نوزدهم شهرذیالحجه به آن جناب رسیده, ادعایقیمت سههزار تفنگکرده است و فرمایش اولیای دولت فاهره را استطاع کرده بودید. امر قدر قدر اعلیحضرت شاهنشاهی روحنا فداه این است که اولیای دولت بهیه انگلیس به جناب فرمانفرمای هند امر و مقرر داشتهاند که دوازده هزار قبضهُ تفنگ برای دولت علیه ایران ارسال دارد و الحال قیمت مطالبه نکند. نظر به آن فرمایش فرمانفرمای هند را قبل از تسلیم دوازده هزار قبضه حقی نخواهد بود که قیمتی مطالبه نماید مگر اينکه از جانب اولیای دولت بهیه انگلیز مجدداً فرمایش ناسخ نگارش اول به او بشود یا اظهاری به امنای دربار ما یکنند. زیاده چه اظهار دارد. تحریراً فی ۱۱ شهر محرمالحرام سنه ۱۲۵۲*
حاشیه: درست است.
# آرشیو اسناد وزارت امورخارجه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۳ پوشه ۶
۱۳۹
شمار؛ سند: ۵۴
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: وزیرمختار انگلیس (سرهنری الیس)
موضوع: مأموریت سرتیپ برجیس در باب ابتیاع وسایل حربیه از انگلیس تاریخ: ۲۲ محرم ۱۲۵۲ ه.ق
لوف
متن سئلد:
جناب جلالت نصابا محبان استظهارا دوستان اعتضادا
اعلیحضرت قدر قدرت شاهنشاه اسلامپناه ایدالله جیشه و ابد عيشه عالیجاه رفیع جایگاه عمدةالاعیان المسیحیه مستر برجیس را گماشته خود فرمودند که اسبابی که برای دولت علیه ضرور باشد در مملکت انگلیس ابتیاع نماید و متوجه انجام خدمات مزبوره گردد. چون اخبار این مطلب به آن جناب لازم بود اعلام شد و مصدع گردید.
تحریراً فی ۲۲ شهر محرمالحرام سنه ۱۷۵۲*
حاشیه: درست است.
* آرشیو اسناد وزارت امورخارحه, سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۱۳ پوشه ۶
۱۳۰
شماره سند: ۵۵
فرستنده: وزیر دول خارجه
گیرنده: سفارت انگلیس
موضوع: عدم اخذ حقوق گمرکی از مستر برجیس تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۲ ه.ق]
و
متن سند:
هو عالیجاها عزت و سعادت پناها ارجمندا
این اوقات که موکب همایون با تشکری که حساب آن در حوصله وهم نگنجد به انتظام امور سمت شرقی نهضتفرما بوده عالیجاه بلند جایگاه درایت و فطانت اکتناه عمدةالاعیان المسیحیه سرتیپ برجیس انگلیس را به امور به انجام پارهای [ای] خدمات و خریدن تفنگ و بعضی از اسباب حربیه به مملکت انگلیس روانه فرمودند میباید آن ارجمند در هر باب مراقب بوده نوشتجاتی که در سفارش عالیجاه مشارالیه به رجال دولت علیه نوشتهايم برساند و در وقت آوردن تفنگ و سایر فرمایشات قبله عالم روحنا فداه مواظب باشد که در گمرک و سایر حقوق دیوانی آنجا معاف باشد. البته در اين باب غفلت ننماید و لازمه رعایت و حمایت از عالیجاه مشارالیه نماید که از آن ارجمند راضی و خشنود باشد و پیوسته حالات سلامتی خود را با مهماتی که باشد, اعلام دارد.*
# آرشیو اسناد وزارت امورخارجه. سال ۱۲۵۵ - ۱۲۵۴ د.ق: صتدوق ۴ پوشه 4.
۱۳۱
شماره سند: ۵۶
فرستنده: سفارت انگلیس
گیرنده: وزیر دول خارجه
موضوع: حمایت و جانبداری از مستر برجیس تاریخ: ۲۳ محرم ۱۲۵۲ ه.ق
نمره: ۳۵۵ [مندرج در ظهر سند]
متن ستد:
مخلصان استظهارا محبان اعتضادا مشفقا
مراسله آن جناب رسید. از مضمونش کمال آگاهی و استحضار حاصل نمود. اینکه اعلیحضرت قدر قدرت شاهنشاهی عالیجاه مستر برجیس را گماشته خود فرمودند به جهت ابتیاع نمودن اسبابیکه برای دولت علیه ضرور باشد از مملکت انگلیز خریداری نماید؛ مخلص در این باب اطمیتان کامل دارد که چون امنای دولت بهیه انگلیس هميشه طالب پیشرفت و استحکام دولت قاهره ایران میباشند در هر خصوص جانبداری و حمایت عالیجاه مستر برجیس را خواهند کرد که خدمات این دولت ابد مدت که مرجوع به او میشود به خوبی صورت انجام پذیرد. زیاده چه تصدیع دهد. ایام الطاف مستدام باد.
فی ۲۳ شهر محرم سنه ۱۲۵۲*
ظهر سند: جناب مخلصان استظهاری وزیر دول خارجه مفتوح فرمایند.
آرشیو اسناد وزارت امورخارحه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ هدق» صندوق ۰۳ پوشه ۱۵.
۱۳۲
شماره سند: ۵۷
فرستنده: س
گیرنده: س
موضوع: قرارداد مربوط به ابتیاع اسباب حربیه توسط سرتیپ برجیس و چگونگی پرداخت هزینه ان
تاریخ: ۲۵ صفر ۱۲۵۲ ه.ق
نمره: ۱۰۷۲
متن سند:
قرارداد شد مابین جناب میرزا مسعود وزیر امور دول خارجه از جانب سیّی الجوانب اعلیحضرت شاهنشاه فلک دستگاهایران و علیجاه مستر برجیس انگلیس به این نح که در فصول مرقومه قید شده است. اولا؛ عالیجاه مستر برجیس معادل بیست و پنج هزار تفنگ انگلیسی یا سرنیزه موافق نمونه که به مهر طرفین رسیده که یکی در نزه جتاب وزیر دول خارجه خواهد ماند و یکی در نزد عالیجاه مستر برجیس می فروش.
ان قیمت سی و پنجهزار تفنگ به توسط اولیای دولت علیه ایران هر قبضه سب تومان رایج دیوان به اين تفصیل که کشور ستانی عددی نه هزار به وزن هیجده نخود و صاحبقرانی عددی یک هزار دیناربه وزن؛ سی نخود داده خواهد شد.
لته قیمت سی و پنجهزار تفنگ مرقومه فوق هفتاد و پنج هزار تومان میشود و منقسیم میشود به سه قسط و هر قسط پیست و پیج هزار تومان است و سی و بنج هزار تومان قسط اولیننقد داده خواهد شد. بیست و پنج هزارتومان قسط ثانی وقتی که از بالیوز دولت بهیه انگلیس مقیم طرپزوند به امنای دولت علیه ایران کاغذ پرسد که بیست و پنجهراز تفنگ وارد طرپزوند شد» داده خواهد شد و بیست و پنجهزار تومان قسط قالت در وقتی که ایلچی دولت بهیه انگلیز به امنای دولت علیهایرناعلام کرده که پیست
و پنج هزار تفنگ وارد تبریز شد. همان وقت داده خواهد شد.
رایع پیست و پنج هزار تومان قسط اولین به این نحو خواهد بود که نقد داده خواهد شد یا جنسی به قیمت عادله بازاریاب تاجر که عالیجاه مستر برجیس قبول نماید داده میشنوو:
خامسا اين دو قبضه تفنگ نمونه ممهور خواهد شد به مهر جناب وزیر دول خارجه میرزا مسعود و عالیجاه مستر برجیس و هر کدام از صاحبمنصبانی که اولیای دولت قاهره ایران مقرر فرمایند.
سادساء اگر بیست و پنج هزار تفنگ مرقومه که از مملکت انگلیسی حمل کشتی میشود تا به ورود سرحد ممالک ایران معیوب شود یا مفقود گردد در عهده عالیجاه مستر برجیس خواهد بود. اما بعد از گذشتن از سرحد ایران اگر پیست و پنج هزار تفنگ به زور برده شود در عهده دولت علیه ایران خواهد بود.
سابع این قارددباید از جانیین به انجام رسد به تعجیل و درستی که مستلزم شرط و فرارداد صحیح است» به تاریخ پیست و پنجم شهر صفر المظفر سنه ۰۱۲۵۲ مطابق ۶ سال عیسوی.*
# آرشیو اسناد وزارت امورخارجه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۳ پوشه ۷
۱۳۴
شماره سند: ۵۸
فرستنده: وزیر دول خارجه
گیرنده: ناظر امور خارجه دولت روم
موضوع: عدم مطالبه گمرک از آلات و ادوات حربیه تاریخ: ندارد [احتملاً ۱۲۵۲ ه.ق]
نمره: ۸۴۷ [مندرج در ظهر سند]
متن سئد:
ناظر امور خارجه دولت روم
نظر به کمال شوق قلبی و میل باطنی بر ذمت همت دوستی لازم میشمارد که پیوسته به تحریر صحایف دوستانه پرداخته بتیان مصافات را مشید و مرصوص دارده لهذا اکنون که ملتزم رکاب نصرت انتساب شاهنشاه اسلامپناه ادالله جيشه و ابد عيشه عازم بلاد شرقی ممالک محروسه بود و عالیجاه بلندجایگاه مستر برجیس انگلیس از رکاب اقدس مرخص و صوب خدمت آنجناب را عزیمت نمود به حفظ قواعد الفت و شرایط رسوم مودت به نگارش این صحیفه پرداخت و در طی آن مرفوع میدارد که چون پاره [ای] اسباب حربیه و تفنگ غازیان منصوره اسلامیه را ضرور بود. عالیجاه مشارالیه را که در افواج قاهرهمنصب سرتیبی دارد مأمور شد که به انگلیس رفتهء اسباب مزبوره را اتیاع کند. چون اسباب مزبوره را در معاودت از خاک متعلقه آن دولت علیه حمل و نقل مینمایند به اقتضای کمال مواحدت دولتین علیتین از آن جناب متوقع است که کمال رعایت و حمایت از عالیجاه مشارالیه فرموده به حکام و مباشرین ولایاتی که عالیجاها مشارالیه فرموده به حکام و مباشرین ولایاتی که عالیجاه مشارالیه عبور میتماید قدغن
شود که متعرض نشده مطالبه گمرک و راهداری از اسباب حرییه مصحوبی عالیجاها
۱۳۵
مشارالیه نتمایند و در عرض راه مراقب باشند که اسباب مصحوبی او به سلامت به مقصد برسد. زیاده چه نگارش نماید. طریقه امتعه مژالفت ورود او را مقتضی آن است که همواره خاطر دوستان را از نگارش حالات و ارجاع مهمات خوشوقت و مسرور دارند * ۱ ظهر سند: نمره سی و ششم کاغذ وزیرامورخارجه به جناب ناظر امورخارجه در باب ادوات و آلات حرییه که برجیس نوکر ايران میآورد مطالبه گمرک ننمایند.
# آرشیو اسناد وزارت امورخارجه, سال ۱۲۵۱ ۱۲۵۰ ه.ق: صندوق ۲ پوشه ۲.
۱۳۶
شماره سند: ۵٩
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: اسعد پاشا (سرعکسر ارزنةالروم)
موضوع: درخواست عدم مطالبه گمرک از اسباب حربیه ابتیاعی توسط مستر برجیس در کشور عثمانی
تاریخ: جمادیالاول ۱۲۵۲ ه.ق
نمره: ۱۰۷۹ [مندرج در ظهر سند]
متن ستل:
جناب جلالت وتبالت نصابا مجدت و فخامت انتسابا فصلت سعادت
بعد از بعد فیض «سحبت دوستان را از خاطر فراموش فرموده به ارسال کتابی و صدور خطابی به اروپ ننمودهانده لکن از این طرف اتفاق نیفتاده که کسی عازم صوب حضور باشد؛ دوستدار خا مرش بنشیند و به مکاتبه, مکالمه عامیانهنتماید. چنانچه, در این وفت که عالیجاه بلند جایگناه مستر برجیس انگلیس عازم خدمت بود به حفظ قواعد آنجا و به تحریر این صحیفه الوداد پرداخت که انشاءالله تعالی با حال حسب التمنای دوستان به صحت و سلامت به مانصد رسیدهاند و از تعب سفر آسایش فرمودهاند و هرگاه از راء محبت مستفیذ حالات دوستدار باشند بحمدالله تعالی در التزام رکاب اقدس سلامتی حاصل و اوقات را مصروف خدمتگزاری اعلیحضرت شاهنشاه جهانپناه روحنا و روحالعالمین فداه د ارد و خدمت آن جناب زحمت میدهد که چون فدوی تفنگ و اسباب حربیه برای سپاه منصوره اسلامیه ضرور بوده عالیجاها بلند جایگاه زبدة الاعیان المسیحیه سرتیپ ؛یرجیس انگلیسی را که در سلک چاکران نظام نتظام دارد مأمور به
۱۳۷
مملکت انگلیس فرمودند که از آنجا ابتیاع نماید و چون از راه اسلامبول حمل مینماید نظر اکمال یگانگی فیما بین دولتین علیتین و تقویت سپاه اسلام از آن جناب متوقعم که کمال رعایت و حمایت از عالیجاه مشارالیه فرموده؛ نگذارند که مباشرین گمرکخانه چیزی مطالبه نمایند و از همه حقوق دیوانی معاف بوده؛ احکامی که در سفارش او لازم باشد به حکام تبریز و ارزنةالروم برای عالیجاه مشارالیه صادر نمایند. زیاده چه تصدیع دهد. متوقع اینکه پیوسته خاطر دوستان را از نگارش حالات سعادت آیات وارجاع هرگونه مهمات خوشوقت و مسرور دارم.
شهر جمادیالاول ۱۲۵۲*
حاشیه: خیلی خوب است.
# آرشیو اسناد وزارت امورخارحه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق. صندوق ۰۳ پوشه ۷.
۱۳۸
شماره سند: ۶۰
فرستنده: وزارت دولت خارجه
گیرنده: یکی از مأمورین دولتی
موضوع: مأموریت مستر برجیس در باب خرید اسباب حربیه و عدم مطالبه حقوق گمرکی از مشارالیه در کشور عثمانی
تاریخ: ۴ جمادیالاول ۱۲۵۲ ه.ق
نمره: -
متن سئل:
عالیجاها رنیع جایگاها عزیزا ارجمندا
مدتی است نوشته از آن ارجمند نرسیده است و اطلاعی از گزارشات آن صفحات تداریم. در این اوقات که در رکاب ظفرمآب اقدس شاهنشاهی روحنا و روحالعالمین فداه روانه صفحات خراسان بودیم لازم آمد که به تحریر این نوشته پردازیم که عالیجاه بلند جایگاه رشادت و جلادتپناه سرتیپ برجیس انگلیسی را سرکار اقدس شاهنشاهی روحنا فداه مأمور و روانه مملکت انگلیس فرمودند که در آنجا رفته تفنگ و پاره [ای] از اسباب حربیه بتیاع نماید. پاره [ای] نوشتجات در سفارس عالیجاه مشارالیه به جناب اسعدپاشا نوشتهايم» آنها را بهاتفاق عالیجاه مشارالیه برده برساند و کمال رعایت و حمایت از عالیجاه مشارالیه نماید که در آنجا در اين باب فرمایشات قبله عالم روحنا فداه از باب گمرک و عشرها چیزی مطالبه نشود و طریقی رفتار نماید که عالیجاه مشارالیه از آن ارجمند راضی و خشنود باشد و نوشته حالات سلامتی خود را با جهاتی که باشد اعلام دارد. حاشیه: درست است. ۴ شهر جمادیالاول سنه ۱۲۵۲*
* آرشیو بو اسناد وزارت امورشارجه سال ۱۲۵۲ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۰۳ پوشه ۶
۱۳۹
شماره سند: ۶۱
فرستنده: وزیر دول خارجه (میرزا مسعودخان انصاری)
گیرنده: وزیر دول خارجه انگلیس (لرد پالمرستون)
موضوع: مأموریت مستر برجیس در باب ابتیاع اسباب حربیه و تعلیم نظامی عساکر ایرانی
تاریخ: ۵ جمادیالاول ۱۲۵۲ ه.ق
نمره: ۲۱۴ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
جناپ جلالت ونبالت نصاب وزارت و کفالت انتسابا محبان دوستا مشفقا
چون به اقتضای کمال مواحدت دولتین علیتین بر منسبان جانبین لازم است که با یکدیگر رسوم مصافات و مواخات را مرعی داشته به نگارش مراسلات دوستانه پردازند. در این وقت که مستر برجیس برای تقدیم بعضی خدمات مأمور آن صوب بود؛ به تحریر این صحیفه پرداخت و در طی آن اظهار میشود که قدری تفنگ و دیگر اسباب حربیه برای عساکر منصوره ضرور بود و تقدیم این خدمت به عهده اهتمام عالیجاه مشارالیه مفوض شده امر و مقرر گردید که این خدمت را در مملکت انگلیس به انجام برساند. چون بحمدالله تعالی دولتین علیتین با کمال محبت در حکم واحداند. اولیای این دولت علیه اعتماد کلی دارند که امنای آن شوکت بهیه در اجرای امور متعلقه این دولت لازمه اهتمام و اعتنا ظاهر خواهند کرد و کذلک مستر برجیس را چندانکه باید تقویت و ۰ حمایت خواهند فرمود که خدمات محوله به زودی و خوبی قرین اتمام کند و نظر به اينکه مشارالیه بعد از مراجعت از این سفر در صاحبمنصبان عساکر منصوره خدمت خواهد کرد؛ او را مرخص خواهند نمود که فشنگ هوایی و سایر فنون جنگ تازه رسم
شده تعلیم گیرد و در معاودت به عساکر منصوره بیاموزد. در باب مطالباتی که اين دولت علیه از آن شوکت بهیه دارند و مستندات معتبره در دست است و با جناب مستر الس در خصوص آنها گفتوگر شده است. الیته الی الان تفصیل آن به عرض امنای دولت بهیه رسیده است. از آن جمله پنجاه هزار تومان تتخواهی است که سرجان مکدانلد ایلچی سایق آن دولت حجت سپرده است و جناب مستر الیس حقیقت آن را متقبل شده به ملاحظه اینکه اولیای دولت قاهره را تتخواهی در آنجا ضرور بود که فرمایشات شاهانه را به انجام برساند؛ بناء علی ذلک سواد حجت مزبوره را به عالیجاه مستر برجیس سپردند که از بابت آن تتخواه خدمات محوله را صورت انجام دهد. يقین است که آن جناب در وصول و ایصال تتخواه مزبوره لازمه دولتخواهی را به عمل خواهند آورد که عالیجاه مشارالیه خدمات محوله را به زودی تقدیم کرده معاودت سرکار ظفرمآب همایونی نماید که باعث مزید دوستی و اتحاد اين دو شوکت قویبنیاد خواهد بود. زیاده چه تصدیع دهد. مترقع اینکه پیوسته دوستان را به ارسال مراسلات و ارجاع مهمات خوشوقت دارند.
حرره شهر جمادیالاول سنه ۴۱۲۵۲
ظهر سند: وزیر دول خارجه دولت بهیه انگلیز
آرشیو اسناد وزارت امورخارجه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۳ پوشه ۶
۱۴۱
شماره سند: ۶۲
فرستنده: چارلز برجیس
گیرنده: وزارت دول خارجه
موضوع: تعهدنامه مستر چارلز برجیس تاریخ: ۷ جمادیالالول ۱۲۵۲ ه.ق تمره: ۱۰۸۷ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
من که مستر برجیس انگلیس هستم متعهد میشوم که در باب پنجاه هزار تومان که اولیای دولت علبه ایران مرا مأمور فرمودهاند از امنای شوکت بهیه انگلیز از قرار حجت مستر جان مکدانلد دریافت کنم. هرگاه مبلغ مزبور را به من بدهنده من سالی ده یک نفع به کارگذاران دیوان دادنی باشم. با تمام تفنگ سربازی که از قرار قرارنامه فروختهام ببه تبریز برسانم و محاسبه خود را مفروغ کنم و این حروف رسیل تعهدنامه قلمی شد. تحریراً فی ۷ جمادیالاول ۱۲۵۲* سجع مهر: چارلز برجیس ظهر سند: نوشته مستر برجیس انگلیسی مورخه سنه ۱۲۵۲ هجری
* آرشیو اسناد وزارت امورخارحه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۷۲ ه.ق» صندوق ۳ پوشه ۷
۱۴۲
شماره سند: ۶۳
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرهنری الیس)
گیر نده: صدراعظم ایران (حاج میرزا آفاسی)
موضوع: تقاضای واگذاری مسکن جهت اقامت دو صاحبمنصب انگلیسی تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۲ ه.ق]
نمره: ۳۴۰ [مندرج در ظهر سند]
متن سئد: مخلصان استظهارا اعتضادا مشفقا
حال قریب سه ماه است که عالیجاه مستر فرنت " وارد شده و هنوز جای و منزلی برای او و شهروندان معلوم نشده است و دو سه مرتبه هم مخلص در این خصوص به امنای دولت همایون پادشاهی اظهار نمود» جوابی نرسید. در فنصل سیم عهدنامه مبارکه در این باب نوشته شده است که خانه در شهر به صاحبمنصبان انگلیز بدهند و در رقم مبروز نایب الخلافه که به عالیجاه کمبل صاحب مرقوم فرموده بودند در آنجا هم قرار داده شده
۱. فرانت» سرهنگ فرانسیس (۳2۵0۵[8 اععمامت راطهتته۳) مرگ: ۱۸۶۸ (۱۲۸۵ ه.ق).
مأمور حکومت هند در ایران جهت سازمان دادن به تیروهای سوارنظام فتحعلیشاه در 2۱۸۲۳ (۱۲۴۹ ه.ق). وی به خاطر کمک به محمدشاه در تصاحب تخت سلطنت موفق به دریافت نشان درحه دو شیر و خورشید شد. دبیر خصوصی سرجان مکنیل فرستاده بریتانیا در ۱۸۳۷ م (۱۲۵۳ ه.ق) و یکی از همراهان ری در مسافرت به هرات در ۱۸۳۸ م (۱۲۵۴ د.ق). دریافت نشان درجه یک شیر و خورشید به خاطر سوابق خدمت در ایران. فرمانده موفت اسکورت هیأت دیپلماتیک در دسامبر ۸۱۸۶۴ (۱۲۶۰ ه.ق)؛ عضو هیأت مأمور از طرف جاستین شیل برای شرکت در کمیسیون ارزروم به منظور بررسی اختلاغات ایران و عثمانی از چهاردهم اکتبر ۱۸۴۲ م (۱۳۵۸ ه.ق). وی به مجرد ورود از طرف سراستراتفورد ردکلیف سفیر انگلیس در قسطنطنیه, مأمور تهیه گزارشی دربارةُ کشتار ساکنان ایرانی به دست سربازان عشمانی به فرماندهی نجیب پاشا. کاردار از بیست و یکم اکتبر ۱۸۴۷ ۸ (۱۲۶۴ ه.ق) تا اواسط اکتبر ۸۱۸۴۹ (۱۲۶۶ ه.ق) که به منظور ملاقات با جاستین شیل و سپس خروج از ایران عازم تبریز شد. وی در ۱۸۴۸ م (۱۲۶۵ ه.ق) به مناسبت جلوس ناصرالدین شاه به تخت سلطنت موفق به دریافت تمثال شاه گردید.
(به نقل از: رابینوه لویی؛ پیشین» صص ۷۶ ۷۷).
۱۳
است. رقم مزبور را ارسال داشت که به نظر آن جناب برسد. توقع آنکه مراتب را معروض رأی اعلیحضرت شاهنشاهی دارند که امر و مقرر فرمایند که جای و مکانی برای مستر فرنت و شهروندان مشخص گردد و هرگاه خانه ممکن نشود کرایه خانه را مرحمت فرمایند که خود ایشان خانه از برای خود پیدا نمایند و چنانچه رأی کارکنان و دربار همایون پادشاهی به هیچیک قرار نگیرد. جوابی بقرمایند که خود ایشان از برای خود فکری نمایند. الا حال شهروندان در خانه مخلص نشستهاند و به این جهت از آدمهای مخلص جای درستی ندارند و معطل ماندهاند. زیاده چه تصدیع دهد ایام الطاف مستدام باد.*
سجع مهر: ایلچی بزرگ مخصوص و مشیر مشورتی خاص پادشاهی» هنری امس
ظهر سند: جتاب مخلصان استظهاری حاجی سلمةالله تعالی مفتوح فرمایند.
* آرشیو اسناد وزارت امورخارجه. سال ۱۲۵۱ - ۱۲۵۰ ه.ق» صندوق ۲ پزشه ۵.
۱۴
شماره سند: ۶۴
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: سفارت انگلیس
موضوع: درخواست اعزام مستر تادوفرند به دارالخلافه تاریخ: ۵ رمضان ۱۲۵۲ ه.ق
نمره:س
متن سند:
هو جناب مجدت و جلالت نصابا محبان استظهارا مکرما عالیمقاما
اینکه آن جناب از خاکپای مبارک اعلیحضرت قدر قدرت قضا شوکت شاهنشاهی ایدالله عیشه و اید جیشه استدعا نموده بودید که عالیجاهان مستر تادو مستر فرند که در این زمستان مشفول تعلیم نظام قاهره تیستند آنها را مرخص فرمایند که به دارالخلافه آینده مراتب را به خاکپای مبارک شاهانه معروض داشت و برحسب استدعای آن جناب آنها را مرخص فرمودند که در این ایام تعطیل به دارالخلافه آیند. چون لازم بو اظهار شد. تحریراً فی پنحم شهر رمضان المبارک سنه ۱۲۵۲*
# آرشیو اسناد وزارت امورخارجه سال ۱۲۵۳ - ۱۲۵۲ ه.ق» صندوق ۰۳ پوشه ۸
۱۴۵
شماره سند: ۶۵
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرهنری الیس) گیرنده: وزارت دول خارجه
موضوع: در باب احضار کرتل خان
تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۱ ه.ق]
نمره: ۵۰۰ [مندرج در ظهر سند]
متن سند:
دولتخواه بلا اشتباه عرضه میدارد
که چندی قبل از اين دولتخواه در باب احضار فرمودن عالیجاه کرنل خان معروض رای اولیای دولت قاهره اعلیحضرت شاهنشاهی داشت و کارفرمایان دولت شهریاری فرمان مبارک به احضار مشارالیه صادر فرمودند. دولتخواء فرمان مبارک؛ را ارسال نزد عالیجاه کرنل جان نمود. مشارالیه بعد از زیارت فرمان جهان مطاع و اطلاع از مضمون آن در تدارک آمدن به دربار معدلتمدار شهریاری بود که مجدداً فرمان قضا جهان به صحابت عالیشآن سلیم بک به افتخار عالیجاه مشارالیه میرسد. شرح فرمان مبارک آنکه در آنجا مشغول به خدمات افواج نظام باشد و تفنگ و اسباب اهل نظام را بازدید نماید و به امورات ایشان برسد که کل حاضر و موجود باشند که هنگام احضار ناتمامی در کار نباشد و مترصد حکم و فرمایش جداگانه باشد که بعد از عبد نوروز اورا با سرباز احضار خواهیم فرمود. حال استدعای دولتخواه اين است که هرکار کارفرمایان دولت پادشاهی در آنجا چندان خدمتی به عالیجاه مشارالیه ندارند و بودن او را در آنجا چندان لزومی ندارد؛ احضار فرمایند که آمده؛ در اینجا شرف اندوز حضور مهر ظهور شاهنشاهی گردد و تقبل آستان حاصل نماید و چنانچه در آنجا به خدمت پادشاهی است دولتخواه
۱۴۶
خواهش این ندارد که مشارالیه را احضار فرمایند. در هر باب برای رأی کارکنان دولت قاهره شاهنشاهی است» خواه احضار فرمایند و خواه در همانجا مأمور به خدمت نمایند و هرگاه هم مشارالیه حال عازم دربار جهانمدار گردد زودتر از یک ماه نمیتواند مراجعت نماید که از عهده خدمات مرجوعه به خود برآید. چون واجب بود جسارت نمود. امر هم الاقدس الارفع الاشرف اعلی مطاع.*
سجع مهر: ایلچی بزرگ مخصوص و مشیر مشورتی خاص پادشاهی» هنری الس
# آرشیو اسناد وزارت امورخارجه, سال ۱۲۵۱ - ۱۲۵۰ ه.ق» صندوق ۲ پوشه ۵.
۱۳۷
فصل سوم اسنناد روابط اقتصادی ایران و انگلیس
شماره؛ سند: ۶۶
فرستنده: مس
گیرنده: -
موضوع: حقوق گمرکی مالتجارههای انگلیس تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۰ ه.ق]
نمره: ۲۲۴
متن سند:
کمبل صاحب و حکیم در باب گمرک مالالتجاره انگلیس نوشته بودند که موافق فصل دویم عهدنامه اولین که مرحوم حاجی ابراهیم و مالکم صاحب بستهاند؛ امر تجارت انگلیس در ممالک ایران از عشر و خراج معاف باشند. جواب از جانب نواب تایبالساطته به این نحو نوشته شد که اولاً هر عهدنامه که بعد بسته میشود ناسخ عهدنامه سابق است مگر در صورتیکه ذکر رفته شود که فلان فصل را که در عهدنامه سابق است برقرار داشتیم همچنانکه نادرشاه در عهدنامه عنمانلوها تشخیص حدود مملکتین را راجع به عهدنامه سابق کرده بود. شاهنشاه هم همان را برقرار داشتند و در عهدنامه ذکر و قید فرمودند. انا در فصل دویم حاجی ابراهیم صریحاً قید شده است که مطالبه عشر و خراج از مال مقتضیه سرکار طرفین موقوف باشد و این دخلی به مالالتجاره رعایای مملکتین ندارد؛ چرا که مال رعایا مختص خودشان | ست» مختص سرکار طرفین نیست. ال ین قاعده گویا از عهد مرحوم حاجی ابراهیم تا حال به هیچ وجه معمول نشده شکر و نبات و ادوبه و قلمکار و سفید و سایر امتعه هندوستان و انگلستان به بنادر و سواحل میرسد. همهجا گمرکخانهها در کار است» گمان ندارم دیناری تخفیف شود آنچه مختصات سرکار طرفین باشد که ایلچی و مأمور واجب است برای مصارف خودشان هر چه بیاورند دخلی به تجارت ندارد. رابعاه تبعه در دولت
۱۵۱
قاهره ایران نیست که در باب گمرک به خلاف آنچه باروس عثمانلو عهد بستهاند با دولتهای دیگر رفتار کنند. نواب السلطنه روحی فداه مقرر داشتند که شما در این باب با وزیر خارجه گفت وگو نمائید و هرطور صلاح دانید به حکیم جواب بدهید. جواب کمبل را هم در جوف این عریضه گذاشتهام که اگر صلاح بدانید بفرستید والا همین کاغذ را به امیرنظام بفرستید و هر جرح و تغیبر که میفرمایند جداگانه نموده که فراخور آن با کمیل صاحب قراری در باب گمرک انگلیسیها بکنند. *
* آرشیو اسناد وزارت امورخارجه» سال ۱۲۵۱ - ۱۲۵۰ ه.ق. صندوق ۲ پوشه ۴.
۱8۲
شماره سند: ۶۷
فرستنده: وزارت دول خارجه
گیرنده: وزیررمختار انگلیس (سرجان کمبل) موضوع: حقوق گمرکی مالتجارههای انگلیس تاریخ: ندارد [احتمالا ۱۲۵۰ ه.ق]
نمره: ۱۶۰ [مندرج در ظهر سند]
متن سند: سواد کاغذی که به عالیجاه کمبل صاحب نوشته شد
هو عالیجاها بلند جایگاها مجدت و نجدت پناها دوستا مشفقا مهربانا
مراسله سامی را با سواد عهدنامه که مرحوم حاجی ابراهیم و مالکم صاحب بستهانده عالیجاه دوست نکنهدان حکیم مکنیل برسانید. اینکه قلمی داشته بودید که با فراری در باب وجوه گمرک داده شود که از صد مثلاً چند گرفته شود که تجار انگلیس آمد و رفت نموده راه تجارت بازنمایند یا به همان طریق که در عهدنامه اولین مرقوم شده است» مجری دارند. مراب را به خاکپای مبارک اعلیحضرت شاهنشاهی روحنا فداه معروض داشت و فرمایشات شاهانه در جواب این است که او عهدنامه که بعد بسته شده است: نا سخ عهدنامه پیش است مگر در صورتی که در عهدنامه بعد ذکر و فید شده باشد که فلان فصل که در عهدنامه سابق است حال ممضی میداریم و حال آنکه چنین ذکری نشده است. انا در فصل دوریم همان عهدنامه اولین صریحاً نید شده است که مطالبه عشر و خراج از مال مختصیه سرکار طرفین معاف باشد به هیچوجه دخلی به
۱۵۳
مالالتجاره رعایای طرفین ندارد. ال آن عهدنامه مرحوم حاجیابراهيم و مالکم صاحب به هيچوجه در دولت قاهره معمول نشده است زیرا که شکر و نبات و ادویهجات و قلمکار و سفید پارچه و نیل و سایر امتعه و اقمشه هندوستان و انگلستان که به نادر و سواحل فارس میرسد و همهجا گمرک خانهها در کار است و گمرک برای معموله مملکت گرفتهانده مگر آنچه مال مخصوص سرکار طرفین باشد که دخلی به امور تجارت ندارد. اما در باب اينکه قراری تازه دهند که از صد چند گرفته شوده فرمودند قرار همان است که آنچه با تجار دولتین روس و عثمانلو رفتار میکنیم با تجار و تبعه آن دولت هم از
آن قرار معمول میداریم و قرار تازه نمی دهیم که مورد بحث دیگران شویم. والسلام *
* آرشیو اسناد وزارت امورخارجه سال ۱۲۵۰-۱۲۵۱ د.ق» صندوق ۲» پوشه ۴.
۱۵۴
شماره سند: ۶۸
فرستنده: وزیرمختار انگلیس (سرجان کمبل) گیرنده: وزارت دول خارجه
موضوع: در باب انعقاد عهدنامه تجارت تاریخ: ندارد [احتمالاً ۱۲۵۰ ه.ق]
نمره: ۴۶۹ [مندرج در ظهر سند]
متن سند.
مخلصان استظهارا ملاذا مشفقا
در باب انعقاد عهدنامه تجارت فیمایین دولتین علیتین ایران و انگلیس که چندی پیشتر از این عرض شد و مراتب را آن جناب به خاکپای مبارک اقدس همایون شهریاری عرض و حسبالامر شهرباری مقرر شد که بعد از ورود جناب قائممقام به دربار همیون اقدس شهرباری به یکی از اولیای دولت بهیّه اختیارنامه مرحمت خواهد شد که عهدنامه تجارت بینالدولتین منعقد شود. حال جناب معزیالیه وارد گردیده و مدتهاست که مالالتجاره تجار انگلیس وارد بنادر دولت عثمانی شده و معطل مانده. مستدعی آنکه فدوی به خاکپای مبارک اقدس شهریاری عرض که حکم مجددی صادر با اختیارنامه کلی به یکی از اولیای دولت مرحمت که عهدنامه مزبور منعقد گردد. البته در اين باب لازمه اهتمام را خواهند فرمود. ایام الطاف مستدام باد.* سجع مهر: جان کمبل
# آرشیو اسناد وزارت امورخارجه؛ سال ۱۲۵۱ - ۱۲۵۰ ه.ق» صندوق ۰۲ پوشه ۵
۱۵۵
شماره سند: ۶4٩
فرستنده: وزارت دول خارجه گیرنده: سفارت انگلیس موضوع: انعقاد عهدنامه تجارتی تاریخ: ندارد [۱۳۵۱ ه.ق] نمره: ۱۰ [مندرج در ظهر سند]
متن سند.
کاغذ آن جناب که به تاریخ بیست و هفتم شهر شوال سنه ۱۲۵۱ نوشته بودند واصل شد و آن مشتمل بود بر سه مطلب:
اول اینکه عهدنامه تجارت که به توسط مرحرم حاجی ابراهیم و عالیجاه کپیتان جان ملکم بسته شده ممضی و مجری است.
دویم اینکه موافق عهدنامه آخر که به توسط آن جناب و مستر موریه وکلای دولت علیه بسته شده عهدنامه تجارتی مجدداً باید بسته شود.
سیم اینکه سوارهایی که در کتب موجود است مناط و معتبر است. جواب هریک از مطالب آن جناب بدین موجب قلمی میشود.
اما مطلب اول:
اولگ چون امضای عهدنامه تجارت که در سنه ۱۲۲۵ بسته شده در دفترخانه
همایونی موجود نیست۰ مرحوم حاجیخلیل خان" و ملکالتجار که اجرای امور
۱ حاجی خلیل خان قزوینی ملکالتجار که به همراهی سرجان صلکم با نامههای فتحعلیشاه عسازم هندوستان شده بود مأموربت داشت که پس از ملاقات با فرمانفرمای کل هندوستان برای انجام سفارت خویش به لندن برود. وقتی وارد بمبتی شد کارگزاران انگلیس از او به گرمی پذیرایی کردتد و برای آنکه
۰
تجارت دولت علیه به عهد؛ٌ او مفوض بود در هند مقتول شد. مارایقین حاصل نمیشود بر امضای آن عهدنامه مگر بعد از ملاحظه اصل.
ان در صورتی که امضای آن محقق شود چون سه عهدنامه بعد از آن مایین دولتین علیتین ایران و انگلیس بسته شده و در هیچیک اسمی از اين عهدنامه برده نشده است بلکه برخلاف قید کردهاند که عهدنامه تجارت بعد از اين بسته خواهد شد. پس از آن عهدنامه منسوخ خواهد بود و اگر عهدنامه لاحق عهدنامه سابق را فسخ نکنند» اولیای دولت انگلیس به چه دلیل از ادای دوبست هزار تومان که در دو عهدنامه سابق قبول کرده بودند» انکار میکنند. آن جناب را سخن این است که من و مستر موریه موافق رقعه که در این باب به اولیای دولت قاهره ایران نوشتهايم» این عهدنامه را برقرار کردهايم» اگر اولیای که ری فا ور رات کر فحه بافت سر آق حنای اس کمایراز نمایند.
اما مطلب دویم ما را در این باب شبهه نیست که در دیباچه عهدنامه آخر در اين باب ذکری شد